کنکاشی در دیپلماسی ایران در قبال قطعنامه598 (بخش‌‌دوم)

چاپلینک ثابت
روند کند مذاکرات ایران و سازمان ملل

در بخش اول مطلب "کنکاشی در دیپلماسی ایران در قبال قطعنامه 598" موضع مسئولین سیاسی وقت جمهوری اسلامی ایران در قبال قطعنامه 598 مورد بررسی قرار گرفت و اشاره شد که با توجه به لحن آمرانه شورای امنیت سازمان ملل در قبال جنگ عراق و ایران و گنجانده شدن مهمترین درخواست ایران مبنی بر شناسایی و معرفی آغازگر جنگ توسط سازمانهای بین المللی، ایران در قبال قطعنامه، دستور کار نه رد ، نه قبول را اتخاذ نمود.

 

از آنجا که عدم پذیرش قطعنامه 598، مشکلات بین‌المللی زیادی برای ایران بوجود می آورد و جمهوری اسلامی ایران را در تحریم و انزوای گسترده ای قرار می داد، بعد از عدم پذیرش صریح قطعنامه، می بایست اقدامی عملی از سوی ایران صورت می گرفت تا تمایل ایران به پذیرش کلی قطعنامه نمایان شود و اجماع بوجود آمده علیه ایران ناشی از تصویب قطعنامه، بی اثر شود و نهایتا گروه حامیان آمریکا دچار دودستگی شوند. لذا گام بعدی که توسط مسئولان سیاسی وقت ایران اتخاذ شد، شروع مذاکرات مربوط به نحوه اجرای قطعنامه و طولانی نمودن روند مذاکرات مربوطه، به منظور جابجایی بندهای قطعنامه بود.

 

بخش دوم از سلسله مطالب "کنکاشی در دیپلماسی ایران در قبال قطعنامه 598" برگرفته از کتاب دیپلماسی ایران و قطعنامه 598 به شرح زیر تقدیم می گردد:

 


روند کند مذاکرات ایران و سازمان ملل

تصویب قطعنامه 598 برای سرعت بخشیدن به فرایند خاتمه جنگ بود اما احتمالاً هیچیک از اعضای شورای امنیت و نه دبیرکل سازمان ملل نمی‌توانستند فرایندی فرسایشی را پیش‌بینی کنند که در قالب آن ایران مکرراً و حساب‌شده بازگو سازد که «قطعنامه شورای امنیت را غیرعادلانه می‌داند، اما به کلی آن را رد نکرده و بر همکاری با دبیرکل سازمان ملل تأکید می‌کند »، و درعین‌حال اعضای شورا نتوانند به وحدت نظری درباره تصویب قطعنامه دیگری دست یابند که به قطعنامه 598 قابلیت اجرایی بخشد. به عبارت دیگر ایران طی یک سال در حالی که همواره در کوچکی را برای مذاکره باز نگه می‌داشت و از وحدت اعضای دائم شورای امنیت جلوگیری می‌کرد، تغییری در موضع کلی خود مبنی بر معرفی آغازگر جنگ و تنبیه متجاوز پیش از آتش‌بس نشان نمی‌داد.

 

ایران در سال 1366 پروژه هماهنگی را در امر جنگ پیش می‌برد، به این ترتیب که درگیرودار اوضاع ملتهب منطقه خلیج فارس و بسیج نیروها در جنگ دستور کار فعالی را در عرصه دیپلماسی در قالب مذاکره با سازمان ملل درباره قطعنامه 598 دنبال می کرد. در این زمینه آقای هاشمی در یادداشت 7 آذر 1366 می‌نویسد: آقای [محمدجواد] لاریجانی آمد. گزارش سفر به ژاپن را داد و برای سفر به سازمان ملل و مذاکره با دبیرکل آن سازمان مشورت کرد. گفت آقای دکتر ولایتی از اینکه در این جو جنگی، وزارت خارجه به مذاکرات صلح مشغول باشد، نگران است. از امام پرسیده‌ایم، گفته‌اند بروید؛ کار سیاسی هماهنگ با کار نظامی باشد. (1)

 

