کنکاشی در دیپلماسی ایران در قبال قطعنامه598 (بخش‌‌ششم‌وپایانی)

چاپلینک ثابت
پذیرش قطعنامه با تکیه بر مفهوم مصلحت

 

ماه‌های پایانی جنگ تحمیلی، یکی از مقاطع مهم دوران هشت‌ساله دفاع مقدس می باشد. حوادث این دوره از این جهت حائز اهمیت است که با بررسی آن می توان به حقایق و واقعیت‌های آن زمان  به عنوان دلایل قبول قطعنامه598 توسط بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) پی برد.

 

بخش ششم موضوع "کنکاشی در دیپلماسی ایران در قبال قطعنامه598" به واقعیت های منجر به پذیرش قطعنامه اشاره می نماید. واقعیت‌هایی از قبیل، فشار هزینه‌های جنگ بر اقتصاد کشور ، کمبود نیروی انسانی و تجهیزات نظامی، تحریم های اقتصادی و نظامی دول غربی ، افزایش برتری و توان نظامی دشمن و دخالت مستقیم دولت ایالات متحده آمریکا و درگیری نظامی با ایران در خلیج‌فارس، که نه تنها در آن زمان، بلکه در حال حاضر نیز می تواند هر دولت مستقلی را به زانو دربیاورد.

 

در بخش اول تا پنجم بحث به دستور کار اتخاذ شده در قبال قطعنامه 598 ، روند کند مذاکرات بین ایران و سازمان ملل  ، بازی دیپلماتیک اتحادجماهیرشوروی در خصوص قطعنامه ، تلاش های میانجی‌گرایانه دبیرکل سازمان ملل متحد و  پیامدهای بن بست تصمیم گیری در لحظات خطیر جنگ اشاره شد.

 

بخش ششم و پایانی با موضوع "پذیرش قطعنامه با تکیه بر مفهوم مصلحت" به شرح زیر تقدیم می شود:

 


شمارش معکوس پایان جنگ

بازپس‌گیری فاو از سوی عراق در 29 فروردین 1367 ( 18 آوریل 1988 ) نقطه عطف مهمی را در روند جنگ رقم زد. این رویداد ضربه بزرگی بر تصور مقامات تصمیم گیرنده درباره توانایی حفظ برتری نظامی و پایان دادن مقتدرانه به جنگ بود. اما با وجود نشانه‌های آشکار تغییر موازنه نظامی و احتمال بروز حملات تهاجمی بیشتر از سوی عراق، فعل‌وانفعالات مهمی در روند تصمیم‌گیری در جهت خاتمه سیاسی جنگ به‎‏وجود نیامد.

 

ایران دور جدیدی از مذاکره در سازمان ملل را همچنان با هدف جابه‌جایی در ترتیب بندهای قطعنامه آغاز کرد؛ بار دیگر درگیر سیاست مقابله به مثل در برابر اقدام امریکا به دخالت مستقیم در جنگ شد که تقریباً مقارن با حمله عراق به فاو و به تلافی برخورد رز مناو امریکایی «ساموئل رابرتز »  با مین صورت گرفت؛* و همچنین درصدد تغییرات گسترده در ساختار نیروهای مسلح، تمرکز امور پشتیبانی جنگ و نیز تشکیل دادگاه نظامی زمان جنگ در واکنش به عقب‌نشینی‌های صورت گرفته در جبهه‌های جنگ برآمد که به انتصاب حکم جانشین فرماندهی کل قوا به عنوان آقای هاشمی منجر شد.**

 

