مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس
 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

چگونگی تداوم جنگ پس از فتح خرمشهر و روند پایان جنگ(قسمت دوم)

چاپلینک ثابت

ادامه بخش اول : چگونگی تداوم جنگ پس از فتح خرمشهر

دکتر حسین علایی

در قسمت اول این بحث، مولف به تاثیرات سیاسی آزادسازی خرمشهر و موضوعات مطرح شده بعد از عملیات بیت المقدس، از جمله ادامه جنگ به منظور بیرون راندن متجاوزین بعثی از بخشهای اشغالی باقی مانده و ورود به خاک دشمن با هدف دور کردن تهدید نظامی عراق و تنبیه متجاوز اشاره و آن را مورد بررسی قرار داد.

 

درادامه بحث  و در این قسمت، مولف به تحولات بعد از فتح خرمشهر از جمله تغییر در استراتژی ارتش عراق، عملیات های نظامی ایران، جنگ شهرها، جنگ نفتکش ها و... می پردازد و تاثیر این وقایع در وضعیت کلی جنگ تحمیلی را به شرح زیر مورد بررسی قرار می دهد:


راهبرد دفاع ایستای ارتش عراق

پس از شکست فاحش ارتش عراق در عملیات بیت‌المقدس و عقب‌نشینی بخشی از نیروهای عراقی به پشت خطوط مرزی، ارتش عراق به‌طورکلی روحیه تهاجمی خود را از دست داد. برای عراق مشخص بود که باید خود را برای دفاع از بصره آماده کند زیرا سقوط این شهر معنای دیگری داشت (السامرایی، 1388 : 99). بر این اساس ارتش عراق تصمیم گرفت تا با اتخاذ راهبرد دفاع ایستا، در پشت سنگرهایی که در دژهای مرزی احداث کرده بود، یگان‌های خود را مستقر کرده و در مقابل حملات ایران بایستد. اتخاذ این راهبرد موجب کاهش خسارات و تلفات ارتش عراق می‌گردید و امکان فروپاشی ناگهانی جبهه عراق را کاهش می‌داد.

 

با آزادسازی خرمشهر، ماهیت، انگیزه‌ها و شکل جنگ عوض شد. عملیات رمضان، سرآغاز مرحله جدیدی از جنگ و کشانده شدن آن به خاک عراق و اولین عملیات از سلسله عملیات‌های برون‌مرزی ایران در خلال جنگ 8 ساله است. عملیات رمضان پس از بازگشت فرماندهان سپاه و ارتش از سوریه و پس از مخالفت امام خمینی با حضور نیروهای ایران در کشور لبنان، در اواخر خردادماه طرح‌ریزی و در دوشنبه‌شب مورخ 21 تیرماه سال 1361 و پس از گذشت 38 روز از فتح خرمشهر با رمز یا صاحب‌الزمان(ع) ادرکنی به مرحله اجرا درآمد. این عملیات پس از گذشت چند ساعت از صدور قطعنامه 514 شورای امنیت آغاز شد.

 

اجرای این عملیات روشن می‌کرد که ایران از محتوای قطعنامه صادره از سوی شورای امنیت سازمان ملل، رضایت ندارد. با اعلام ورود نیروهای ایرانی به خاک عراق، بلافاصله سازمان ملل نسبت به آن واکنش نشان داد و به فاصله گذشت 30 ساعت از شروع عملیات رمضان، شورای امنیت با صدور بیانیه‌ای از وضعیت وخیم به وجود آمده بین دو کشور اظهار نگرانی کرد و خواستار آتش‌بس شد که ایران آن را رد کرد (پارسا دوست، 1371 : 305).

 

 

شورای امنیت سازمان ملل به‌جز قطعنامه‌ای که در هفته اول آغاز جنگ صادر کرد تا زمانی که فتح خرمشهر صورت گرفت ساکت بود.پس از آن‌که ستون فقرات نیروهای اشغالگر عراق در عملیات بیت‌المقدس شکست و هزاران نظامی عراقی به اسارت درآمدند، این شورا دوباره فعال شد و پس از گذشت نزدیک به 50 روز از آزادسازی عمده سرزمین‌های ایران ، قطعنامه 514 را در تاریخ 21 تیر 1361 مطابق با 12 ژوئیه 1982 صادر کرد. در این قطعنامه، برقراری آتش‌بس فوری و بازگشت نیروهای دو کشور به پشت مرزهای بین‌المللی، احترام به حاکمیت، تمامیت ارضی و عدم مداخله کشورها در امور یکدیگر مطرح گردیده و بررسی شرایط و اختلافات ایران و عراق، پیش‌بینی‌شده بود. جالب است که شورای امنیت سازمان ملل در طول حدود 20 ماه از ادامه حضور نظامی ارتش عراق در ایران ساکت بود ولی باگذشت کمتر از 2 روز از آغازعملیات رمضان و ورود نیروهای ایرانی به خاک عراق، از خود واکنش نشان داد. در همین حال آمریکا هم با کنایه ایران را از ورود به خاک عراق بر حذر داشت (هاشمی رفسنجانی، 1386 : 124).

 

عملیات رمضان، نتوانست به اهداف تعیین‌شده خود برسد و منطقه مورد نظر تصرف نشد. این عملیات، دستاوردهای مورد انتظار را در پی نداشت. سپاه در تاریخ 10/5/1361 تعداد شهدای عملیات رمضان را 1580 نفر و مجروحین را 10205 نفر و تعداد مفقودین و اسرا را 2103 نفر اعلام نمود (فصلنامه نگین، 1387 : 120). ارتش عراق علاوه بر بسیج واحدهای زمینی خود در جبهه عملیاتی رمضان و بمباران مداوم این منطقه جنگی با هواپیماهای جنگی خود، بمباران شهرهای دور از جبهه را آغاز کرد. جنگنده‌های عراقی در روز چهارشنبه 23 / 4/ 1361 به شهرهای خرم‌آباد، باختران و ایلام حمله هوایی نمودند و حدود 45 نفر را شهید و صدها نفر را مجروح و ده‌ها خانه مسکونی را ویران کردند (هاشمی رفسنجانی، 1386 : 123 و 127).

