چرا جنگ پس از آزادسازی خرمشهر تمام نشد؟

چاپلینک ثابت
آزادسازی خرمشهر و پیامدهای پس از آن(بخش پایانی)

 

علت عدم اتمام جنگ و برقراری صلح پس از آزادسازی خرمشهر یکی از سوالات مهم در مورد عملکرد جمهوری اسلامی ایران در 8 سال دفاع مقدس می باشد. برای بسیاری از افراد ازجمله نسلهای بعدی انقلاب این سوال مطرح است که، زمانی که ایران موفق به آزادسازی خرمشهر شد و عراق هم از بخشهایی از خاک ایران عقب نشینی نمود و آتش‌بس یکطرفه‌ای را مطرح کرد، چرا مسئولان وقت جمهوری اسلامی از فرصت بوجود آمده استفاده ننمودند و جنگ به مدت 6 سال دیگر ادامه یافت؟

 

در بخش اول تا پنجم مطلب "آزادسازی خرمشهر و پیامدهای پس از آن" به پیامدهای جهانی فتح خرمشهر، شروط اصلی ایران برای پایان دادن به جنگ پس از فتح خرمشهر ، سیاست دفاعی جمهوری اسلامی ایران پس از آزادسازی خرمشهر، زمینه ها و چرایی اتخاذ تصمیم تعقیب متجاوز و ورود به خاک عراق و مواضع بنیانگذار انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(ره) در قبال عقب نشینی عراق از بخش هایی از خاک ایران،اشاره شد.

 

در این بخش به علل عدم اتمام جنگ پس از آزادسازی خرمشهر ، به شرح زیر پرداخته می شود:

 


چرا جنگ تمام نشد؟

پس از فتح خرمشهر، ایران احساس قدرت می‌کرد و همة مسئولان کشور موافق تداوم جنگ بودند. هیچ کس نبود که بگوید جنگ ادامه نیابد. هیچ سند و مدرکی از احزاب و گروه‌های سیاسی و نیز شخصیت‌‌های سیاسی برای مخالفت آنها با ادامة جنگ در آن مقطع و پس از آزادسازی خرمشهر وجود ندارد.*

 

برخی مسئولان ایرانی معتقد بودند تا هنگامی که شرایط سیاسی برای پایان دادن به جنگ فراهم نشده، نباید به صورت یک‌طرفه اقدامات نظامی را متوقف کرد؛ هرچند که پیروزی‌‌های بزرگی هم به‌ دست آمده باشد. آنها معتقد بودند توقف عملیات نظامی به امید یافتن راه حل‌‌های سیاسی، عاقلانه و منطقی نیست. اگرچه عملیات‌‌های ایران بخش عمده‌ای از سرزمین‌‌های کشور را آزاد کرده بود، اما هنوز عراق حاضر نبود شرایط ایران را برای پایان جنگ بپذیرد.

 

البته فشار جدی و تعیین‌کننده‌ای هم بر نظام بین‌الملل و شورای امنیت سازمان ملل وارد نشده بود تا آنها را به تصویب قطعنامه‌‌های متناسب با اهداف سیاسی ایران در جنگ سوق دهد. بنابراین توقف جنگ دورنمای روشنی از وضعیت آینده را نشان نمی‌‌داد.

 

 

از مجموعة مطالبی که تاکنون از دست‌اندرکاران و مسئولان مختلف کشور در دوران جنگ تحمیلی منتشر شده است، می‌توان به نکات زیر در مورد دلایل ادامة جنگ پس از فتح خرمشهر اشاره نمود:

 

الف) عدم پذیرش معاهده 1975 و ادامة حضور ارتش عراق در بخشی از سرزمین‌‌های ایران:

اگرچه با پایان عملیات بیت‌المقدس، گمان می‌رفت که ایران توانسته تجاوز ارتش عراق را دفع کند و سرزمین‌‌های خود را آزاد سازد و قوای دشمن را تا مرز عقب براند، ولی هنوز بخش‌‌هایی از کشور همچنان در اشغال ارتش عراق بود؛ مانند مناطق مرزی غرب و ارتفاعات مسلط بر شهرهای سومار، سرپل‌ذهاب، گیلان‌غرب و مهران، ارتفاعات میمک و نفت‌شهر** و بخشی از مرز شلمچه تا اروند‌‌رود.