صدور این حکم از نگاه برخی تحلیل‌گران به عنوان آماده شدن برای نوعی مصالحه ارزیابی شد، (1) اما برخلاف تصور، این حکم اولویتی بی‌سابقه به امر جنگ می‌داد و با توجه به درک مقامات که مشکلات هماهنگی ارتش و سپاه و نحوه اداره و هدایت امکانات و منابع کشور در بروز شکست‌های نظامی را مؤثر می‌دانستند، این امیدواری به‌وجود آمد که با تلاش فوری برای حل این مسائل تحول مناسبی در اوضاع جنگ صورت گیرد؛ تحولی که به احتمال زیاد از سال‌ها یا حتی از ماه‌ها قبل در صورت انجام این تغییرات ممکن بود صورت گیرد. امام خمینی چند روز پیش از صدور حکم جانشینی فرماندهی کل قوا در پیام گشایش سومین دوره مجلس شورای اسلامی ضمن تأکید بر ادامه جنگ و دفاع مقدس بیان داشتند: «سرنوشت جنگ در جبهه‌ها رقم می‌خورد، نه در میدان مذاکره‌ها (2)

 

اما صرفنظر از اهداف و انگیزه‌های صدور حکم، با مطالعه یادداشت‌های روزانه آقای هاشمی می‌توان دریافت انتصاب وی به‌ویژه چند روز پس از دومین تهاجم زمینی عراق که به سقوط شلمچه در 4 خرداد 1367 منجر شد با مرحله جدیدی از تردیدهای آقای هاشمی در اولویت جنگ همراه بود و با نزدیک شدن به روزهای پایانی ماه و دریافت اطلاعات جدید از حجم تحرکات عراق بر تردیدهای وی نیز افزوده می‌شد. آقای هاشمی می‌نویسد که برخی از فرماندهان سپاه نیز به شکلی دور از انتظار نظر خود را درباره ضرورت ختم جنگ با وی در میان گذاردند .***

 

و این حاکی است که درک تهدید ناشی از شرایط جدید در صحنه جنگ به توانایی فوق‌العاده‌ای نیاز نداشت، اما این تفاوت وجود داشت که آقای هاشمی به عنوان بازیگر اصلی صحنه سیاسی و نظامی جنگ از توانایی بسیار بیشتری برای متقاعد ساختن سایر بازیگران و در نهایت رهبر انقلاب به پذیرش آتش‌بس برخوردار بود.

 

بنابراین اختیارات جدید وی و سایر تغییرات حاصله از جمله تشکیل ستاد فرماندهی‌ کل‌ قوا گرچه در اصل ارتباطی با فرایند خاتمه جنگ نداشت در عمل «با توجه به اوضاع سیاسی نظامی و شرایط هنگام تشکیل و نیز تأخیری که در فعال کردن آن به وجود آمد، بیشتر در اداره و هدایت اوضاع سیاسی  نظامی و فراهم ساختن زمینه‌های صلح مؤثر واقع شد تا این که بتواند شرایط ادامه جنگ را تأمین کند (3)****

 

سرانجام یک ماه پس از سقوط شلمچه ارتش عراق در ساعات بامداد 4 تیر 1367 با آتش تهیه سنگین بر روی مواضع ایران در جزایر مجنون و همچنین بمباران شیمیایی منطقه که دامنه آن تا حوالی هویزه گسترش یافته بود به پیشروی در محور جزایر پرداخت و تا ساعت 11 صبح نیروهای عمل‌کننده عراق از محورهای اصلی و فرعی این جزایر با هم الحاق کردند. عراق با بازپس‌گیری جزایر مجنون اوج قدرت خود را در روند تهاجمی آغازشده از اواخر فروردین 1367 به نمایش گذارد و در مجموع با بازپس‌گیری تمام مناطق متصرفه در جنوب، در مدت سه ماه، موقعیت سیاسی  نظامی خود را به طور قابل‌ملاحظه‌ای بهبود بخشید. (4)

 