 

با شروع عملیات رمضان، حمله بیشتر به جزیره خارک در دستور کار ارتش عراق قرار گرفت. ارتش عراق در 25 / 4/ 1361 به پرتاب موشک به‌جزیره خارک اقدام کرد. پس از عملیات رمضان، برای اولین بار پرواز هواپیماهای بمب‌افکن میگ 251 روسی در آسمان ایران مشاهده گردید و مشخص شد که روس‌ها تعداد بیشتری هواپیماهای پیشرفته و جنگ‌افزارهای جدیدی به عراق واگذار کرده‌اند. پس از انجام عملیات رمضان، ربایش هواپیماهای ایران هم در دستور کار عراق و منافقین قرار گرفت. درحالی‌که حمله عراق به مناطق مسکونی و چاه‌های نفتی ایران در خلیج‌فارس ادامه داشت، منافقین در عصر روز چهارشنبه 15 / 4/ 1362 یک فروند هواپیمای مسافربری 747 جمهوری اسلامی ایران را با 390 مسافر و خدمه از آسمان شیراز ربوده و به کویت بردند. با این اقدام پیچیدگی‌های جنگ افزایش یافت.

 

از این زمان به بعد تکیه‌بر قدرت سلاح از سوی ارتش عراق توسعه پیدا کرد و تلفات هر عملیات نسبت به عملیات‌های دوره قبل افزایش یافت. کمک‌های تسلیحاتی و مالی کشورهای مختلف ازجمله شوروی، فرانسه و کشورهای عربی خلیج‌فارس به عراق افزایش یافت. توان هوایی عراق توسعه پیدا کرد و جنگ آرام‌آرام از حوزه جبهه‌های زمینی به خلیج‌فارس نیز کشیده شد و رژیم صدام به دنبال دستیابی به جنگ‌افزارهای جدید و سلاح‌های مخرب‌تر رفت.

 

قدرت‌های جهانی و سازمان‌های بین‌المللی نیز، تحرک مؤثری از خود، برای پایان دادن به جنگ نشان ندادند. تولید نفت ایران و عراق و درآمدهای ناشی از آن، امکان ادامه جنگ فرسایشی را به طرفین می‌داد. با ادامه حملات عراق به کشتی‌ها و نفت‌کش‌ها و جزیره خارک، فکر مقابله‌به‌مثل در ایران آرام‌آرام شکل می‌گرفت. در زمستان سال 1362 عراق دومین خط لوله نفتی خود را به ترکیه احداث نمود و خیالش از آسیب‌پذیری نسبت به صدور نفت تا حدود زیادی آسوده شد. با این اقدام توسعه جنگ در خلیج‌فارس و حمله به تأسیسات نفتی ایران جزء راهبرد اساسی عراق قرار گرفت.

 

تغییر در بینش عملیاتی و انجام عملیات‌های خیبر و بدر

عملیات‌های رمضان، مسلم ابن عقیل، محرم، والفجر مقدماتی، والفجرهای 1 و 2 و 3 و 4 که همگی در سال 1361 و اوایل سال 1362 برنامه‌ریزی، طراحی و اجرا گردید، نتوانست موفقیت‌های نظامی سال دوم جنگ را تداوم بخشد. با ناکامی‌های پدید آمده اختلافات موجود بین ارتش و سپاه نیز آشکار گردید. عمده این اختلاف به نوع تفکر و نیز در نحوه اداره و فرماندهی یگان‌ها در عملیات، بازمی‌گشت و ازآنجاکه رییس‌جمهور امکان حضور فعال درصحنه را نداشت، این امر موجب شد تا امام خمینی طی حکمی در 30 بهمن 1362 آقای هاشمی رفسنجانی را به سمت «فرماندهی دنباله عملیات والفجر » منصوب کردند (صحیفه امام، ج 18 ، 1378 : 355).

 

برای انجام عملیات موفق با چنین وضعیتی یا  می‌بایستی در میزان و نوع «تجهیزات و جنگ‌افزارهای » و نیز در تعداد یگان‌های رزمی، تحولی رخ می‌داد و یا اگر امکان افزایش توان رزمی خودی وجود نداشت، باید «ابتکار عمل جدیدی » اتخاذ می‌گردید، به‌گونه‌ای که ارتش عراق از قبل درباره آن تدبیر جدید چاره‌اندیشی نکرده باشد. بنابراین برنامه‌ریزان عملیات یا بایستی مانور را تغییر می‌دادند یا زمین جدید و متفاوتی را برای انجام عملیات در نظر می‌گرفتند. برای برون‌رفت از این بن‌بست، توجه فرماندهی سپاه به منطقه هورالهویزه معطوف شد. دو عملیات خیبر و بدر به ترتیب در روز سوم اسفندماه سال 1362 و در 20 اسفند 1363 در هور انجام شد. ارتش بعثی در جریان عملیات خیبر از سلاح شیمیایی به‌عنوان یکی از مؤثرترین ابزارهای مقابله با رزمندگان پیاده استفاده نمود. براثر حملات شیمیایی در روزهای اول عملیات خیبر 40 نفر از رزمندگان اسلام شهید و 2700 نفر آن‌ها مصدوم گردیدند (هاشمی رفسنجانی، 1386 : 31 ).

 

پس از عملیات خیبر، استفاده از جنگ‌افزارهای شیمیایی از سوی ارتش بعثی عراق در هر عملیات ادامه یافت و به‌مرور بر حجم و تنوع گازهای شیمیایی بکار رفته افزوده شد. عملیات خیبر نتوانست به هدف اصلی خود که بستن جاده بصره  عماره بود دست یابد. اما در حین عقب‌نشینی از شرق دجله طی سه هفته نبرد سنگین، منطقه‌ای در آب‌گرفتگی هور به وسعت حدود 1000 کیلومترمربع به همراه جزایر مجنون شمالی و جنوبی که دارای ذخایر عظیم نفت بود به تصرف درآمد. دو جزیره مجنون درمجموع 160 کیلومترمربع وسعت داشتند. عملیات بدر هم نتوانست اهداف عملیات خیبر را تکمیل کند و قرین موفقیت نشد.

