مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 29 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

کمکهای اطلاعاتی آمریکا به عراق برای بازپس گیری فاو

چاپلینک ثابت
نقش آمریکا در جنگ ایران و عراق (4)

در بخش اول مطلب "نقش آمریکا در جنگ ایران و عراق" به راهبرد مهاردوجانبه پرداخته شد و گفته شد بر اساس این راهبرد، صدام می بایست به طرق مختلف تشویق به تجاوز نظامی به ایران شده و دو کشور ایران و عراق سالها سرگرم درگیری بی حاصل و پرهزینه شوند که هیچکدام برنده واقعی این نبرد نباشند. در بخش دوم نیز به طریقه ترغیب صدام به تجاوز به ایران توسط دولت ایالات متحده آمریکا اشاره شد و مستندات مربوط به نقش آمریکا در آغاز جنگ ایران و عراق ارائه شد.

 

در بخش سوم نیز به نقل از سرلشکر وفیق السامرایی، به آغاز کمک های اطلاعاتی آمریکا به صدام از زمان عملیات آزادسازی خرمشهر در خرداد 1361 از طریق یکی از کشورهای عربی اشاره شد و گفته شد با شروع عملیات رمضان، افسران سرویس اطلاعات مرکزی آمریکا(CIA) بلافاصله عازم بغداد می شوند و در تیرماه در دیدار خود با سرلشکر السامرایی، نقشه‌ها و طرح‌های بسیار دقیقی راجع به یگان‌های ایرانی و همچنین کروکی‌های توضیحی که از تصاویر ماهواره‌ای اقتباس شده بود، به طرف عراقی ارائه می دهند.

 

در بخش چهارم قصد داریم به نقش آمریکا در موفقیت عراق در بازپس گیری فاو بپردازیم، تا این حقیقت که پیروزی های عراق در پایان جنگ بواسطه برتری تعداد نیروهای نظامی و یا تجهیزات پیشرفته نبوده، بلکه صرفا به دلیل کمکهای اطلاعاتی آمریکا بوده است، برای خوانندگان جوان تارنمای مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس بیشتر ملموس شود:


 

سال 1366 سال مهمی در تاریخ جنگ تحمیلی می باشد. در این سال بعد از موفقیت های ایران در سالهای 64و65 -طی عملیات های والفجر8 و کربلای 5-  و انهدام قابل توجه ماشین جنگی صدام و تضعیف توان نظامی ارتش عراق ، به دلیل شعله ورشدن آتش جنگ و سرایت آن به دیگر کشورهای خلیج فارس به واسطه حمله به کشتی های تجاری و نفتکش ها و به خطر افتادن مستقیم منافع غرب با ناامن شدن مسیر انتقال نفت،  قدرتهای فرا منطقه ای به فکر پایان آبرومندانه جنگ می افتند.

 

در همین راستا قطعنامه 598 در 29 تیر 1366 به تصویب شورای امنیت می‌رسد و در بند 6 و 7 قطعنامه، شروط اصلی ایران برای برقراری آتش بس، یعنی شناسایی متجاوز و پرداخت خسارت گنجانده می شود. با پذیرش قطعنامه توسط عراق، رسانه های تبلیغاتی عربی و غربی شروع به آماده سازی افکار عمومی جهانی برای تحت فشار قراردادن ایران به عنوان طرفی که قطعنامه را نپذیرفته و مستحق مجازات است، می نمایند.

 

ظرافت عملکرد دستگاه دیپلماسی ایران در پاسخ به قطعنامه و عدم رد صریح آن و آغاز گفتگو با دبیرکل به منظور توافق بر سر ترتیبات اجرایی قطعنامه، موجب می شود تا قدرتهای فرامنطقه‌ای در رسیدن به هدف خود در معرفی ایران به عنوان طرفی که موجب تداوم جنگ است و می بایست از طریق تحریم تسلیحاتی تنبیه شود، ناکام شوند.