به گفته الکواری نماینده وقت قطر در سازمان ملل حملات موفقیت‌آمیز عراق، برگ برنده‌ای را که ایران می‌خواست با در اختیار داشتن آن موقعیت چانه‌زنی خود را در پایان جنگ بهبود بخشد، از دست آن خارج کرد. (5) در ادامه این حملات، ایران که تا آن زمان بر تغییر و جابه‌جایی در ترتیب اجرای بندهای قطعنامه 598 اصرار داشت، در تاریخ 18 ژوئیه 1987 ( 27 تیر 1367 ) بدون هر قیدوشرطی قطعنامه را پذیرفت. تغییر در خط‌مشی تصمیم‌گیری ایران در هفته های آخر به اندازه‌ای ملموس صورت گرفت که ایران در واکنش به حمله موشکی امریکا به هواپیمای مسافربری «ایرباس » در روز 12 تیر 1367 ( 3 ژوئیه 1988 ) که منجر به کشته شدن 290 مسافر بی گناه این هواپیما شد، تصمیم گرفت دست به اقدامی تلافی‌جویانه نزند و صرفاً به طرح شکایت از این اقدام فاجعه بار در شورای امنیت اکتفا کند.

 

آقای هاشمی در نماز جمعه تهران درباره عدم واکنش ایران به سقوط هواپیمای ایرباس گفت: «آنها قبلاً به کشتی‌ها و هواپیماها و سکوهای نفتی ما حمله می‌کردند و می‌دیدند ما جواب مناسب را می‌دهیم... شاید هم زمینه‌سازی پیشین را خودشان در این رابطه کرده بودند و اگر کار خاصی به عنوان مقابله به مثل می‌شد، هم امریکا به هدفش رسیده بود و هم موج تبلیغاتی را علیه ما درست می‌کرد، اما قضیه جور دیگری شد ».

 

وی ضمن ابراز تردید از تداوم حضور نیروهای امریکا در خلیج فارس افزود: «آیا واقعا شما برای حفظ امنیت آمده‌اید؟ و آیا امنیت را در خلیج فارس حفظ کرده‌اید؟ شما آمده‌اید که نگذارید صلح بشود، آمدید که نگذارید امنیت باشد، آمدید زیر بال صدام را بگیرید که نیفتد ». در واکنش به این سخنان بلافاصله یک مقام پنتاگون که نخواست نامش فاش شود گفت: «به نظر می‌رسد که این یک تغییر در تهدیداتی می‌باشد که ما در طول تمام این هفته شنیده‌ایم و اگر درست باشد، ما از آن استقبال می‌کنیم (6)

 

پذیرش قطعنامه 598 با تکیه بر مفهوم مصلحت صورت گرفت.****** این رو یکرد از نظر گفتمانی با خرده‌گفتمان مصلحت‌گرای مرکز محور پیوند داشت که طی سال‌های 64-1363 به منزله تحولی در درون گفتمان اسلام سیاسی به‌ویژه در عرصه سیاست خارجی سربرآورد. چنانکه داده‌های موجود نشان می داد از سال 1365 علائم فرسایش نخست در اقتصاد و به تدریج در توان جنگی ایران ظاهر شده بود و این صر فنظر از روند بین المللی شدن جنگ، تشدید فشارهای بین المللی و به تبع آن مداخله مستقیم نظامی امریکا در جنگ بود.

 

در سال 1366 فشار هزینه‌های جنگ به اندازه‌ای افزایش یافت که تأثیر خود را علاوه بر بخش‌های مختلف اقتصادی بر تأمین نیازهای پشتیبانی جنگ آشکار ساخت، به‌طوری‌که تدارک نیروهای داوطلب را طی یک دوره حضور در جبهه دشوار کرد. مقامات ایران مکرراً به مردم توصیه می‌کردند هزینه داوطلبان را برای یک دوره سه ماهه تأمین سازند. گزارش‌های فرماندهان سپاه نیز از سخت شدن اوضاع جبهه‌ها به دلیل کاهش شدید تعداد گردان‌ها، کمبود کادر اداره کننده یگان‌های عملیاتی، عدم جایگزینی امکانات منهدم شده یگان‌ها با امکانات جدید و نظایر آن حکایت می‌کرد.