 

گرچه عملیات بدر نتوانست به اهداف برنامه‌ریزی‌شده خود دسترسی پیدا کند، اما تصرف دوباره منطقه اطراف رودخانه دجله و رسیدن به جاده بصره  عماره نشان داد که ایران قادر است از موانع، استحکامات و مواضع ارتش عراق عبور نموده و نقاط حساسی از سرزمین قوای متجاوز را به کنترل خود درآورد و با این اقدام می‌تواند به‌طور مرتب فشار نظامی بر روی دولت عراق وارد نماید تا آن کشور را به پذیرش شرایط ایران برای خاتمه دادن به جنگ وادار بنماید. در حین عملیات بدر حمله عراق به شهرهای ایران افزایش یافت و تهران هم موردحمله هوایی قرار گرفت. اولین حمله موشکی ایران در پاسخ به حملات عراق به شهرها در تاریخ 20 / 12 / 1363 همزمان با آغاز عملیات بدر با پرتاب یک فروند موشک اسکاد بی به شهر کرکوک عراق انجام شد. این موشک به یکی از سالن‌های بزرگ کارخانه سیمان کرکوک اصابت کرد.

 

با حمله عراق به تهران، امام خمینی از تاریخ سه‌شنبه 21 اسفند 1363 منع حمله به بغداد را برداشتند و طی پیام شفاهی به رهبران شوروی از دادن امکانات موشکی به عراق انتقاد کردند. حملات عراق به مناطق مسکونی آن‌قدر توسعه یافت که سازمان ملل درخواست آتش‌بس در مناطق مسکونی را در 1363/12/21 به دو طرف ارائه داد. ایران این درخواست را بلافاصله پذیرفت. به‌هرحال طرح‌ریزی دو عملیات خیبر و بدر به‌منظور به دست گرفتن ابتکار عمل در جبهه‌های جنگ، صورت گرفت اما انجام این دو عملیات نتوانست به تغییر چشمگیر و مهمی درصحنه جنگ منتهی شود و نتیجه مهمی از تحول در تدبیر نظامی حاصل نشد. زیرا قوای ایران نتوانستند مناطقی را که تصرف کرده بودند نگه‌دارند و به همه اهداف خود دسترسی پیدا کنند. بنابراین می‌توان گفت که گرچه این دو عملیات ازنظر نظامی و تاکتیکی ارزشمند بودند اما تأثیر چندانی در سرنوشت سیاسی جنگ، از خود برجای نگذاشتند.

 

انتقال منافقین از فرانسه به عراق

با طولانی شدن جنگ، هر دو کشور ایران و عراق به فکر استفاده بیشتر از مخالفین یکدیگر در جبهه‌ها افتادند. مهم‌ترین تشکیلات مخالف جمهوری اسلامی که دارای سازمان مناسب و انگیزه کافی برای رویارویی با انقلاب اسلامی بود سازمان مجاهدین خلق بود که تشکیلات مرکزی خود را به فرانسه منتقل کرده بود. در اواخر زمستان سال 1362 طارق عزیز وزیر امور خارجه عراق در سفر به فرانسه با مسعود رجوی رئیس سازمان منافقین ملاقات نمود. از این زمان، تحولی در استفاده از نیروهای این سازمان برای جنگ در کنار نظامیان عراقی علیه ایران به وجود آمد. از آغاز جنگ، سازمان منافقین به کسب اطلاعات از داخل ایران و جاسوسی برای رژیم عراق و نیز انجام عملیات تروریستی علیه مسئولین و مردم انقلابی ایران می‌پرداخت، اما با توافق با عراق قرار شد این سازمان دفتر مرکزی خود را به عراق منتقل نماید.

 

 

عراق چند پادگان ازجمله اردوگاه اشرف در حوالی بغداد را در اختیار منافقین گذاشت تا علاوه بر ادامه فعالیت‌های قبلی، یک سازمان نظامی را نیز به وجود آورند و با استقرار دائمی در داخل خاک عراق، به‌عنوان پیاده‌نظام و پیش‌مرگان ارتش بعثی عراق علیه ایران در جبهه‌های جنگ وارد عمل شوند. پس از گذشت مدتی از استقرار رسمی سازمان منافقین در عراق، ارتش آزادی‌بخش ملی متشکل از نیروهای این سازمان با کمک ارتش عراق در 29 خرداد سال 1366، تشکیل شد. با تشکیل این ارتش، راهبرد منافقین از کمک رسانی جاسوسی به ارتش عراق به راهبرد شرکت مستقیم در جبهه‌های جنگ تغییر کرد. دو هفته پس از تشکیل این ارتش، سرکرده منافقین با صدام ملاقات نمود و هماهنگی‌های لازم با رئیس‌جمهور عراق صورت گرفت (جمعی از نویسندگان، 1385 : 281). تشکیل این ارتش حکایت از برنامه عراق برای تهاجم مجدد به خاک ایران می‌داد.

 

جنگ نفت‌کش‌ها

پس از عملیات خیبر جنگ علیه نفت‌کش‌های حامل نفت ایران در خلیج‌فارس هم در دستور کار نیروی هوایی ارتش عراق قرار گرفت. از ابتدای جنگ، نیروی هوایی ارتش عراق به تأسیسات نفتی و به‌جزیره خارک و پایانه‌های صدور نفت ایران حمله می‌کرد اما از اردیبهشت‌ماه سال 1363 حمله به نفت‌کش‌ها از سوی دولت عراق آغاز شد. با اتخاذ سیاست جنگ نفت‌کش‌ها، اولین کشتی بزرگ نفت‌کش به نام سفینه العرب با ظرفیت 340 هزار تن در روز پنجشنبه 6 اردیبهشت موردحمله عراق قرار گرفت و یک نفر از سرنشینان آن مفقود گردید. تا زمانی که عراق به کشتی‌های تجاری عازم بندر امام خمینی حمله می‌کرد، ایران از مقابله‌به‌مثل خودداری می‌کرد. اما با گسترش حمله نیروی هوایی عراق به نفت‌کش‌های حامل نفت جمهوری اسلامی، مسئولین ایرانی در تاریخ1363/2/21تصمیم به مقابله‌به‌مثل در برابر حمله به نفت‌کش‌ها گرفتند. تا پایان جنگ یکی از نگرانی‌های اساسی ایران جنگ نفت‌کش‌ها بود که سرانجام پای قدرت‌های بزرگ را به خلیج‌فارس باز کرد و کشورهای دیگر را نیز در مسئله جنگ درگیر نمود.