تا پیش از این در ایران دیپلماسی و مذاکره صرفاً مرحله نهایی در توالی وقایعی شناخته می شد که در صحنه جنگ رخ می داد، تنها بر پایه این تصور که تضمین کافی برای موفقیت قطعی در مذاکرات فراهم آمده باشد. اما در سال 1366 تفاوت های معناداری در درک توانایی کشور برای دستیابی به این هدف به‌وجود آمده بود. ولی با وجود این آیا به مذاکره به عنوان وضعیتی با نتایج احتمالی در توزیع "برد" نگریسته می‌شد؟

 

هفته‌نامه دی ولت چاپ آلمان در همان زمان که مذاکرات ایران با سازمان ملل در چارچوب قطعنامه 598 جریان داشت درباره خطوط اصلی تلا شهای دیپلماتیک ایران نوشت: در حال حاضر ایران از نظر سیاسی در سه جبهه فعالیت می‌کند. سیاست نزدیک شدن به مسکو باید به واشنگتن نشان بدهد که تهران از محاسبات سیاسی مصلحت‌گرایانه قدرت کاملاً آگاهی دارد. موضع رسمی ایران در سازمان ملل در حال حاضر به پذیرش ضمنی آتش‌بس فوری محدود می‌شود. آتش‌بسی که ضمن آن شورای امنیت دستور تشکیل دادگاهی را بدهد که در آن عراق به عنوان آغازگر جنگ مجازات شود. به علاوه، تهران تا کنون از هدف جنگی خود که به زانو درآوردن صدام و ایجاد حکومت اسلامی در خاک عراق است، هرگز منحرف نشده است، نهایتاً این کشور تلاش می‌کند تا به کمک سوریه از قطع رابطه کشورهای عربی با ایران جلوگیری به عمل آورد. (2)

 

مروری بر فعل و انفعالات دیپلماسی ایران از دو ماه بعد از صدور قطعنامه 598 نمایانگر همین تصویر کلی است. ایران بدون تعهد صریحی به پذیرش قطعنامه 598 ، تحرکی را در چارچوب مذاکرات مربوط به طرح اجرایی قطعنامه آغاز کرده بود، اما فرایند مذاکرات را به نحوی مدیریت می کرد تا از یک سو مانع تصویب قطعنامه تحریم شود و از سوی دیگر با کسب فرصت های بیشتر برای تحرک بخشیدن به صحنه های نبرد، بر نتایج آن تأثیر گذارد.

 

آقای هاشمی در یادداشت 28 مهر 1366 می نویسد: «... آقایان [محمدجواد] لاریجانی و [سیروس] ناصری از وزارت خارجه آمدند و درباره جواب به دبیرکل سازمان ملل [در خصوص طرح اجرایی پیشنهادی] مشورت کردند. قرار شد به گونه ای جواب بدهند که اصول حفظ شود و مذاکرات قطع نشود و کشدار باشد (3).» همچنین آقای هاشمی در یادداشت 18 آذر همان سال می نویسد: «...آقای لاریجانی آمد. گزارش مذاکره با دبیرکل سازمان ملل درباره قطعنامه 598 را داد. راضی است. معتقد است می توانیم مذاکرات را تا مدتی ادامه دهیم (4)

 

به این دلایل، روشن است که ورود ایران به فرایند مذاکره همچنان با این هدف صورت می‌گرفت که شرایط خود را بتواند از موضع قدرت دیکته کند، با این تفاوت که در گذشته، مقامات ایران وارد شدن به مرحله مذاکره را تا موفقیت در تحمیل شکستی قاطع بر قوای نظامی عراق به عقب می انداختند اما حالا از تهدید شکست به عنوان تاکتیک مذاکره بهره می‌‎گرفتند.

 

با این حال از آنجا که ایران می‌خواست هدف تنبیه متجاوز را با رأی و نظر مجامع جهانی دنبال کند نشان می داد که به طور نسبی از الگوی مذاکره و چانه زنی بر مبنای وضعیت جمع جبری صفر که طی آن برد قطعی یک طرف متضمن باخت قطعی طرف مقابل است نیز فاصله گرفته است.