 

نتیجه دریافت این اطلاعات کاسته شدن از قدرت بازنمودهای گفتمانی در تفسیر اوضاع به نفع پارادائم جنگ بود که تلاش می‌شد در محورهای اصلی آن به‌ویژه دال محوری تنبیه متجاوز به عنوان مهم‌ترین هدف راهبردی و معیار اصلی تصمیمات جنگ آسیب نبیند، و به همین دلیل ایران به رفتار تاکتیکی خود در عرصه مذاکرات ضمن ابراز علائمی از تمایل به حل‌وفصل دیپلماتیک جنگ ادامه می داد. اما روند دریافت اطلاعات در ماه‌های پایانی شرایط ذهنی مسؤولان را به کلی تغییر داد. این اطلاعات از آن حکایت داشت که عراق از موضع دفاع مطلق در برابر حملات ایران دست برداشته و به اتخاذ یک استراتژی کاملاً تهاجمی روی آورده است.

 

اقدام ایران در پذیرش قطعنامه 598 گرچه دیرهنگام صورت می‌گرفت اما باز هم در مجموع تصمیمی بهینه بود و از یک منطق راهبردی تبعیت می‌کرد. به عبارت دیگر روند معکوسی که با از دست دادن فاو آغاز شد، چه بسا ممکن بود استمرار یابد و مواضع ایران را باز هم بیشتر تهدید کند. پذیرش قطعنامه، به گفته الکواری با توجه به خطراتی که احساس می‌شد بقای انقلاب را تهدید می‌کند، تصمیمی خردمندانه بود، علاوه بر این، ایران با تن دادن به راه‌حل سازمان ملل  به عنوان یک خواست بین‌المللی نشان می داد که تسلیم اراده صدام و ریگان نشده است. (7) این رفتار از پیروزی منطق راهبردی در عین ناکامی استراتژی جنگ خبر می داد زیرا برطبق منطق کلازویتس، نگرانی رهبری از تبعات آتی جنگ خود به مثابه یک پیروزی است. (8)

 


پانوشت

*. حادثه برخورد کشتی امریکایی "ساموئل رابرتز" با مین رهاشده در آب‌های خلیج فارس در روز 25 فروردین 1367 ( 14 آوریل 1988 ) رخ داد که حفره‌ای به قطر هشت متر در کف ناو ایجاد کرد. در عکس‌العمل به این حادثه کشتی‌های جنگی امریکا نخست سکوی نفتی "رشادت" را در روز 27 فروردین ( 16 آوریل )، و سکوهای نصر، سلمان و مبارک را در 29 فروردین ( 18 آوریل ) مورد حمله قرار دادند. علاوه بر انهدام سکوها در درگیری ناوها، هلیکوپترها و هواپیماهای امریکا با دو رزمناو ایرانی جوشن و سهند، این دو رزمناو غرق و کشتی جنگی سبلان نیز بمباران شد که به شهید و مجروح شدن تعدادی از پرسنل نیروی دریایی ارتش منجر گردید. در همان روز قایق‌های توپدار سپاه به یک یدک‌کش امریکایی، یک کشتی انگلیسی و دو کشتی دیگر در مجاورت سکوی نفتی امارات حمله کردند. در پی این حوادث احتمال توسعه دامنه درگیری میان ایران و امریکا به یکی از مهم‌ترین مباحث تصمیم‌گیری در ایران تبدیل شد. آقای هاشمی در یادداش ت 10 اردیبهشت 1367 به بحث و تبادل‌نظر در جلسه سران قوا درباره نحوه برخورد با اقدام احتمالی امریکا در توسعه حفاظت از کشتی‌ها در خلیج فارس می‌پردازد. وی می‌نویسد: «امام هم به جلسه آمدند. نظر امام این است که باید سیاست مقابله به مثل ما ادامه یابد؛ گرچه منجر به درگیری با امریکا بشود... » بااین‌حال طی روزهای بعد ایران از بیم گسترش درگیری‌ها خویشتنداری بیشتری از خود نشان داد و سرانجام تصمیم گرفت طرح دعوای حقوقی علیه امریکا را به خاطر حمله به سکوهای نفتی پیگیری نماید (درباره روند تصمیم‌گیری طی این دوره از برخوردهای ایران و امریکا بنگرید به: هاشمی رفسنجانی، پایان دفاع و آغاز بازسازی، 1390 : 94 ، 102 ، 11 2 ).