 

ماجرای مک فارلین

در جریان جنگ تحمیلی، ایران تحت تحریم تسلیحاتی آمریکا قرار داشت و امکان خریدهای نظامی به‌صورت مستقیم از کشورهایی مانند آمریکا و بعضی از کشورهای اروپایی نظیر فرانسه و انگلیس برای قوای مسلح ایران وجود نداشت. نیاز آمریکا و ایران به یکدیگر در آن مقطع زمانی، جریانی از مذاکره غیرمستقیم بین آمریکا و ایران و تبادل سلاح با گروگان را به وجود آورد که از آن به‌عنوان ماجرای مک فارلین و ایران گیت یاد می‌شود. درمجموع در ماجرای مک فارلین که از اوایل سال 1364 تا اوایل نیمه دوم سال 1365 در جریان بود، ایران موفق شد تعداد زیادی از گروگان‌های آمریکا در لبنان را از طریق مذاکره با گروگان گیران آزاد نموده و در ازای آن، حدود 2 هزار موشک تاو و چند هزار قطعه یدکی ریز و درشت موشک‌های هاگ دریافت نماید (مصاحبه با محسن رضایی: 1389) .

 

 

ایران بابت خرید این اقلام بیش از 22 میلیون دلار از طریق واسطه به  پرداخت نمود (هاشمی و حمیدی، 1388: 209) البته آقای هاشمی رفسنجانی  می‌گوید همه معامله ایران با آمریکا 21 میلیون دلار بود که به دلیل گرانی، ایران مبلغ 6 میلیون دلار آن را پرداخت نکرد (هاشمی، 1388 : 85). ایشان همچنین در مصاحبه با کیهان هوایی در 11 فروردین‌ماه 1366 می‌گویند: «به‌محض اینکه ایران دریافت که آمریکایی‌ها می‌خواهند این سلاح‌ها را به قیمت بیشتر بفروشند، تصمیم گرفتیم 14 الی 5/ 14 میلیون دلار از کل مبلغ را نپردازیم » (هاشمی رفسنجانی، 1389 : 47).

 

برنامه‌ریزی برای واردکردن ضربه نهایی

باتدبیر امام خمینی(ره) در1364/6/26 ایران به‌منظور افزایش توان رزمی خود در جبهه‌های جنگ، به تشکیل سه نیروی زمینی، دریایی و هوایی در سپاه پاسداران دست زد و عزم خویش را برای مقابله جدی‌تر با ارتش عراق نشان داد. با این اقدام ساختار سپاه، شکل نظامی‌تری به خود گرفت و ایران عملاً دارای دو سازمان نظامی رسمی با نام‌های ارتش و سپاه گردید. از این سال به بعد هر یک از این دو سازمان با فرماندهی مستقل، عملیات مجزایی را طرح‌ریزی و به مرحله اجرا درآوردند و به یکدیگر کمک نیز می‌کردند. ولی هیچ‌گاه تمام توان و ظرفیت‌های دو سازمان در کنار هم برای انجام اقدام مشترکی به کار نمی‌رفت. گرچه در این سال برتری در جبهه‌های جنگ با ایران بود اما استعداد و ظرفیت جنگی عراق نسبت به ایران به‌طور فاحشی بیشتر بود. ایران تنها با ابتکار عمل و از طریق غافلگیری توانست برتری رزمی موضعی خود نسبت به ارتش عراق را حفظ نماید.

 

در زمستان سال 1364 ، ایران به دنبال آن بود که با انجام یک عملیات سرنوشت‌ساز، ضربه نهایی به رژیم بعثی عراق وارد نماید تا با نیل به اهداف خود به جنگ پایان دهد. بدین منظور نبرد فاو در ششمین سال جنگ تحمیلی و در روز 20 بهمن سال 1364 در مرز جنوبی استان خوزستان و در جنوب جزیره آبادان، صورت گرفت. آقای هاشمی رفسنجانی در جلسه‌ای قبل از آغاز عملیات والفجر 8 در جمع فرماندهان در دزفول گفت: «شما از اروندرود عبور کنید و به آن‌طرف بروید و منطقه فاو را تصرف کنید، ما جنگ را تمام می‌کنیم. »

 

 

این عملیات در منطقه بسیار حساسی انجام شد زیرا از یک طرف در ناحیه مرزی اروندرود انجام گرفت که رژیم بعثی عراق به بهانه تسلط بر آن، جنگ با ایران را آغاز کرده بود و از طرف دیگر، منطقه نبرد در تنها مسیر ارتباطی کشور عراق با دریای خلیج‌فارس تعیین‌شده بود به‌طوری‌که توانست ارتباط بندر ام القصر را از طریق خور عبدالله با خلیج‌فارس، مسدود نماید. از سوی دیگر تنها اسکله‌های نفتی عراق به نام سکوهای البکر و الامیه در محدودۀ این منطقه قرار داشتند که با انجام این عملیات شرایط برای نیروهای مستقر در آن‌ها دشوار شد.

 

فتح فاو نشان داد جمهوری اسلامی توانایی تداوم جنگ جهت تحمیل شکست نظامی بر ارتش عراق را دارد و پیروزی ایران در جنگ، اجتناب‌ناپذیر است و طولانی شدن جنگ می‌تواند شرایط را به نفع ایران تغییر دهد. عملیات والفجر 8 ،امیدواری ایران به راه‌حل نظامی برای خاتمه دادن به جنگ را افزایش داد. از نگاه ایران، چند پیروزی مشابه و پشت سر هم مانند فاو می‌توانست به‌سرعت جنگ را خاتمه دهد. عملیات والفجر 8 به دلیل نوع طراحی، اهمیت زمین منطقه عملیات، سرعت عمل در اجرای طرح عملیات، انتخاب تاکتیک‌های مناسب و مخصوص به خود برای پیروزی بر دشمن، غافلگیر نمودن دشمن و همچنین توان پایداری و مقاومت طولانی در برابر پاتک‌های دشمن به مدت 75 روز، یکی از جذّاب ترین و مهم‌ترین نبردها در دوران هشت‌ساله حماسه دفاع مقدس است.

 

عملیات والفجر 8 یک بار دیگر توازن قوا را به نفع جمهوری اسلامی ایران تغییر داد. البته این برتری نظامی نه بر اثر افزایش تجهیزات و توان رزمی تسلیحاتی، بلکه بر اساس ابتکار عمل و نوع طرح‌ریزی عملیات و به‌کارگیری مفید توان رزمی موجود، علیه دشمن به وجود آمد. در تمام دوران جنگ، ارتش عراق ازنظر توان رزمی و میزان تجهیزات و تسلیحات و تنوع آن‌ها، بر قوای جمهوری اسلامی ایران برتری داشت. این برتری نظامی، به خاطر برتری مطلق هوایی، برتری زرهی، برتری آتش توپخانه و نیز برتری تعداد یگان‌های مانوری و حتی برتری تعداد سربازان موجود در جبهه‌های جنگ، بوده است.