 

به موازات تصویب قطعنامه و فشار بر ایران، سیل کمک های مالی، نظامی و اطلاعاتی از طرف بسیاری از کشورها از جمله کشورهای عربی و غربی به سمت دیکتاتور بغداد سرازیر می شود، تا در موازنه نظامی بین ایران و عراق اختلال ایجاد شود و جمهوری اسلامی ایران مجبور به پذیرش بی قید و شرط قطعنامه 598 شود.

 

در این سال آمریکا اطلاعات نظامی گسترده ای را در اختیار عراق قرار می دهد. در شهریور 1366، خبرگزاری یونایتدپرس نقل از آگاهان دولتی امریکا در خصوص کمکهای اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا نوشت : " آمریکا اطلاعات به دست آمده از هواپیماهای آواکس عربستان سعودی ، عکس های شناسایی از هواپیمای جاسوسی اس . ار . 71 نیروی هوایی مستقر در انگلستان و هواپیماهای شناسایی یو  2  مستقر در قبرس را به اطلاع عراق می رساند . این منابع افزودند عراقی ها احتمالاً اطلاعاتی نیز از عکس های گرفته شده توسط ماهواره های جاسوسی امریکا دریافت کرده اند . 1

 

در کنار ارائه اطلاعات ارائه شده توسط دولت ایالات متحده آمریکا به عراق در خصوص وضعیت نیروهای نظامی ایران، آمریکا عراق را تشویق به استفاده بیشتر از نیروی هوایی و هدف قرار دادن تاسیسات اقتصادی و زیرساختهای ایران می نماید، تا جاییکه، در سال 1366 شاهد افزایش غیرعادی و موثر حملات هوایی و موشکی عراق به شهرها، تاسیسات زیربنایی و اقتصادی ایران و تحت فشار قرارگرفتن مردم و دولت ایران هستیم. روزنامه ایزوستیا چاپ شوروی در شهریور همان سال در ضمن متهم کردن آمریکا به  جاسوسی از تاسیسات اقتصادی و نظامی ایران نوشت : واشنگتن با در اختیار گذاردن این اطلاعات به عراق ، این رژیم را به گسترش حملات هوایی علیه تأسیسات مهم ایران تشویق می کند . 2

 

همانطور که قبلا نیز ذکر گردید، شاید نتوان به مطالب مندرج در رسانه، به عنوان مدرکی معتبر برای اثبات ادعای دخالت آمریکا در حوادث پایانی جنگ استناد نمود، اما مطالب منتشره در رسانه ها، در کنار اظهارات سرلشکر وفیق السامرایی در کتاب "ویرانی دروازه‌های شرقی" (حطام البوابة الشرقیة)، ادعای دخالت آمریکا در جنگ عراق و ایران و تاثیر کمک های اطلاعاتی ارائه شده به عراق در بهم خوردن توازن بین نیروهای نظامی ایران و عراق را به گونه ای قوت می بخشد که نمی توان خدشه ای بر آن وارد نمود.

 

وفیق السامرایی در قسمت اول کتاب مزبور پس از اتمام بررسی های خود درباره جنگها و نبردهای رخ داده بین ایران و عراق، به بیان «کمک های اطلاعاتی آمریکا در پایان جنگ عراق علیه ایران» می پردازد و در ضمن آن به کمک های اطلاعاتی آمریکا قبل از سقوط فاو و تاثیر و اهمیت این کمک ها در پیروزی ارتش عراق در فاو چنین اشاره می کند:


وفیق السامرایی: در دهة سوم ماه مارس، ما اطلاعاتی از سوی سرویس‌های اطلاعاتی مرکزی امریکا (CIA) دریافت کردیم.  این اطلاعات نشان می‌داد ایران بخشی از توپخانة خود را از منطقة شرق اروندرود به عقب کشیده است. به این نتیجه رسیدیم که ایران بخش عمدة توپخانة خود را از منطقة فاو و اروندرود به عقب کشیده است و این بیانگر عقب‌نشینی بخشی از یگان‌های سپاه پاسداران نیز بود. زمان مناسب برای بازپس‌گیری فاو و ایجاد اختلال در موازنة نظامی ایران در جنگ - به جای کشیده شدن به دنبال ایرانی‌ها در نبردهای سخت کوهستانی - فرا رسیده بود. صدام خیلی زود با پیشنهاد ما موافقت نمود و کار آماده‌سازی نیروها برای اجرای عملیّات آزادسازی فاو آغاز گردید. 3

