کنکاشی در دیپلماسی ایران در قبال قطعنامه598 (بخش‌اول)

چاپلینک ثابت
دستور کار، نه رد نه قبول قطعنامه

 

در 29 تیرماه 1366 قطعنامه 598 سازمان ملل متحد در خصوص جنگ عراق و ایران صادر شد. صدور این قطعنامه یکی از فصول مهم تاریخ دفاع مقدس بود. یکی از دلایل اهمیت این قطعنامه از این جهت است که در این قطعنامه برای اولین بار، یکی از خواسته های اساسی جمهوری اسلامی ایران، که همانا شناسایی متجاوز بود، گنجانده شده بود.

 

و از دیگر دلایل اهمیت آن این است که، قطعنامه 598 اولین قطعنامه‌ای بود که به صورت آمرانه از دو طرف درگیر جنگ درخواست می نمود آتش بس را اجرا و ضمن قطع کلیه عملیاتهای نظامی، فورا به مرزهای شناخته شده بین المللی بازگردند. درنظرگرفتن یکی از خواسته‌های اساسی ایران و لحن آمرانه قطعنامه سبب شد که مسئولان وقت جمهوری اسلامی ایران واکنش محتاطانه‌ای در قبال قطعنامه داشته باشند. 

 

با توجه به فاصله زمانی یکساله از صدور قطعنامه تا پذیرش آن توسط ایران و اینکه در این فاصله زمانی، در صحنه رویارویی نظامی دو کشور ایران و عراق اتفاقات بسیاری رخ داد، یکی از پرسشهای اساسی مطرح، "دلیل تاخیر یکساله در پذیرش قطعنامه 598 توسط جمهوری اسلامی ایران" می باشد.

 

از آنجا که پاسخگویی به این سوال نیازمند بررسی عملکرد دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران همزمان با رویدادهای صورت گرفته در آن مقطع زمانی می باشد، به این منظور و با هدف آگاه سازی مخاطبان جوان تارنمای دفاع مقدس از حوادث دوران دفاع مقدس، تصمیم گرفته شد بخش‌های مرتبط از کتاب "دیپلماسی ایران و قطعنامه 598" طی چند بخش در تارنمای مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس بازنشر گردد.

 

بخش اول موضوع "کنکاشی در دیپلماسی ایران در قبال قطعنامه598" با عنوان "دستور کار، نه رد نه قبول قطعنامه" به شرح زیر تقدیم می شود:

 


 

دستورکاری تردیدآمیز: نه رد، نه قبول قطعنامه

 

تصویب قطعنامه 598 پیش از هر رویداد مهم دیگری در صحنه سیاست جهان، نظیر فروریختن دیوار برلین و فروپاشی اتحاد شوروی، بسیاری را به این باور رهنمون کرد که روابط بین الملل احتمالاً در آستانه یک دگرگونی اساسی قرار گرفته است.

 

دکوئیار به صراحت عقیده دارد این اتفاق «نشان داد که جنگ سرد که به مدتی طولانی در شورای امنیت نیز گسترده شده بود در حال فروپاشی است (1).» برای کسانی مانند دکوئیار آنچه اهمیت تعیین کننده داشت تقویت ساز و کارهای امنیت دسته جمعی بود. به عقیده وی قطعنامه 598 به خاطر تأثیر این ساز و کارها برخلاف قطعنامه های قبلی فرمان می‌داد و طرف های متخاصم انتخابی برای پذیرش آن نداشتند. (2)

 

احتمالاً همین آمریت مشهود سبب شد که مقامات ایرانی با وجود لحن تند اولیه‌شان در انتقاد از متن قطعنامه از اتخاذ موضعی به نشانه رد صریح آن پرهیز کنند. بدیهی بود که این درک وجود داشت که «واکنش ایران به دقت مورد مراقبت است زیرا رد آشکار قطعنامه آن شورا را ملزم می سازد علیه طرفی که قطعنامه را مراعات نمی‌کند تحریم‌هایی را در نظر بگیرد (3)

 

به عبارت دیگر قطعنامه می‌توانست دوباره دندانهای تیزی پیدا کند و تهدید مؤثری را در جلوگیری از ادامه مقاومت ایران در جنگ به مورد اجرا گذارد. در رویارویی با چنین موقعیت دشواری ایران تصمیم گرفت قطعنامه را نه رد کند و نه بپذیرد.