 

آنچه عملیات والفجر 8 را برجسته و نمایان می‌سازد این است که در طرح‌ریزی این عملیات به‌نوعی تلاش شد که برتری‌های ارتش صدام، در موضوعات فوق، ناکارآمد گردد و رزمندگان اسلام، زمین و منطقه‌ای را برای جنگیدن انتخاب کنند که دشمن نتواند از همه ظرفیت خود در جنگ علیه رزمندگان اسلام استفاده کند و برعکس همه ظرفیت و توان رزمی جمهوری اسلامی ایران، در آن منطقه به کار آید. سال 1364 با جداسازی آمریکا از عراق در جریان مک فارلین و نیز انجام عملیات فاو، سال موفقی برای ایران محسوب می‌گردد. از دید فرماندهان ارتش عرق، انجام عملیات فاو، دشنه و خنجری در قلب رهبری عراق محسوب می‌شد (75: Washington.D.C, 2009).

 

پیروزی در عملیات فاو فرصت سیاسی عظیمی را برای ایران فراهم آورد. جمهوری اسلامی می‌توانست با تکیه‌بر این پیروزی، پرچم صلح به دست گرفته و پیشنهادات خود را برای خاتمه دادن به جنگ به مجامع بین‌المللی ازجمله شورای امنیت سازمان ملل ارائه دهد. اما دستگاه سیاست خارجی ایران نتوانست از این فرصت طلایی استفاده کند و دولت عراق را در افکار عمومی و در محافل دیپلماتیک منفعل نماید. برای مثال ایران می‌توانست طرح صلحی را به شورای امنیت سازمان ملل ارائه و پذیرش آن از سوی عراق را شرط عقب‌نشینی از فاو قرار دهد. این طرح می‌توانست به این شرح تنظیم شود:

1. آتش‌بس،

2. پذیرش معاهده 1975 از سوی عراق،

3. مبادله اسرا،

4. تعیین متجاوز،

5. عقب‌نشینی به مرزها بر اساس معاهده 1975 ظرف یک ماه،

6. تعیین خسارت جنگ و مشخص کردن سازوکاری برای پرداخت آن از سوی عراق.

 

به‌هرحال پیروزی نظامی در عملیات فاو نشان داد تا طرحی سیاسی برای پایان دادن به جنگ وجود نداشته باشد، موفقیت نظامی هرچند هم بزرگ باشد نمی‌تواند موجب خاتمه جنگ شود. در سال پنجم و ششم جنگ، حمله عراق به‌جزیره خارک و حمله به تأسیسات نفتی ایران ادامه داشت و از این ناحیه فشارهای زیادی به ایران وارد شد. با مأیوس شدن ارتش عراق از تصرف و بازپس‌گیری شهر فاو، برنامه‌ریزی جهت درگیر کردن قوای ایران در جبهه‌های دیگر و ایجاد یک فشار روانی گسترده بر قوای ایران در دستور کار ارتش بعثی قرار گرفت. بر این اساس، لشکر 17 ارتش عراق در ساعت 2 بامداد روز شنبه مورخ 27/2/1365 با 5 تیپ پیاده و 2 تیپ زرهی و مکانیزه اقدام به حمله به منطقه عملیاتی والفجر 3 نمود و توانست شهر مهران و ارتفاعات اطراف آن را که قبلاً در عملیات والفجر 3 آزادشده بود، بار دیگر به اشغال خود درآورد (حاجی خداوردی‌خان، 1389 : 256).

 

پس از اشغال مهران، امام خمینی(ره) اصرار به بازپس‌گیری آن داشتند و از فرمانده جنگ آن را پیگیری می‌کردند. بر همین اساس بلافاصله آزادسازی شهر مهران در دستور کار قرارگاه نجف سپاه قرار گرفت. عملیات آزادسازی مهران با رمز یا اباالفضل العباس ادرکنی از ساعت 22:20 دوشنبه‌شب مورخ 9/ 4/ 1365 آغاز گردید و با موفقیت انجام شد. از سوی دیگر عراق تصمیم گرفت تا استعداد لشکرهای گارد را به دو برابر افزایش دهد تا قدرت ضربتی توان رزمی خود را بالا ببرد.

 

کاهش قیمت نفت و فشار بر اقتصاد کشور

ایران در سال 1365، در تنگنای اقتصادی شدیدی قرار گرفت و روزهای دشواری را در جنگ سپری کرد. میزان تولیدات صنعتی و کشاورزی کشور رو به کاهش بود. فشار مالی، دولت را بیش از هر زمان دیگر تحت‌فشار قرار داده بود. نرخ تورم و بیکاری افزایش یافته بود و اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگر به درآمدهای نفتی متکی شده بود. مدیریت اقتصادی جنگ به درآمدهای ارزی برای تأمین هزینه‌ها و حصول فوری این درآمدها نیاز داشت. افزایش عرضه نفت از سوی حامیان صدام به‌ویژه کشور عربستان و همچنین کندی رشد تقاضای جهانی برای انرژی، موجب شد تا قیمت نفت در سرازیری سقوط و کاهش مستمر قرار گیرد.

 

در این شرایط قیمت هر بشکه نفت ایران برای فروش تا هر بشکه به 6 دلار نیز رسید. علاوه بر این، خریداران و متقاضیان نفت خام نیز شرایط خود را به دلیل ناامن بودن بنادر صادرات نفت ایران، سخت کرده بودند و از ایران می‌خواستند تا نفت خود را در بندرهای مقصد به آن‌ها تحویل دهد. در آن شرایط، رفت‌وآمد کشتی‌های نفت‌کش به دلیل حملات مداوم نیروی هوایی ارتش بعثی به سکوها و بنادر نفتی ایران، با خطر توأم بوده و آن‌ها حق ریسک و بیمه بیشتری دریافت می‌کردند. ایران مجبور بود تا نفت خود را از جزیره خارک به نفت‌کش‌های بزرگی که به‌عنوان انبار ذخیره عمل می‌کردند به تنگه هرمز انتقال دهد تا از آنجا خریداران نفت آن را به‌سوی کشورهای خود حمل کنند. این اقدام سالانه 300 میلیون دلار برای ایران هزینه اضافی در برداشت.