**. بر اساس این حکم که در تاریخ 12 خرداد 1367 صادر شد آقای هاشمی مأمور تشکیل ستاد فرماندهی کل قوا تا دستیابی به وحدت کامل نیروهای مسلح، هماهنگی کامل ارتش، سپاه، بسیج و نیروهای انتظامی، تمرکز امور مختلف پشتیبانی و نیز فرهنگی و تبلیغاتی جنگ، حذف یا ادغام سازمان‌ها و تشکیلات موازی و بهره‌گیری از قوانین دادگاه نظامی در زمان جنگ شد (بنگرید به: صحیفه امام، جلد 21 ، 1378 : 56 ).

***. آقای هاشمی در مقدمه کتاب پایان دفاع و آغاز بازسازی: کارنامه و خاطرات سال 1367 ، با اشاره به آخرین سفرهای جبهه پیش از خاتمه جنگ می‌نویسد: «در جمع‌بندی نهایی با مذاکرات صریح با فرماندهان طرفدار ادامه نبرد خواسته‌های آنها و مقدورات زمان آنها و زمان احتمالی آمادگی تهاجم‌های وسیع و سریع مشخص گردید. صریح‌ترین نظرها را از جناب آقای شمخانی و شهید احمد کاظمی شنیدم ». وی در این باره در یادداشت 20 خرداد م ینویسد: «آقای شمخانی فرمانده نیروی زمینی سپاه که از جبهه شمال آمده، گزارشی از وضع خطوط دفاعی در حلبچه و ماؤوت داد و نگران حمله دشمن است. دفاع ما را ضعیف می‌داند. پس از شروع تهاجمات اخیر دشمن در مناطق حساس دیگر، این نگرانی وجود دارد و وضع بدی است. باید ابتکار عمل از دست دشمن درآید. درباره ستادکل و مسائل جنگ مذاکره شد. خوشبین به عاقبت جنگ نیست و برای اولین‌بار صریحاً گفت باید جنگ را ختم کرد؛ از شجاعت و صراحت او در اظهارنظر تعجب کردم » (هاشمی رفسنجانی، پیشین، 15 ، 163 ).