 

سرویس‌های اطلاعاتی امریکا (CIA) از اواخر مارس 1982 در زمینه کمک‌های اطلاعاتی از همه جلوتر بودند. این سرویس‌های اطلاعاتی مجموعه اطلاعاتی را در اختیار ما گذاشتند که با وسایل فنی و یا انسان‌ها تهیه شده بود. من عکس‌هایی را که به وسیلة ماهواره از اهداف نظامی و یا بسیج نیروهای ایران تهیه شده بود، مشاهده کردم. ما به راحتی می‌توانستیم تصویر سربازانی را که در پادگان‌های آموزشی ایران در حال آموزش نظامی بودند مشاهده کنیم، حتّی کسی که در مراسم رژه، دست و پایش را به صورت اشتباه حرکت می‌داد نیز در این تصاویر مشخص بود. هنگامی که کارخانه‌های سیمان را بررسی می‌کردیم، تعداد کیسه‌هایی را که در یک مرحله روی کامیون‌ها بار می‌شد شمارش می‌کردیم.

 

ماهواره‌ها کلیة تحرکات ایرانی‌ها در جبهه‌ها را برای ما زیر ذره‌بین گرفته بودند؛ از حرکت تانک‌ها، توپ‌ها و قایق‌ها در هورها و در سواحل تا جابه‌جا شدن قرارگاه‌ها و ذخیره کردن تجهیزات پل‌سازی. ماهواره‌ها نتایج حملات هوایی و موشکی ما را نیز گزارش می‌دادند. امریکایی‌ها همیشه با حمله به اهداف غیرنظامی ایران مخالفت می‌ورزیدند. البته حمله به کارخانه‌ها و کارگاه‌های مختلف ایران در این زمره نمی‌گنجید. بنا بر دستورالعمل‌هایی که از بالا ابلاغ شده بود، اجازة نشان دادن عکس‌های ماهواره‌ای جاسوسی به هیچ‌کس داده نمی‌شد. ولی آنها این عکس‌ها را برای تماشا به من نشان می‌دادند.

 

صدام نسبت به امریکایی‌ها بسیار حساس بود، آنها را توطئه‌گر می‌نامید و می‌گفت: «امریکایی‌ها توطئه‌گر هستند.» البته منظور او توطئه علیه شخص خودش بود. او آنها را متّهم می‌کرد که نظر سرویس‌های اطلاعاتی عراق را از منطقة فاو منحرف و آنها را فریب دادند و به ایرانی‌ها کمک کردند تا در سال 1986 این شهر را به اشغال خود درآورند. ولی حقیقت آن است که این مطلب صحت ندارد. سرویس‌های اطلاعاتی ما دچار اشتباه شده بودند.

 

معاون وزیر امور خارجه امریکا ریچارد مورفی به بغداد آمد و با طارق عزیز وزیر خارجه ملاقات کرد و تلاش کرد او را مجاب نماید که چنین مسئله‌ای صحت ندارد. در آن هنگام من مأموریت ملاقات با نمایندگان سرویس‌های اطلاعاتی مرکزی امریکا در بغداد را پیدا کردم. من هر هفته و گاهی هر روز در اتاقی که تجهیزات مخفی ضبط و تصویربرداری ویدئویی در آن جاسازی شده بود با آنها ملاقات می‌کردم  و سرگرد محسن معیلی به عنوان مترجم مرا همراهی می‌کرد.