 

در سال 1365، درآمدهای نفتی کشور به‌شدت سقوط کرده بود. برخی کاهش قیمت نفت را توطئه‌ای جهت بازداشتن ایران از ادامه جنگ می‌دانستند (هاشمی، 1388 : 177). این وضعیت موجب افزایش مشکلات اقتصادی ایران شد. در سال 1365 یک سوم بودجه کشور به مصرف نیروهای مسلح می‌رسید و در سال 1366 علاوه بر بودجه جاری برای نیروهای مسلح اعم از ارتش و سپاه، 70 میلیارد تومان‌که تقریباً یک چهارم از کل بودجه است برای جنگ اختصاص یافت. همچنین یک سوم از امکانات ارزی کشور در این سال به جنگ اختصاص یافت (پیشین، 50).

 

کاهش درآمدهای نفتی ایران در اواخر سال 1365 باعث شد تا ایران برای بودجه سال بعد خود اعتبارات عمرانی را کاهش داده و یارانه برق و سوخت را حذف نماید و استقراض از بانک مرکزی را افزایش دهد. فشار اقتصادی باعث شد تا اعتبار وزارتخانه‌های نیرو از بودجه دولت نفت حذف‌شده و به آن‌ها اجازه داده شود تا با گران کردن محصولات خود درآمد کسب کنند.

 

عملیات سرنوشت‌ساز

با پیروزی چشمگیر ایران در عملیات فاو و روشن شدن ظرفیت و توانایی ایران در انجام عملیات‌های نظامی موفق، آمریکاو شوروی باهم توافق کردند اجازه ندهند عراق در جنگ شکست بخورد. آن‌ها علیرغم نگرش‌های متفاوت و اختلاف و رقابت بر سر مسائل بین‌المللی، گرایش زیادی از خود به نفع عراق نشان دادند. امام خمینی(ره) سال 1365 را سال پیروزی نام گذاشتند و مسئولین کشور نیز انتظار داشتند با انجام عملیات سرنوشت، تا پایان این سال به اهداف جنگ دست یابند. بدین منظور عملیات کربلای 4 در تاریخ سوم دی‌ماه سال 1365 در منطقه‌ای به عرض حدود 40 کیلومتر از پاسگاه زید عراق در شمال شلمچه تا تقاطع رودخانه‌های اروند و کارون و در حدفاصل سپاه‌های سوم و هفتم ارتش عراق، با رمز یا محمد(ص) انجام شد.

 

عملیات کربلای 4 باهدف تصرف منطقه ابوالخصیب و محاصره نیروهای مستقر در شبه‌جزیره فاو و تهدید بصره از جنوب، طرح‌ریزی گردید. با اجرای این عملیات، سرزمین منطقه عملیاتی والفجر 8 یعنی شبه‌جزیره فاو را که در تصرف ایران بود به جنوب بصره وصل می‌شد و کل اروندرود را به تصرف قوای ایران درمی‌آورد. این عملیات تکمیل‌کننده اهداف عملیات والفجر 8 بود و قرار بود تا با انجام آن، همه منطقه جزیره فاو آزاد گردد و موقعیت ایران در خلیج فارس بیش‌ازپیش تقویت شود. با انجام عملیات کربلای 4، سرپل تصرف‌شده در منطقه فاو توسعه‌یافته و از خطر بازپس‌گیری توسط ارتش بعثی عراق، نجات می‌یافت.

 

اما این عملیات موفقیتی را در برنداشت و موجب شد ارتش عراق با کسب موفقیت بزرگی، حمله قوای ایران را متوقف نماید، عراق این عملیات را «روز بزرگ » نامید. در این عملیات حدود 1000 نفر از رزمندگان شهید و نزدیک به 2 هزار نفر مفقود و حدود 11 هزار نفر هم مجروح گردیدند. شکست عملیات با آن‌همه امکانات و تبلیغات برای مسئولین کشور و فرماندهان صحنه عملیات بسیار تلخ و آزاردهنده بود. روحیه نیروهای خودی به‌شدت پایین آمد و امید به نتیجه عملیات سرنوشت‌ساز، ضعیف‌تر شد. روحیه ارتش عراق بالا رفت و به نیروهای عراقی تلفات چندانی وارد نشد. عراق از ناکام گذاشتن عملیات ایران، بسیار خرسند شد و شکست تهاجمی ایران را جشن گرفت (همان: 399 و 404).

 

این عملیات موجب شد عراق احساس نماید که قادر است هرگونه تهاجم ایران را دفع کند. ناکامی در عملیات کربلای 4، به شکل نامطلوبی موقعیت برتر جمهوری اسلامی ایران را که با فتح فاو حاصل‌شده بود، تحت تأثیر قرار داد. عدم موفقیت در این عملیات، تأثیر روحی فراوانی در بین فرماندهان، بخصوص «فرماندهی جنگ » به وجود آورد. انجام عملیات کربلای 5، می‌توانست تا حدودی بحران روحی ناشی از عدم موفقیت و ناکامی در عملیات کربلای 4 را جبران نموده و آن را پشت سر بگذارد.

 

از سوی دیگر در آن زمان، دشمن به‌طور مرتب به مراکز صنعتی کشور، نیروگاه‌های برق، کارخانه‌ها، ایستگاه‌های راه‌آهن و قطارها و پادگان‌های نظامی، حملات هوایی انجام می‌داد، به‌طوری‌که شرایط به‌گونه‌ای شده بود که اکثر نیروگاه‌های برق کشور با نیمی از ظرفیت خود کار می‌کردند. کمبود برق باعث شده بود مردم اکثر نقاط کشور روزانه حدود سه ساعت برق نداشته باشند در این شرایط و در فقدان راه‌حل سیاسی برای پایان دادن به حملات ارتش عراق، فشار برای انجام یک عملیات بزرگ در جبهه‌های جنگ به‌منظور پاسخ دادن به شرارت‌های دشمن، بر روی رزمندگان اسلام زیاد بود. نظر امام خمینی بر این بود که هرکجا می‌خواهید عمل کنید ولی به دشمن زمان و فرصت ندهید.