 

ادامة حضور قوای عراق در بخشی از اراضی ایران به مفهوم آن بود که دولت عراق در برابر خواسته‌‌‌های ایران تسلیم نشده و می‌خواهد با گروگان گرفتن آنها، معاهدة 1975 الجزایر را در مذاکره با ایران تغییر دهد. ایران معتقد بود که صدام باید به معاهده‌ای که امضا کرده است، پایبند باشد و دست از ادعاهای مرزی علیه ایران بردارد. برخی معتقد بودند که اصولاً صدام جنگ را آغاز کرده تا ایران را وادار به مذاکره برای منتفی کردن معاهدة الجزایر و انعقاد قرارداد جدید مرزی کند.

 

ب) تصور ایران از قدرت یافتن:

پیروزی‌‌های پیاپی ایران در جبهه‌‌های جنگ در چهار عملیات پی‌درپی و موفق موجب شده بود تا جمهوری اسلامی احساس کند که توان نظامی لازم برای غلبة نهایی بر ارتش عراق و شکست صدام حسین را دارد. بنابراین می‌‌تواند با ادامة عملیات نظامی به اهداف بلندتری در جنگ دست یابد و عامل شروع جنگ، یعنی رئیس‌‌جمهور عراق را برکنار کند.

 

از سوی دیگر ایران نگران بود که با شعار صلح، شور و شوق مردم برای حضور در جبهه‌ها از بین برود و قدرت جنگی ایران تحلیل یابد. در وضعیت آتش‌بس دیگر مردم به حضور خود در جبهه احساس نیاز نمی‌کردند و دنبال زندگی خود می‌رفتند. ایران گمان می‌کرد جنگ به جایی رسیده است که می‌تواند از موضع بالا و برتر حرف بزند. بنابراین باید شور جهاد را حفظ کند. (1)

 

ج) عدم ارائة هیچ‌گونه پیشنهاد صلح رژیم بعثی عراق یا مراجع بین‌المللی:

اگرچه برخی سازمان‌های بین‌المللی و بعضی دولت‌‌ها تلاش‌‌هایی را برای صلح صورت دادند، ولی هیچ یک از این اقدامات نتوانست ایران را قانع کند که بدون نگرانی از آغاز دوبارة جنگ و تنها با آتش‌بس می‌‌تواند به صلحی پایدار دست یابد. تجربة باقی‌ماندن تپه‌‌های جولان سوریه در اشغال اسرائیل پس از گذشت ده‌‌ها سال از پایان جنگ و برقراری آتش‌بس بین سوریه و رژیم صهیونیستی، تجربة ناخوشایندی برای ملت‌‌ها بود.

 

در آن هنگام رژیم عراق تنها درخواست آتش‌بس داشت و به دنبال پایان دادن به اختلافات و مناقشات بین دو کشور بر مبنای معاهدة 1975 نبود. این امر موجب نگرانی ایران از نرسیدن به صلح با پذیرش آتش‌بس و ایجاد شرایط "نه جنگ و نه صلح" برای مدتی نامعلوم می‌گشت. مذاکره می‌توانست سال‌‌ها طول بکشد، زیرا طولانی شدن مذاکره به نفع عراق و به ضرر ایران بود. از سوی دیگر ایران مطمئن نبود که اگر در شرایط داشتن قدرت نظامی، آتش‌بس با رژیم عراق را بپذیرد، آیا ارتش بعثی دوباره و پس از بازسازی، مجدداً به ایران هجمه و حمله خواهد کرد یا خیر.