****. مهم ترین اقدام آقای هاشمی در زمینه سازی برای خاتمه جنگ در این جایگاه، جمع‌آوری گزارش‌هایی از وضعیت ضعف ها و نیازهای کشور در زمینه های نظامی، اقتصادی و اجتماعی در صورت تداوم جنگ است. این گزارش ها توسط وزرای اقتصاد، فرهنگ و ارشاد اسلامی، رئیس بانک مرکزی و فرمانده وقت سپاه در نامه‌های جداگانه‌ای به وی ارائه شد. با ارائه مجموعه این نامه‌ها به امام خمینی وی تصمیم می گیرد با پذیرش قطعنامه 598 به جنگ خاتمه داده شود. این اقدام همواره به موضوعی برای مجادلات مسئولان سیاسی و نظامی دوره جنگ به‌ویژه در سال‌های اخیر تبدیل شده است. محسن رضایی با اذعان به اینکه نامه او یکی از جمله دلایلی بود که امام را مجاب به پذیرش قطعنامه کرد در انتقاد به اقدام آقای هاشمی می‌گوید: «من آن نامه را برای هاشمی نوشتم، نه امام ». او توضیح می دهد: «بحث معروفی بین فرماندهان و هاشمی بود. فرماندهان به‌ویژه پس از عملیات خیبر، می گفتند استراتژی سیاسی نتیجه‌ای ندارد و اجازه بدهید برنامه‌ای برای استراتژی نظامی تهیه و جنگ را تمام کنیم. اما مسئولان سیاسی و هاشمی این را هیچ گاه نپذیرفتند... حتی یک روز هاشمی گفت ما حتی نمی توانیم بند پوتین سربازان و بسیجی‌ها را فراهم کنیم و به نظرم این تعبیر بیانگر آن بود که هیچگاه به استراتژی نظامی فرماندهان نظامی توجهی نشد. همیشه می گفتند توان اقتصادی حمایت از این استراتژی را نداریم ... بعد از عملیات رمضان همیشه پیشنهادات فرماندهان را برای انجام یک عملیات می پذیرفتند اما برای پایان دادن به جنگ رد می‌کردند... آنها تنها زمانی راضی شدند که اواخر جنگ بود و زمانی بود که استراتژی سیاسی با شکست مواجه شد...آن موقع تازه از ما پرسیدند: برای پایان دادن جنگ چه می خواهید و من آن نامه را برای هاشمی نوشتم. وی با بیان اینکه نامه برای پیروزی در جنگ امکاناتی را خواستار شده بود، افزود: «اما هاشمی هم این نامه و هم چند نامه دیگر... را با هم خدمت امام برد و گفته بود که نظامیان این گونه می‌گویند و مسئولان سیاسی و اقتصادی هم می‌گویند پول نداریم. شما تکلیف را روشن کنید و امام هم با پذیرش قطعنامه موافقت کردند... در نامه‌ام نوشته بودم که ما جنگ را نباید برای یک عملیات برنامه‌ریزی کنیم چرا که با این کار جنگ به پایان نمی رسد. ما باید استراتژی داشته باشیم و برای پنج سال آینده برنامه داشته باشیم ... در نامه برنامه‌ای را که برای این پنج سال لازم بود، نوشتم و در حدود چهار و نیم میلیارد دلار نیز پیش بینی ارزی کرده بودیم که در پنج سال به ما بدهند... با این کار یک برنامه‌ریزی درازمدت کرده بودیم که جنگ را با پیروزی قطعی به پایان ببریم (بنگرید به: روزنامه اعتماد، شماره 1224 ، 8/ 7/ 1385 ، صفحه اول).

****. امام خمینی در پیام خود به مناسبت سالگرد واقعه مکه و پذیرش قطعنامه 598 ضمن تأکید بر اهمیت مصلحت نظام و کشور و انقلاب در اخذ این تصمیم بیان داشت: «خدا می داند که اگر نبود انگیزه‌ای که همه ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نمی‌بودم » (صحیفه امام، جلد 21 ، 1378 : 92 ).

 

منبع

1 . محمد درودیان، نقد و بررسی جنگ ایران و عراق: روند پایان جنگ، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، 1384 ، ص 95 . همچنین در این باره بنگرید به:

Anoushiravan Ehteshami, “Wheels Within Wheels: Iran,s Foreign policy toward the Arab World”, in Hooshang Amirahmadi and Nader Entessar, eds., Reconstruction and Regional Diplomacy in the Pershian, Routledge, 1992, pp.174-175.

2. مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی)ره(، صحیفه امام )مجموعه آثار امام خمینی (ره، جلد 21 ، چاپ اول، پاییز 1378 ، ص 53 .

3. درودیان، پایان جنگ، ص 95 .

4. همان، صص 102 - 100 .

5. حمد عبدالعزیز الکواری، عملکرد شورای امنیت در جنگ عراق و ایران، ترجمه محمدعلی عسگری تهران: پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس، 1387 ، ص 381 .

6. درودیان، پایان جنگ، صص 11 2 - 111.

7. الکواری، پیشین، صص 41 - 411 .

8. بنگرید به: مصطفی ترک زهرانی، تصمیم گیری مبتنی بر نظم دوم و پایان جنگ ایران و عراق، پایان‌نامه دکتری روابط بین الملل، دانشگاه تهران، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، 1381 ، ص 64 .

 

دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس
گزارش
اخبار- فرماندهان دفاع مقدس

دیدگاه جدیدی بگذارید

روزشمار دفاع‌مقدس



30 شهريور

روزشمار اسناد سازمان ملل



30 شهريور

آخرین نشریه:

شماره 56 نگین ایران