 

بنابراین عملیات کربلای 5 برای جبران ناکامی عملیات کربلای 4 و در منطقه شلمچه طرح‌ریزی و در نیمه‌شب 19 / 10 / 1365 در منطقه شرق بصره به مرحله اجرا درآمد. این عملیات یکی از سخت‌ترین، معروف‌ترین، دشوارترین و به یاد ماندنی‌ترین عملیات‌هایی که در دوران جنگ، صورت گرفته و توانسته ذهن بسیاری را به خود مشغول نماید. در این عملیات بیش از 150 کیلومترمربع از خاک عراق به تصرف قوای ایران درآمد و استعدادی در حدود 55 تیپ تا حدود زیادی منهدم گردید و به 870 دستگاه تانک، 180 قبضه توپخانه صحرایی و 1000 دستگاه خودرو آسیب وارد شد. حدود 30 هزار نفر از نظامیان عراقی کشته و تعداد بیشتری زخمی شدند و 30 هواپیمای دشمن آسیب دید و 7 فروند بالگرد دشمن نیز ساقط شد. پس از 45 روز جنگ، ارتش عراق به‌منظور جلوگیری از انهدام بیشتر، دست از جنگ کشید (غلا مپور، 1388 : 286). همچنین 230 دستگاه تانک، 20 قبضه توپ، 200 دستگاه خودرو و 100 دستگاه وسایل مهندسی و 100 قبضه توپ ضد هوایی به غنیمت درآمد.

 

کمیت و کیفیت شهدا و مجروحین عملیات کربلای 5 نسبت به همه عملیات‌های دوران جنگ، بیشتر و بالاتر بود. در این عملیات 350 تن از فرمانده هان رده‌های مختلف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ازجمله حسین خرازی فرمانده دلاور و کم‌نظیر لشکر 14 امام حسین(ع) که قبلاً در عملیات خیبر و در منطقه طلاییه دست راستش را در راه خداوند داده بود و نیز حجت‌الاسلام‌والمسلمین شیخ عبدالله میثمی مسئول دفتر نمایندگی حضرت امام در قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص)، اسماعیل دقایقی فرمانده لشکر 9 بدر، یدالله کلهر قائم‌مقام لشکر 10 سیدالشهدا(ع)، حاج قاسم میرحسینی قائم‌مقام لشکر 41 ثارالله، محمد فرومندی قائم‌مقام لشکر 5 نصر، هاشم اعتمادی فرمانده تیپ امام حسن(ع)، محمدعلی شاه مرادی فرمانده تیپ 44 قمر بنی هاشم(ع)، خلیل مطهر نیا مسئول عملیات لشکر 33 المهدی، مرتضی جاویدی قوی‌ترین فرمانده گردان خط‌شکن لشکر المهدی، نوری جانشین لشکر 27 محمد رسول‌الله(ص)، ذوالانوار رئیس ستاد لشکر 19 فجر به همراه سه برادر و دامادشان، محمدی زاده جانشین لشکر 7 ولیعصر، اسلام نصب و نوزاد و ... به شهادت رسیدند.

 

عملیات کربلای 5 هم پرهزینه و هم پر تلفات بود به‌طوری‌که در این عملیات حدود 12 هزار نفر به شهادت رسیده یا مفقود گردیدند و نزدیک به 15 هزار نفر زخمی شدند (پیشین: 130). سال 1365 پر تلفات ترین سال جنگ بود. در این سال حدود 40 هزار نفر از مردم ایران در جریان عملیات‌ها و بمباران‌ها به شهادت رسیدند. این عملیات نتوانست به اهداف خود برسد و راهی برای پایان دادن فوری به جنگ باز کند و یکی از پیامدهای آن، به بن‌بست رسیدن امکان انجام عملیات‌های بزرگ در جبهه‌های جنوب بود.

 

جنگ شهرها

همزمان با آغاز عملیات کربلای 5، ارتش عراق جنگ شهرها را به‌صورت گسترده‌ای آغاز کرد. در همان روز 19/10/1365 که عملیات کربلای 5 آغاز شد جنگنده‌های عراقی شهرهای سوسنگرد و دزفول را بمباران کردند (هاشمی، 1388 : 418). از اوایل سال 1365 اتحاد جماهیر شوروی تعداد بیشتری هواپیماهای مدرن میگ 25 و سوخوی 22 را در اختیار ارتش عراق قرار داد. این هواپیماها برای حمله به مراکز اقتصادی و مناطق مسکونی ایران مورد استفاده ارتش بعثی قرار می‌گرفت.

 

 

دولت عراق با توسعه برد موشک‌های زمین به زمین و نیز دریافت هواپیماهای پیشرفته‌تر میراژ، جنگ شهرها را از زمستان سال 1365 به‌عنوان اقدامی جهت ایجاد فشار عظیم به مردمِ حامی رزمندگان، گسترش داد. با این سیاست، رژیم عراق حتی شهرهای مرکزی و دوردست ایران را با حملات مداوم موشک‌های دوربرد و بمباران با کمک هواپیماهای میگ 25 ، موردتهاجم مرتب قرار می‌داد به‌طوری‌که در آن ایام فقط در یکی از بمباران‌ها در شهر کرمانشاه، هفتادودو نفر از مردم آن شهر به شهادت رسیدند. نیروی هوایی ارتش عراق، در روز شنبه 20 دی‌ماه 1365 مدرسه کودکان استثنائی در بروجرد را بمباران کرد که براثر آن 70 کودک شهید و مجروح شدند (پیشین: 419).

 

حضور کشتی‌های جنگی قدرت‌های بزرگ در خلیج‌فارس

از اواخر سال 1365 فشار آمریکا بر ایران آرام‌آرام افزایش یافت و شرایط به‌ویژه در خلیج فارس به ضرر ایران تغییر کرد. عراق با استفاده از حمایت منطقه‌ای کشورهای عربی و نیز پشتیبانی‌های بین‌المللی بخصوص از سوی کشورهای فرانسه، شوروی و آمریکا به یک عمق استراتژیک سیاسی دست‌یافت که توانست موضع خود را نسبت به ایران در مجامع بین‌المللی تقویت نماید. حمایت اطلاعاتی آمریکا از عراق توسعه یافت و مرحله جدیدی از ارسال سلاح به این کشور از سوی شوروی و فرانسه و توسعه ارتش آن کشور آغاز شد. علاوه بر آن آمریکا به بهانه حمایت از امنیت جریان انتقال نفت، کشتی‌های جنگی خود را وارد خلیج‌فارس کرد.