 

آقای هاشمی در 24 آذر 1366 در پاسخ به این سؤال که اکنون زمینه موفقیت سیاسی جمهوری اسلامی برای تنبیه متجاوز و پایان دادن عادلانه به جنگ چگونه است گفت: تا آنها از حیات صدام مأیوس نشوند زیر بار راه‌حل سیاسی نخواهند رفت و این مسئله کاملاً برای ما روشن است. شما دیدید وقتی در کربلای 5 ضربه خوردند، به جای این که یک قدم بیایند به طرف حقیقت، قدمهای بزرگی به طرف فشار روی ما برداشتند و رفتند سراغ برنامه‌هایی که در این چند ماه اتفاق افتاد. یا مثلاً وقتی ما فاو را گرفتیم انتظار داشتیم حالا که ما از اروند عبور کردیم و اینها دیدند که قدرت جلو رفتن را داریم به طرف تسلیم نسبت به حق حرکت کنند ولی ما چنین چیزی را از آنها ندیدیم. حالا هم روشن است تا مأیوس نشوند، تسلیم نمی‌شوند... ما می‌گوییم متجاوز کیفر ببیند و حقوقمان هم داده شود، اگر خواستند واقعاً این کار را انجام دهند ما نباید راه را ببندیم و از لحاظ روانی شرایطی درست نکنیم که راه بسته باشد. این راه الآن باز است. ما ترجیح می‌دهیم اینها بیایند و عراق را به عنوان متجاوز معرفی کنند و دادگاهی را مشخص کنند که متجاوز را محاکمه کند و هر چه هم این دادگاه حکم داد، ما اگر دادگاهی را قبول کردیم و اعضای دادگاه را پذیرفتیم طبعاً حکم آنها را هم می‌پذیریم. شورای امنیت و سازمان ملل می‌توانند میدان خوبی برای این کار باشند. (5)

 

این تصور از هدف مذاکره (دستیابی به تنبیه متجاوز با رأی و نظر مجامع جهانی) در نهایت بر اساس انتظار اجرای عدالت و کسب امتیازی سیاسی مبتنی بر آن استوار بود، اما چنانکه کی. جی. هالستی در اثر معروف خود سیاست بین الملل نشان می دهد، شیوه مذاکره در چارچوب سازمان های بین المللی صرفنظر از دستیابی یا عدم دستیابی به اجرای عدالت  مبتنی بر الگوی حل مسئله است، زیرا این سازمان ها «حاصل گرد هم آمدن طر فها برای حل برخی مسائل مشترک است که دولتها پذیرفته اند عمل یک جانبه در مورد آنها بی‌ثمر خواهد بود (6)»

 

این موضوع به انحای مختلف در تماس‌های دیپلماتیک نیز به مسئولان ایران گفته می شد. مثلاً در دیدار سفیر جدید ژاپن با خرازی سرپرست ستاد تبلیغات جنگ در آبان 1366 وی گفت: پاسخ جمهوری اسلامی به قطعنامه 598 عملاً ایران را به آتش‌بس نزدیک‌تر کرده و این مسئله خود ایران را در مرحله بالاتری نسبت به عراق قرار داده است. در این امر که عراق جنگ را آغاز کرد هیچ تردیدی نیست، اما به هر صورت سازما نهای بین‌المللی باید موازنه را رعایت کنند. براساس قطعنامه شورای امنیت گروهی بی‌طرف باید تعیین شوند که مسئولیت جنگ را مشخص کنند (مسئول و نه آغازگر جنگ) که در این صورت عراق به خاطر آغازگری جنگ مورد خطاب قرار گرفته و به هر صورت ایران نیز مسئولیتی در ادامه جنگ داشته است. (7)

 

همچنین تورگوت اوزال نخس توزیر ترکیه در پاسخ به علیرضا معیری معاون سیاسی نخست‌وزیر ایران که گفته بود «شناسایی متجاوز و محکومیت آن توسط یک دادگاه صالحه می تواند به اجرای عدالت در جنگ تحمیلی کمک کند » صراحتاً خاطرنشان کرد: ابرقدرتها یعنی امریکا و شوروی نمی‌خواهند وضعیت در جنگ عوض بشود به طوری که هنگام ایجاد صلح طرفی بر طرف دیگر مسلط باشد. اوضاع و احوال نشان می‌دهد که قضایا علیه ایران پیش می‌رود... مسئله شناسایی و مجازات متجاوز وقتی تحقق پیدا می کند که یک طرف بر طرف دیگر پیروزی نظامی به دست بیاورد. به عقیده من در این مورد مشکل خواهد بود که کمیته سازمان ملل به طور صریح اعلام متجاوز بکند؛ رأی صادره هم مورد رضایت طرفین نخواهد بود. (8)

 