 

در این باره آقای هاشمی می‌گوید: وقتی این قطعنامه صادر شد سران قوا جلسه گرفتیم و بعد هم خدمت امام رفتیم. تقریباً همین سیاست اتخاذ شد؛ گفتیم که قطعنامه را رد نمی‌کنیم [و] از همین حالا میدان دیپلماسی را باز بگذاریم. بیایند مذاکره کنند و محتوای قطعنامه را هم قبول نمی‌کنیم. معنایش این بود که می‌خواهیم چانه‌زنی کنیم تا قطعنامه را به هدف خودمان برسانیم... بالاخره فضای کشور ما این نبود که قطعنامه را بپذیریم؛ نه فضای ذهن امام بود نه فضای ذهن دیگران. ردش را [هم] مصلحت نمی‌دانستیم تا اینکه به هدفمان برسیم. (4)

 

بیانیه وزارت امور خارجه یک روز پس از صدور قطعنامه 598 ضمن ناعادلانه خواندن آن به تناقض بندهای قطعنامه، خودداری از معرفی آغازگرجنگ و لشکرکشی امریکا در خلیج فارس اشاره می‌کرد اما ارائه پاسخ تفصیلی به بندهای قطعنامه را به آینده موکول کرد. (5) رجایی خراسانی درباره پاسخ ایران به قطعنامه اعلام کرد: «ما نه آن را پذیرفته‌ایم و نه رد کرده‌ایم. من در مورد تصمیم نهایی دولت خود خیلی خوشبین نیستم ولی تا هر وقتی که لازم باشد به مبارزه دفاعی خود ادامه خواهیم داد (6)

 

شیوه "نه رد، نه قبول" به چارچوب ثابت رفتار دیپلماسی ایران در قبال قطعنامه 598 تبدیل شد. ایران ضمن نشان دادن علائم صریحی که از بی اعتمادی به این قطعنامه به عنوان مبنایی برای حل وفصل عادلانه جنگ حکایت می‌کرد همچنان از مذاکره درباره نحوه اجرای مفاد قطعنامه پیش از پذیرش صریح آن استقبال می‌کرد. مسئولان جمهوری اسلامی مکرراً به وجود نکات مثبت در قطعنامه 598 اذعان داشتند اما تمایل نداشتند قطعنامه را به عنوان یک مجموعه یکپارچه شناسایی کنند، به این منظور که امکان مذاکره درباره برخی محورها یا نکات مثبت قطعنامه مثل تحقیق درباره مسئولیت جنگ که ممکن بود براساس دیدگاه ایران در اولویت قرار گرفته و اجرایی شود، فراهم گردد.

 

آقای هاشمی در این باره اظهار کرد: «ما می‌گوییم تنظیم بندها در این قطعنامه درست نبوده و شناسایی متجاوز و تأمین عدالت باید اول اجرا شود، بعد نوبت بندهای دیگر است (7)

 

بیانیه تفصیلی وزارت امور خارجه در 20 مرداد 1366 (11 آگوست 1987) خواستار معرفی عراق به عنوان متجاوز و پرداخت غرامت توسط آن شد. این بیانیه برای همکاری با دبیرکل "در چارچوب تلاش ها و فعالیت های مستقل وی" اعام آمادگی کرد و از طرح 8 ماده‌ای دبیرکل به عنوان مبنای مناسبی برای این منظور یاد نمود*. (8) با در نظر گرفتن این گرایش، اعضای شورای امنیت بر حفظ جامعیت و یکپارچگی قطعنامه تأکید کردند. دکوئیار می‌نویسد دستور شورای امنیت این بود که قطعنامه باید به عنوان یک واحد منسجم تلقی شود. (9)

 

 