 

کویت در روز 23 دی‌ماه سال 1365 همزمان با درخواست از شوروی برای اسکورت نفت‌کش‌هایش، درخواست مشابهی را از سفارت آمریکا کرد تا نفت‌کش‌های این کشور با نصب پرچم آمریکا از حمایت ناوگان جنگی ایالات‌متحده در خلیج‌فارس برخوردار شوند. آمریکا به‌منظور جلوگیری از توسعه نفوذ شوروی و احیای نفوذ این کشور در خلیج‌فارس و همچنین نگرانی از به خطر افتادن انتقال نفت به دنیای صنعتی و با جدی شدن جنگ نفت‌کش‌ها، در 16 بهمن 1365 به کویت اطلاع داد که 11 فروند نفت‌کش آن کشور را تحت حمایت قرار خواهد داد. شوروی از 26 فروردین‌ماه 1366 برابر با 15 آوریل 1987 ، اسکورت نفت‌کش‌های کویتی را عملا آغاز کرد.

 

ایران در واکنش به اقدامات عراق در حمله به نفت‌کش‌ها، چاره‌ای جز هدف قرار دادن نفت‌کش‌های کشورهای حامی عراق نداشت. زیرا به‌ظاهر هیچ کشتی عراقی در خلیج‌فارس تردد نمی‌کرد و هیچ کشتی دیگری عازم بنادر عراق نمی‌شد. بازرسی کشتی‌ها از سوی نیروی دریایی ایران، مانع حمله عراق به نفت‌کش‌ها و تأسیسات نفتی ایران در خلیج‌فارس نمی‌شد. ایران از رویارویی مستقیم با ناوهای جنگی آمریکا و شوروی در خلیج‌فارس خودداری می‌کرد و نیروی دریایی سپاه ناچار شد تا جنگ ویژه دریایی را برای کاهش حملات عراق به نفت‌کش‌ها طرح‌ریزی نماید. با تشدید حملات عراق به تأسیسات نفتی ایران، مسیر نفت‌کش‌هایی که نفت کشورهای حامی عراق را حمل می‌کردند، مین‌گذاری گردید.

 

با شروع عملیات محافظت از کشتی‌ها، یکی از 4 نفت‌کش تحت پرچم شوروی به اسم مارشال چخوف در 26 / 2/ 1366 در منطقه شمالی خلیج‌فارس در 35 مایلی سواحل کویت با یک مین دریایی برخورد کرد و به‌شدت آسیب دید. در انتهای این نفت‌کش حفره بزرگی ایجاد شد اما به خدمه آن آسیبی وارد نشد. این حادثه موجب شد شوروی از ادامه اسکورت کشتی‌های کویتی خودداری نموده و بدون سروصدا خود را از احتمال وقوع حوادث بعدی، کنار بکشد. تصمیم شوروی راه را برای فعال شدن ناوگان نظامی آمریکا در خلیج‌فارس، هموار کرد.

 

از این زمان آمریکا تصمیم گرفت موافق‌نامه خود با کویت را مبنی بر اسکورت نفت‌کش‌های آن کشور به مرحله اجرا درآورد. باهدف قرار گرفتن نفت‌کش تحت پرچم شوروی در خلیج‌فارس، فردای آن روز در ساعت حوالی 21 یکشنبه‌شب مورخه 27 / 2/ 1366 یک فروند هواپیمای میراژ F – 1 عراقی که از پایگاه شعیبیه در نزدیکی بصره به پرواز درآمده بود، به ناو آمریکایی استارک در 85 مایلی شمال شرقی بحرین و 60 مایلی جنوب منطقه انحصاری ایران، حمله و آن را هدف دو فروند موشک اگزوسه فرانسوی قرار داد. آمریکا عذرخواهی عراق را پذیرفت و برای فشار بیشتر به ایران آماده شد.

 

از سوی دیگر آمریکا به بهانه کنترل خطوط کشتیرانی در خلیج فارس، از اوایل سال 1366 و به‌تدریج نزدیک به 40 فروند از کشتی‌های جنگی خود را با حدود 25 هزار نظامی در منطقه مستقر نمود. آمریکا تهدید کرد در صورت حمله ایران به نفت‌کش‌های تحت پرچم آمریکا، اقدامات تلافی‌جویانه به عمل خواهد آورد. با مداخله نظامی در خلیج‌فارس، آمریکا در ردیف نزدیک‌ترین متحد عراق در جنگ علیه ایران قرار گرفت. اولین کاروان کشتی‌های کویتی با پرچم آمریکا در تاریخ 30 / 4/ 1366 به فاصله یک روز پس از تصویب قطعنامه 598 در شورای امنیت سازمان ملل و با حضور خبرنگاران بین‌المللی از خورفکان در دریای عمان عازم تنگه هرمز شد. ساعت 7:30 صبح روز چهارشنبه 31 / 4/ 1366 با فرمان رئیس‌جمهور آمریکا اسکورت دو فروند کشتی کویتی با نام‌های بریجتون و گازپرنس از سواحل کشور عمان آغاز گردید.

 

 

در حالی که 200 خبرنگار برای پوشش خبری به کشورهای جنوب خلیج‌فارس اعزام‌شده بودند، کشتی بریجتون در ادامه مسیر خود به سمت کویت در روز جمعه 2/ 5/ 66 در 80 مایلی جنوب شرقی کانال ورودی به بندر احمدی و در 18 مایلی جزیره فارسی، ناگهان با مین‌های سرگردان در خلیج‌فارس برخورد کرد. براثر اصابت مین سوراخ بزرگی در بدنه این نفت‌کش ایجاد شد و 4 مخزن از 31 مخزن آن را آب فراگرفت. شدت انفجار به حدی بود که برخی از خبرنگاران و ملوانان از روی عرشه نفت‌کش به دریا پرتاب شدند. با برخورد کشتی بریجتون به مین، عراق حملات خود به نفت‌کش‌ها را برای حدود 35 روز متوقف نمود ولی آمریکا این حادثه را به ایران نسبت داد و درصدد مقابله بیشتر با ایران برآمد. درمجموع اسکورت نفت‌کش‌های کویتی از سوی آمریکا و شوروی، نتوانست به جنگ نفت‌کش‌ها در خلیج‌فارس پایان دهد و جلوی مقابله‌به‌مثل را بگیرد.

 

ادامه دارد...

عکس‌های مرتبط: 
دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس
یادداشت

دیدگاه جدیدی بگذارید