 

به عنوان بخشی از فعالیت‌های اطلاعاتی، لازم بود طرح جمع‌آوری اطلاعات را در اختیار داشته باشیم و از این نظر ما با مشکلات فراوانی مواجه می‌شدیم. هنگامی که به اطلاعاتی راجع به بخشی از میدان عملیات نیاز پیدا می‌کردیم، مجبور می‌شدیم از آنها (امریکایی‌ها) بخواهیم منابع خود را به سمت نقطة مورد نظر متمرکز نمایند. پس از آنکه اطلاعات مورد نظر ما را ارائه می‌کردند و ما آن را به صدام نشان می‌دادیم، وی می‌گفت: «نباید این را از آنها می‌خواستید.» او از ما می‌خواست که به آنها بگوییم: «ما به اطلاعاتی درباره منطقه جنوب نیاز داریم.» و چنین خواسته‌هایی از نظر عملی با دشواری‌های بسیار همراه بود. زیرا این منطقه دارای 400 کیلومتر طول در خط مستقیم و بیش از 500 کیلومتر، با در نظر گرفتن خطوط مارپیچ مرزی است. چنین کاری مستلزم وقتی طولانی‌تر بود. ما چندان خود را مقیّد به آنچه که صدام می‌گفت نمی‌کردیم.

 

هنگامی که از طریق منابع ویژة خود به اطلاعات مشخصی دست پیدا می‌کردیم، صدام چنین می‌پنداشت که امریکایی‌ها نیز آن را به دست آورده‌اند. هنگامی که امریکایی‌ها ما را در جریان چنین اطلاعاتی قرار نمی‌دادند (در شرایطی که چنین اطلاعاتی مهم بود) صدام به آنها بیشتر شک می‌کرد. اما واقعیّت آن است که شک و تردید صدام نسبت به امریکایی‌ها در زمینة موضع‌گیریشان در برابر جنگ با ایران بی‌مورد بود. من فکر نمی‌کنم که امریکایی‌ها، آن قدر که به ما کمک کرده‌اند، به هیچ کشور دیگری حتّی به اسرائیل کمک کرده باشند.  البته این بدان معنا نیست که سرویس‌های اطلاعاتی ما بیکار بوده‌اند.

 

ما به صورت بسیار شاخصی فعّال بودیم و از سال 1981 در بسیاری از نبردهای اصلی پیشرفت قابل توجهی را از خود نشان دادیم. منابع ما برای پیگیری اطلاعات کافی بود، ولی تصاویر ماهواره‌ای را نمی‌توانستیم نادیده بگیریم. با وجود اینکه هواپیماهای گشتی - شناسایی میگ25 عکس‌های بسیار دقیقی از اهداف حیاتی، همچون کارخانجات، ایستگاه تولید برق، سد و پل‌ها می‌گرفتند، اما این عکس‌ها برای گسترش نیروها چندان دقیق و گویا و مطلوب نبودند. تشخیص توپ‌های قابل بهره‌برداری و توپ‌های غیرقابل بهره‌برداری و توپ‌های فریب‌‌دهنده با دشواری بسیار زیادی همراه بود و نمی‌شد با بهره‌گیری از عکس‌های هوایی، استحکامات ایجاد شده در مناطق استقرار نیروها را مشخص کرد و بر همین اساس دست به گلوله‌باران با توپخانه زد. از همین رو تلاش کردیم تا از به هدر رفتن مهمات توپخانه‌ها براساس عکس‌های مذکور جلوگیری به عمل آوریم. 4


1. روزنامه رسالت ، 14 / 6/ 1366 ، ص 1 ، به نقل از خبرگزاری یونایتدپرس.

2. روزنامه اطلاعات ، 18 / 6/ 1366 ، ص 20 ، به نقل از خبرگزاری سانا.

3. کتاب ویرانی دروازه های شرقی، سرلشکر عراقی وفیق السامرایی، مترجم:عدنان قارونی، تهران: مرکزاسناد و تحقیقات دفاع مقدس، ،چاپ ششم، 1390، ص 126.

4. منبع پیشین، صص 154-157.

دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس
گزارش

دیدگاه جدیدی بگذارید