جنگ نفت‌کش‌ها و درگیری ناخواسته ایران با سیاست مقابله‌به‌مثل

در 22 ژوئیه 1987 (31 تیر 1366) دو روز پس از صدور قطعنامه 598 ، امریکا طرح اسکورت نفتکش های کویتی را اجرا کرد. این اقدام که به عنوان بخشی از اعمال و تصمیمات امریکا برای مهار ایران در نظر گرفته شده بود، به گمان بسیاری از تحلیل گران خودبه خود بر روند مواضع ایران در قبال قطعنامه 598 تأثیر منفی گذارد**. (10)

 

در اولین مرحله از اجرای طرح اسکورت نفت‌کش ها، دو نفتکش کویتی تحت اسکورت سه کشتی جنگی امریکا، سفر دریایی خود را از دریای عمان به سوی کویت آغازکردند. بخش پرمخاطره این سفر مسافت 880 کیلومتری تنگه هرمز تا کویت بود.

 

در سومین روز حرکت کاروان نفتکش‌های کویتی، نفتکش 410 هزار تنی "بریجتون" یکی از دو نفتکش تحت حفاظت نیروهای امریکا در خلیج فارس با مین برخورد کرد. انفجار مین به این نفتکش آسیب زد، ولی آسیب وارده با توجه به ضخامت بدنه کشتی مانع از ادامه حرکت آن نشد، اما این حادثه شروع فصلی از رویارویی مستقیم دریایی ایران و امریکا بود. (11)

 

مسئولان جمهوری اسلامی ایران در نخستین واکنش به خبر این حادثه، مسئولیت آن را برعهده نگرفتند و آن را تیر غیبی خواندند که بر پیکر نیروهای امریکایی در خلیج فارس وارد آمده است***.

 

مدتی بعد واقعه خونین مکه در 9 مرداد 1366 (31 ژوئیه 1987) رخ داد و طی آن 400 نفر عمدتاً از زائران ایرانی شرکت کننده در راهپیمایی برائت از مشرکان به شهادت رسیدند. این حادثه آتش اختلاف میان ایران و عربستان به عنوان محور شورای همکاری خلیج فارس را شعله ورتر کرد.

 

سعودالفیصل وزیر خارجه عربستان در اجلاس فوق العاده وزرای خارجه کشورهای عضو اتحادیه عرب که اواخر اوت 1987 (اوایل شهریور 1366)  با شرکت نمایندگان 21 عضو اتحادیه به ریاست عربستان در تونس برگزار شد، ایران را متهم کرد که امنیت تمامی کشورهای خلیج فارس را به خطر انداخته است و در آب های این منطقه مین گذاری می کند.

 

بیانیه پایانی اجلاس با تعدیل جو ضد ایرانی موجود از ایران می خواست با قبول قطعنامه 598 ، آتش بس با عراق را به مورد اجرا گذارد، در غیر این صورت اعضای اتحادیه در رابطه خود با ایران تجدید نظر خواهند کرد. (12)

 

به این ترتیب زنجیره ای از رویدادها از جنگ سفارتخانه ها، مقابله به مثل، حادثه مکه تا خودداری ایران از پذیرش قطعنامه 598 از این کشور تصویری متعارض با نظام بین‌الملل ترسیم کرد. آقای هاشمی در یادداشت 13 مرداد 1366 به دیدار حسن روحانی با وی اشاره می‌کند که طی این دیدار روحانی «از اداره سیاست خارجی انتقاد کرد که مرتباً دشمن اضافه می‌شود و درگیری جدید و مخصوصاً از مسائل جدید با انگلیس و فرانسه و سعودی نام برد (13)

 

وی همچنین در یادداشت 16 مرداد می‌نویسد: «گزارش ها را آوردند، خواندم. فاجعه مکه، سایر اخبار را تحت الشعاع دارد، ولی خلیج فارس و مانور شهادت اهمیت خود را حفظ کرده است****.  بوی درگیری ما با امریکا و متحدان غربی و عربی آن به مشام می‌رسد (14)

 