 

تحلیل ایران از پیشنهاد آتش‌بس رژیم بعثی پس از فتح خرمشهر، اجرای یک عملیات سیاسی و روانی و استفاده از ابزار آتش‌بس برای جلوگیری از انهدام قدرت نظامی ارتش عراق و پیروزی قاطع ایران ارزیابی می‌شد. حملة صدام به کویت پس از پایان جنگ با ایران، بر اعتبار و قوت این تحلیل ‌افزود.

 

د) عدم اعتماد به رفتار و گفتار صدام:

باید توجه داشت که به فرض توقف جنگ و چنانچه ایران در مذاکرات با عراق به نتیجه نمی‌رسید، با توجه به روحیات صدام و وجود یک ارتش سازمان‌یافته در عراق، ممکن بود دوباره ارتش عراق تهاجم خود را از سر بگیرد و این بار بخش‌های بیشتری از کشور ما را اشغال کند. همچنین باید توجه داشت که بیشتر نیروهای ایرانی، بسیجیان بودند که طبیعتاً با توقف جنگ به سر کار و زندگی خود برمی‌گشتند و چه‌بسا ایران دیگر قادر نبود حجم گسترده‌ای از نیروهای ثابت را در جبهه‌‌های جنگ در برابر ارتش عراق و برای مدت طولانی حفظ کند.

 

از سوی دیگر صدام هم به نقض قول و پیمان، شهرت داشت و نمی‌شد روی حرف او حساب کرد. بنابراین کسی نمی‌توانست تضمین بدهد که صدام پس از آتش‌بس، دوباره جنگ را آغاز نکند.

 

در این باره امام خمینی خطاب به وزیر امور خارجه و سفرا و کارداران کشورهای خارجی مقیم ایران به مناسبت دهة فجر در 18/11/1362 ‌‌فرمودند:

می‌‌گویند که صلح بکنید. ما از اول با هیچ‌کس جنگ نداشتیم، لکن با صدام نمی‌‌توانیم صلح بکنیم. صدام یک جانی است که به هیچ یک از تعهداتی که می‌‌کند اعتبار نیست. او با دولت سابق [رژیم شاه] با اینکه غیر قانونی بود، تعهد کرده بود [قرار داد 1975] و آن را به ‌هم زد. او هر روز افکارش را عوض می‌‌کند. یک انسانی نیست که بشود با او صلح کرد. شما گمان می‌‌کنید که اگر ما با صدام صلح کنیم، به این صلح ادامه می‌‌دهد؟ یا خیر، می‌‌خواهد خودش را تجهیز کند و تقویت کند و دوباره حمله کند؟ این آدمی است که از اول تا حالا به شهرهای بیچاره عرب‌نشین، کردنشین، فارس‌نشین با موشک‌‌ها حمله کرده و مع‌الاسف موشک از شوروی است، از آمریکا است و از آن اسفناک‌‌تر اینکه دولت‌‌های منطقه به او کمک می‌‌کنند.(2)

 

ﻫ) شرایط نامساعد دفاعی در مرز جنوبی کشور:

مرز کشور در جنوب استان خوزستان در یک دشت وسیع قرار داشت که از نظر نظامی عبور از آنها برای واحدهای زرهی ارتش عراق به‌سادگی میسر بود. از آنجا که عمدة قدرت نظامی ایران متکی بر نیروهای پیاده بود، بنابراین نیاز به رسیدن به یک مانع طبیعی مثل اروند‌‌رود برای پدافند مطمئن ضروری می‌‌نمود. ایران باید می‌کوشید تا به یک عارضة قابل دفاع در جغرافیای منطقة جنگی دسترسی پیدا کند، به ‌گونه‌ای که از تهاجم دوبارة ارتش عراق ایمن گردد.