با وجود این واقعیت‌ها ایران همچنان امیدوار بود تا از عامل تهدید در مذاکرات بهره گرفته، حداکثر برد را نصیب خود سازد. آقای هاشمی ضمن اشاره به دو هدف اصلی ایران در چانه زنی بر سر ترتیب بندهای قطعنامه که شامل معرفی متجاوز و پرداخت غرامت پیش از اجرای بند مربوط به آتش بس و عقب‌نشینی نیروها می‌شد با بیان اینکه دریافت غرامت را نیز طلیعه سقوط صدام می دانستیم می‌گوید: «فکر می‌کردیم که این هدف را با یک حرکت عمیقتر در جبهه می توانیم به‌دست بیاوریم ».

 

وی در پاسخ به این سؤال که آیا ایران با روی آوردن به یک دیپلماسی تأخیری همچنان درصدد انجام یک عملیات اساسی برای تأثیر گذاشتن بر سرنوشت جنگ از راه نظامی و نه از طریق مذاکره بود، تصریح می سازد: شک نکنید که این طور بود... [و] تا آخر که آتش‌بس را هم قبول کردیم، سیاستمان را کنار نگذاشته بودیم. یعنی اگر جنگ ادامه پیدا می‌کرد ما دنبال همان بودیم. یعنی من به عنوان فرمانده جنگ همان را می‌خواستم. می‌خواستم یک جایی را بگیریم که عراق را مستأصل کنیم، بگوییم خیلی خُب حالا بیا بنشین ببینیم باید مثلاً غرامت بدهید، غرامتت کجاست... (9)

 

با توجه به این نکات، تلاش های سیاسی و دیپلماتیک ایران در سال 1366 و در چارچوب طرح اجرایی قطعنامه 598 نمایانگر رفتاری تاکتیکی است که از یکسو در جهت تضعیف فشارهای بین المللی برای خاتمه سیاسی جنگ عمل می‌کرد و از سوی دیگر در صورت عدم تأمین خواسته های ایران فرصت لازم را برای دستیابی به یک پیروزی تعیین کننده فراهم می آورد، به این منظور که جامعه بین المللی را به پذیرش شناسایی و محکومیت عراق پیش از آتش‌بس و عقب نشینی نیروها وادار سازد.

 

تقریباً بدیهی است ایران به چنین امتیازی اکتفا نمی کرد و خواستار تضمین هایی درباره تبعات مسئولیت جنگ می‌شد که شامل پرداخت غرامت و محاکمه صدام بود. در پاسخ رسمی ایران به طرح اجرایی دبیرکل نیز گفته شد که فرایند مذاکرات «به خاطر ماهیت مسئله در مراحل خاصی شکل دادگاه را به خود خواهد گرفت (10)

 


منابع

1. اکبر هاشمی رفسنجانی، دفاع و سیاس : کارنامه و خاطرات سال 1366 ، به اهتمام علیرضا هاشمی، تهران: دفتر نشر معارف انقلاب، 1389 ، ص 377 .

2. محمدحسین جمشیدی و محمود یزدانفام، روزشمار جنگ ایران و عراق  کتاب چه لوهفتم: آخرین تلاش ها در جنوب، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، 1381 ، ص 663 .

3. هاشمی رفسنجانی، پیشین، ص 317 .

4. همان، صص 394 - 393 .

5. جمشیدی و یزدانفام، پیشین، ص 341 .

6. بنگرید به: کی. جی. هالستی، مبانی سیاست بین الملل، ترجمه بهرام مستقیمی و مسعود طارم سری، [به سفارش] دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امورخارجه، تهران: وزرات امور خارجه، مؤسسه چاپ و انتشارات، ، 1373 ، صص 318 – 319 .

7. جمشیدی و یزدانفام، پیشین، صص 639 - 638 .

8. همان، صص 596 – 595 .

9. مصاحبه با نویسندگان، 13 / 3/ 1388 .

10. اداره کل آرشیو و پژوهش اسناد وزارت امور خارجه، شماره 1295 - ف مورخ 8/ 8/ 66 .

عکس‌های مرتبط: 
دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس
یادداشت

دیدگاه جدیدی بگذارید

روزشمار دفاع‌مقدس



01 آبان

روزشمار اسناد سازمان ملل



01 آبان

آخرین نشریه:

شماره 56 نگین ایران