أقای هاشمی در یادداشت 21 مرداد به بحث و گفت‌وگوی جلسه سران اشاره می‌کند و می‌نویسد: مسئله خطر درگیری با امریکا در خلیج فارس مطرح شد. حضور ناوگان جنگی و مین رو بهای فرانسوی، انگلیسی و امریکایی روزافزون و احتمال برخورد کم نیست. قرار شد ضمن بالا بردن آمادگی دفاعی از طریق سیاسی، برای جلوگیری از برخورد مسلحانه اقدام کنیم. به همین منظور قرار شد دکتر ولایتی به عمان و [محمدجواد] لاریجانی به روسیه سفر کند و از طرق مناسب دیگر، کار سیاسی شود. (15)

 

وی همچنین در یادداشت 24 مرداد با اشاره به برخورد یک کشتی تدارکاتی با مین در دریای عمان و غرق شدن آن و آتش سوزی در کارخانه گاز عربستان سعودی که مورد توجه مراکز خبری قرار گرفت می‌نویسد: «رئیس‌جمهور امریکا هم تهدیدگونه حرف زده است. هر روز پرده جدیدی از وخامت اوضاع در منطقه رو می‌آید (16)

 

چند روز بعد آقای هاشمی در مصاحبه با شبکه تلویزیونی ان.بی.سی امریکا و نیز در گفت‌وگو با روزنامه تهرا ن‌تایمز آشکارا مشی ملایمی را در بیان مواضع ایران در پیش گرفت. پیش از آن، امریکا از مجاری غیررسمی به ایران اطلاع داده بود که قصد درگیری با ایران را ندارد. انگلیس نیز تمایل خود را برای عادی‌سازی روابط با ایران ابراز کرده بود.

 

با توجه به این پیام‌ها وی در پاسخ به این پرسش که آیا در حال حاضر بزر گترین مسئله منطقه ناوهای جنگی امریکا است گفت: «بزر گترین مسئله نه، ولی یکی از مسائل مهم [است] » و تأکید کرد اگر امریکاییها کار خصمانه‌ای انجام ندهند ما هم کار خصمانه‌ای انجام نخواهیم داد. (17) در بروز این نرمش علاوه بر مسایل مورد اشاره، آرامش نسبی چندهفته‌ای که با توقف حملات هوایی عراق در منطقه خلیج فارس به‌وجود آمده بود تأثیر ملموسی داشت.

 

در همان زمان فرد هالیدی در مقاله‌ای نوشت: بدون شک ایران در سیاست خارجی‌اش در هفته‌های گذشته مرتکب اشتباهاتی شده اما شواهدی وجود دارد که سیاست خارجی این کشور متکی بر نوعی تداوم و تا حدودی آینده‌نگری است که ناظران غربی کمتر آن را به رسمیت شناخته‌اند. (18) با این همه طی ماه های بعد تناوبی از رویارویی های نظامی میان ایران و امریکا اتفاق افتاد و ابعاد درگیری در هر مرحله شدیدتر و گسترده‌تر شد. گرچه تلاش می‌شد ضمن انجام مقابله به مثل از درگیر‌شدن در زنجیره‌ای از واکنشهای کنترل‌نشده اجتناب شود، اما همواره خطر یک جنگ کنترل‌نشده با امریکا وجود داشت و هر آن مقامات تصمیم‌گیرنده انتظار وقوع آن را داشتند، ولی درعین حال مایل نبودند بدون وارد کردن ضربه آخر و نمایش صلابت ایران درکنار لطمه دیدن حیثیت طرف مقابل، دست از مقابله به مثل بردارند. *****

 


پانوشت

*چنانکه پیش از این گفته شد طرح 8 ماده ای دبیرکل توافقی تدریجی را برای پایان دادن به نقض قوانین بین المللی انسان دوستانه در جنگ پیشنهاد می‌کرد و در نهایت به گفت وگوهای رسمی صلح میان دو کشور می‌رسید. بنابراین این طرح جز در جنبه های انسان دوستانه آن مورد توافق ایران به عنوان مبنایی برای مذاکرات صلح قرار نگرفت. تنها تفاوت طرح 8 ماده‌ای با قطعنامه 598 در این بود که قطعنامه قبل از هر چیز خواستار آتش‌بس کامل و فوری می‌شد ولی طرح 8 ماده ای انجام آن را در مراحل آخر در نظر می‌گرفت (همچنین بنگرید به: دکوئیار، 1379 : 234 - 230 ، یزدانفام، 1387 : 371 - 370 ).