 

شاید مهم‌‌‌‌ترین نکته در مسئلة عبور از مرز این بود که وقتی جنگی بین دو کشور درمی‌گیرد، همة سرزمین و همة فضای دو کشور درگیر جنگ و منازعه می‌گردد. بنابراین نمی‌توان یک طرف را مقید به جنگیدن در سرزمین خود نمود، در حالی که طرف مقابل خود را مجاز به جنگیدن در هر نقطه‌ای از خاک حریف می‌داند. اگر ایران در هنگامی که شهرهایش در اشغال ارتش متجاوز بعثی بود، به جای تلاش برای آزادی سرزمین‌‌های خود، بخشی از خاک عراق و شهرهای کشور متخاصم را تصرف می‌کرد، هیچ‌کس نمی‌توانست به آن ایراد بگیرد.

 

بنابراین مسئلة مهم، چگونگی خاتمه دادن به جنگ بود، نه اینکه جنگیدن با دشمن در خاک وی اشکالی داشته باشد یا عبور از مرز برای رسیدن به اهداف تعیین‌شده به منظور غلبه بر دشمن و جلوگیری از دسترسی او به اهداف خود، منعی حقوقی یا ایرادی نظامی داشته باشد.

 

و) انتظار خانواده‌‌‌های شهدای جنگ برای سرکوبی کامل دشمن:

در آن هنگام این احساس در بین خانواده‌‌های آسیب‌دیدگان از جنگ به وجود آمده بود که نه‌تنها باید قوای متجاوز را از خاک ایران بیرون کرد، بلکه باید دولتی را مجازات نمود که به خود اجازه آغاز جنگ را داده. باید شرایطی را فراهم آورد که حکومت عراق دیگر هیچ‌گاه به فکر حمله به ایران نیفتد. اظهارات بسیاری از خانواده‌‌های شهدا و رزمندگان بر چنین درخواستی تأکید می‌‌ورزید و حتی بسیاری از رزمندگان نگران برقراری آتش‌بس بودند. (3)

 

دیدگاه امام خمینی نسبت به این نظرات مردم را می‌‌توان از پیام ایشان به مناسبت روز پاسدار در 1361/3/6 فهمید؛ آنجا که ‌‌فرموده‌اند: «در ایران اسلامی، مردم تصمیم‌گیرندگان نهایی تمامی مسائلند.» (4)

 

بنابراین، با توجه به تمام توضیحات فوق، شورای عالی دفاع ایران با حضور امام خمینی، به منظور آزادسازی باقی‌ماندة سرزمین‌‌های ایران و نیز پایان دادن به جنگ تحمیلی از موضع عزت و قدرت و نیز تأمین منافع ملی کشور، تصمیم گرفت تا محدودیت و ممنوعیت عبور از مرز را بردارد و جنگ را تا رسیدن به نتیجة مطلوب ادامه دهد.

 


پانوشت

* پس از گذشت ماه‌‌ها از فتح خرمشهر و ادامة جنگ، نهضت آزادی یکی از احزابی بود که به ادامة جنگ انتقاد کرد.

** قبل از جنگ، پالایشگاه کرمانشاه از نفت‌شهر تغذیه می‌شد، ولی با اشغال این شهر، عراق نفت آن را با احداث خط لوله‌ای منتقل می‌کرد و به مصرف می‌رساند.

1- هاشمی رفسنجانی،اکبر، مصاحبه های سال 1361، تهران، دفتر نشرمعارف انقلاب،1380، صص 242 تا 245.

2- صحیفة امام، (مجموعة آثار امام خمینی)، جلد 18، تهران، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، صص 322.

3- هاشمی رفسنجانی، اکبر، پس از بحران، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص 123.

4- ماخذ 2، ص 226.

 

منبع

- علایی حسین، روند جنگ ایران و عراق، جلد اول، تهران، انتشارات مرز و بوم، چاپ اول 1391، صص  520-516.

دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس
یادداشت

دیدگاه جدیدی بگذارید

روزشمار دفاع‌مقدس



01 آذر

روزشمار اسناد سازمان ملل



01 آذر

آخرین نشریه:

شماره 56 نگین ایران