** این طرح از مارس 1987 (فروردین 1366) به دنبال تقاضای کویت از امریکا و شوروی برای حفاظت از نفت‌کشهای حامل نفت خود در خلیج فارس در دستورکار قرار گرفت. دلیل تقاضای کویت از هر دو ابرقدرت، اجتناب از این برداشت بود که این کشور متحد نزدیک واشنگتن است. مدتی بعد کویت تلاش کرد همزمان کشتی های دیگری از امریکا، فرانسه، انگلیس و چین اجاره کند تا عملاً پنج کشور شورای امنیت را در منطقه خلیج فارس حاضر کند و اقدام این کشور صرفاً به منزله باز کردن پای ابرقدرت ها به منطقه تلقی نشده باشد. امریکا ابتدا به این درخواست جواب مثبت نداد ولی با توجه به استقبال شوروی از تقاضای کویت در تصمیم خود تجدیدنظر کرد، زیرا رقیب دیرینه او توانسته بود بدون شرکت در یک پیمان نظامی منطقه‌ای، نقش نظامی مهمی را در خلیج فارس برعهده گیرد. اما امریکا به جای اجاره نفت‌کش به کویت راهی پرهزینه‌تر را برگزید که در عین حال متضمن حضور نظامی بیشتر بود. این کشور در ابتدا نام یازده نفتکش کویتی را به نام‌های امریکایی تغییر داد و سپس آنها را در شرکتهای امریکایی به ثبت رساند و آنگاه با پانزده فروند از ناوهای خود در خلیج فارس و حمایت ناو هواپیمابر "کانستلیشن" در اقیانوس هند و پنجاه هواپیمای جنگنده و بمب افکن، آماده اسکورت نفتکش‌ها شد. امریکا برای عملی شدن این طرح که به طرح "اسکورت نفتکش‌های کویت" موسوم شد حمایت و همراهی کشورهای متحد خود را نیاز داشت و لذا رایزنی‌های فراوانی را با کشورهای اروپایی عضو ناتو آغاز کرد. کشورهای فرانسه، بریتانیا، ایتالیا، هلند و بلژیک به رغم امتناع و مخالفت‌های اولیه، اما با توجه به افزایش خطر مین‌های دریایی و حملات به کشتی‌های نفت‌کش، به اعزام کشتی‌های جنگی و مین‌روب خود پرداختند (بنگرید به: دانشکده فرماندهی و ستاد، 1377 : 39 – 37 ، 76 ، لطف الله زادگان، 1387 : 28 - 25 ، یزدانفام، 1378 : 10 – 3).

 

*** آقای هاشمی اعلام کرد: «ما به خاطر گستاخی کویت و به خاطر گستاخی امریکا یک تصمیم جدیدی گرفتیم که سیاست جدید مقابله به مثل است و تا به حال اجرا نمی‌شد، ولی این بار تصمیم جنگی جمهوری اسلامی این است که اگر به مراکز و تأسیسات ما حمله کنید، تأسیسات و مراکز شرکای عراق مورد حمله قرار می‌گیرد ». وی با بیان این نکته که در سیاست مقابله به مثل میان کشورها تفاوتی قائل نیستیم افزود: «وقتی که بنا باشد درگیر شویم، برای ما امریکا، انگلیس، فرانسه، کویت، عراق و اینها فرقی نمی‌کند. هرکس که شریک عراق باشد و ما حق مقابله به مثل داشته باشیم، آن شریک را می‌زنیم، هرکس که می‌خواهد باشد ». آقای هاشمی همچنین تقارن تصویب قطعنامه 598 با پرچم گذاری کشتی های نفتکش کویت از سوی امریکا را یک توطئه هماهنگ خواند که آبروی شورای امنیت را برده است. آیت‌الله خامنه‌ای رئیس جمهور ایران نیز با تأکید بر سیاست جدید مقابله به مثل گفت: «ما خود را محدود نخواهیم کرد. هر کاری که مقتضی باشد و به تناسب اقتضا در هر زمانی انجام خواهیم داد » (یزدانفام، پیشین، صص 69 - 68 ، 100 ).

 

**** مانور دریایی "شهادت" همزمان با آشکار شدن رویارویی ایران و امریکا و افزایش جو ضدامریکایی در ایران، به مدت چهار روز از سیزدهم تا شانزدهم مرداد 1366 (چهارم تا هفتم اوت 1987) در آبهای خلیج فارس و دریای عمان توسط نیروی دریایی سپاه برگزار شد. محسن رضایی فرمانده سپاه اجرای این مانور را با سیاست مقابله به مثل مربوط دانسته اظهار کرد: «... با ارزیابی امکانات خود، چنین احساس می‌کنیم که توانایی حفظ امنیت خلیج فارس را داشته و با آتش‌افروزان منطقه یا قدرتهای خارجی مقابله به مثل می‌نماییم ». برای انجام این مانور به همه کشتیها و هواپیماهای نظامی و مسافربری اعلام شد که به مدت سه روز از تردد هوایی و دریایی در منطقه آبهای ایران در خلیج فارس و دریای عمان جدا خودداری کنند. در این مانور، قایق‌های تندرو، ناوچه‌های توپدار، ناوچه‌های موشک‌انداز، ناوچه‌های مسلح به توپ و موشک‌های ضدهوایی، قایق مواد منفجره به همراه نیروهای داوطلب شهادت، قایق‌های انفجاری و قایق‌های مجهز به رادار ویژه و مسلح به سلاحهای ضدسطحی به کارگیری شد. همچنین در یکی از مراحل مانور، عملیات مین‌ریزی و نصب مین بر بدنه هدفهای فرضی تمرین شد. مانور شهادت با واکنش‌های متعددی روبه‌رو شد. سخنگوی کاخ سفید با بیان اینکه امریکا قصد مقابله با هشدارهای ایران را ندارد، انجام مانورهای نظامی را حق مسلم ایران دانست. اما چارلز ردمن سخنگوی وزارت خارجه امریکا انجام این مانور را تهدیدی علیه کشورهای منطقه و کشتیرانی بین‌المللی خواند. قبلاً آندره گرومیکو رئیس‌جمهور شوروی نیز در دیدار با لاریجانی در مسکو از وی خواسته بود تا به مقامات ایران بگوید با توجه به موقعیت فعلی ایران از برگزاری این مانور نظامی خودداری کنند (بنگرید به : لطف‌ا لله‌زادگان، پیشین، ص 717 ، یزدانفام، پیشین، 190 - 189 ، 203 ، هاشمی رفسنجانی، پیشین، ص 216 ).

 

***** در تاریخ 30 شهریور 1366 (21 سپتامبر 1987) با حمله هلیکوپترهای امریکایی به کشتی تدارکاتی "ایران‌اجر" درست در آستانه سخنرانی رئیس‌جمهور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل، و سپس حمله قایق‌های توپدار به نفتکش انگلیسی "جنتل‌بریز" جرقه درگیری‌های مستقیم و غیرمستقیم نظامی امریکا و ایران زده شد که بیش از یک ماه به طول انجامید. در خلال این درگیری‌ها مقامات ایران احتمال درگیری با امریکا را در خلیج فارس قوی عنوان کردند. آقای هاشمی در نماز جمعه 10 مهر اظهار کرد: «برای ما هیچ هدفی شیرینتر و مطلو‌بتر و اسلامی‌تر از جنگیدن در مقابل تهاجم امریکاییها نیست... امروز همه می‌دانند که امریکا نخستین گلوله را در جنگ علیه ما شلیک کرد .» این سخنان بازتاب گسترده‌ای داشت، از جمله مطبوعات انگلیس آن را جنگ‌طلبانه‌ترین بیانیه ایران علیه امریکا و نشانه افزایش تشنج در منطقه عنوان کردند. در آخرین مرحله از حملات نظامی متقابل میان ایران و امریکا، پایانه نفتی کویت در بندر "الاحمدی" هدف یک فروند موشک "کرم ابریشم" قرار گرفت و دچار آتش‌سوزی شد. این حمله یک روز بعد از تهاجم کشتی‌های جنگی امریکا علیه سکوهای نفتی "رشادت" در تاریخ 28 مهر 1366 صورت گرفت. کویت حمله به بندر "الاحمدی" را به ایران نسبت داد ولی مقامات امریکایی تلافی این حمله را منتفی اعلام کردند. ریگان گفت: «آنچه ما گفته‌ایم این است که در صورتی که مورد حمله واقع شویم از خود دفاع خواهیم کرد. » وی افزود: «آنچه مسلم است جنگی در بین نیست و کسی نباید دچار وحشت شود. » بی‌بی‌سی در بررسی این حمله موشکی گفت: «چنانچه حمله امروز ایران به قصد تلافی حمله امریکا به یک سکوی نفتی ایران صورت گرفته باشد، در این صورت سعی ایران بر این است که مانع دست زدن امریکا به اقدام تلافی‌جویانه دیگر باشد. با توجه به اینکه ایران برای اقدام متقابل آگاهانه یک هدف امریکایی را انتخاب نکرده است، می‌توان نتیجه‌گیری کرد که اکنون هر دو طرف با حفظ آبرو خواهند توانست به حملات تلافی‌جویانه پایان دهند. » (بنگرید به: انصاری و یزدانفام، 1387 : 34 - 27 ، هاشمی رفسنجانی، پیشین، صص 405 - 282 ، یزدانفام، پیشین، صص 715 - 714 ، 726 ).

 

منابع

1. خاویر پرز دکوئیار، به سوی صلح، ترجمه حمیدرضا زاهدی، تهران: انتشارات اطلاعات، 1379 ، ص 253 .

2. همان، ص 255 .

3. محمود یزدانفام، روزشمار جنگ ایران و عراق  کتاب پنجاهم: اسکورت نفتکش‌ها، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، 1378 ، ص 42 ، به نقل از: روزنامه کریستین ساینس مانیتور، خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، نشریه شماره 126 ، 66/5/1، رادیو امریکا، 31/ 4/ 66 .

4. مصاحبه با نویسندگان، 13/ 3/ 1388 .

5. یزدانفام، پیشین، صص 21 - 20 .

6. همان، ص 42 .

7. حسین اردستانی، روزشمار جنگ ایران و عراق  کتاب پنجا هودوم: تکاپوی جهانی برای توقف جنگ، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، چاپ دوم، 1387 ، صص 131 - 130 .

8. بنگرید به: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس (مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ)، جنگ ایران و عراق در اسناد سازمان ملل متحد، جلد هفتم، جولای تا دسامبر 1987 (مرداد تا دی 1366)، 1388 ، بخش انگلیسی اسناد، 61-PP.59

9. دکوئیار، پیشین، ص 258 .

10. از جمله بنگرید به: حمد عبدالعزیز الکواری، عملکرد شورای امنیت در جنگ عراق و ایران، ترجمه محمدعلی عسگری تهران: پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس، 1387 ، صص 383 – 382 .

11. Dilip Hiro, The Longest War: The Iran-Iraq Military Conflict, Routledge, 1991,p.187.

12. یزدانفام، پیشین، صص 422 - 421 ، 450 .

13. اکبر هاشمی رفسنجانی، دفاع و سیاس : کارنامه و خاطرات سال 1366 ، به اهتمام علیرضا هاشمی، تهران: دفتر نشر معارف انقلاب، 1389 ، ص 213 .

14. همان، ص 216 .

15. همان، ص 224 .

16. همان، صص 227 - 226 .

17. همان، صص 380 - 377 .

18. یزدانفام، پیشین، ص 476 .

 

دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس
یادداشت

دیدگاه جدیدی بگذارید

روزشمار دفاع‌مقدس



01 آبان

روزشمار اسناد سازمان ملل



01 آبان

آخرین نشریه:

شماره 56 نگین ایران