کنکاشی در دیپلماسی ایران در قبال قطعنامه598 (بخش‌‌چهارم)

چاپلینک ثابت
تلاش های میانجی‌گرایانه دکوئیار

 

یکی از سمت های تاثیرگذار در سطح بین‌الملل، سمت دبیرکلی سازمان ملل متحد می باشد. دبیرکل سازمان در راس دبیرخانه سازمان ملل متحد، مسئول اجرای تصمیمات سیاسی سازمان ملل می‌باشد و مسئولیتهای مهمی از قبیل اداره کردن انجام عملیات حفظ صلح، میانجیگری در حل اختلافات بین‌المللی ، دعوت به تشکیل شورای امنیت در مواقع لزوم و ایفای نقش در شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل از طریق ارائه گزارش را برعهده دارد. به همین دلیل نگرش و عملکرد دبیرکل در قبال موضوعات مطرح بین المللی واجد اهمیت خاصی است.

 

خاویر پرز دکوئیار* دیپلمات اهل کشور پرو، دبیرکل وقت سازمان ملل متحد در زمان تصویب قطعنامه 598 بود. عملکرد وی در قبال نحوه اجرای قطعنامه، که مبتنی بر تعامل با طرفین جنگ با هدف کسب توافق بود، فرصت مناسبی برای دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران فرآهم آورد تا با چانه زنی بر سر نحوه اجرای قطعنامه، برای تغییر ترتیب اجرای قطعنامه مطابق منافع جمهوری اسلامی تلاش بنماید و در عین حال ایران از اتخاذ تصمیمات شدید در شورای امنیت مصون بماند.

 

در بخش اول تا سوم مطلب "کنکاشی در دیپلماسی ایران در قبال قطعنامه598" به دستور کار اتخاذ شده در قبال قطعنامه 598 ، روند کند مذاکرات بین ایران و سازمان ملل  و بازی دیپلماتیک اتحادجماهیرشوروی در خصوص قطعنامه اشاره شد. در این بخش به موضوع عملکرد و تلاشهای میانجی‌گرایانه دبیرکل وقت سازمان ملل متحد برای اجرای قطعنامه 598 به شرح زیر اشاره می شود:

 


تلاش های میانجی‌گرایانه دکوئیار

عامل دیگری که به دیپلماسی ایران امکان می‌داد پذیرش صریح قطعنامه 598 را تا کسب موفقیت احتمالی در ترتیب اجرای بندهای قطعنامه به تأخیر اندازد، تلاشهای میانجی‌گرایانه دبیرکل سازمان ملل بود که با ظرایف دیپلماتیک و شیوه صبورانه‌اش مانع از اتفاق نظر اعضای دائم در برداشت منفی از رفتار دیپلماسی ایران شده بود.

 

به رغم تأکید اولیه شورای امنیت بر حفظ یکپارچگی قطعنامه 598 که با موضع عراق درباره ترتیب اجرای قطعنامه مبنی بر اولویت آتش بس و عقب‌نشینی نیروها قبل از گفت‌وگو درباره سایر موضوعات، (1) سازگاری داشت، شیوه خاص دکوئیار انعطافی را در ترتیب بندهای قطعنامه طبق خواست ایران به‌وجود آورده بود.

 

ایران بین مسئله آتش‌بس و تشکیل هیئت تحقیق بی‌طرف برای تعیین مسئولیت جنگ ارتباط برقرار کرد و خواستار اجرای همزمان بندهای 1 و 6 قطعنامه بود. ایران همچنین اعلام کرد که بر اساس توافقی اعلام‌نشده با دبیرکل آماده است در مدت کوتاهی که هیئت تحقیق برای تعیین متجاوز نیاز دارد آتش‌بسی غیررسمی را به مورد اجرا گذارد و پس از اعلام نتیجه، آماده قبول آتش‌بس به شکل رسمی خواهد بود. (2)

 

در این میان موضوع عقب‌نشینی نیروها به یک نکته مناقشه‌آمیز تبدیل شده بود، چرا که عراق خواهان عقب‌نشینی همزمان با برقراری آتش بس بود و ایران حتی در صورت قبول آتش‌بس تمایل داشت که در این باره در مراحل بعد مذاکره کند. (3)

 

دکوئیار پس از اطلاع از موضع ایران، در دیدار با آیت‌الله خامنه‌ای رئیس‌جمهور که برای شرکت در چهل‌ودومین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک رفته بود پرسید که آیا ایران هرگونه یافته هیئت تحقیق را خواهد پذیرفت؟

رئیس‌جمهور پاسخ داد: کسی نیست که نداند متجاوز کدام یک از طرفین است و افزود اگر قضاوت هیئت درست نباشد پس چطور می توان آن را بی‌طرف نامید؟ (4) دکوئیار ضمن گزارش مواضع دو کشور ایران و عراق به شورای امنیت، اختلاف نظر آنان را درباره نحوه ترتیب اجرای بندهای قطعنامه به عنوان «یک مشکل بنیادین در تفسیر قطعنامه (5)» عنوان نمود و حل آن را برعهده این شورا دانست.

 

گزارش دکوئیار برای متوقف کردن اقدامات امریکا در جهت اعمال تحریم علیه ایران کافی بود و حال آنکه احتمالاً وی می‌‎دانست ایران تنها در صورتی با آتش‌بس موافقت می‌نمود که هیئت تحقیق به وضوح اعلام می‌کرد عراق جنگ را آغاز کرده است.

 

چند روز بعد آقای هاشمی اظهار کرد: «شورای امنیت می‌خواست ما را تحت فشار سیاسی بگذارد، اما خود در بن‌بست قرار گرفت .» وی افزود: «ما در میدان منطق در مجامع بین‌المللی حرفی نداریم که قابل رد کردن باشد، اما سازمانهای جهانی و حکام مرتجع منطقه را آنقدر عادل نمی دانیم که زیر بار این واقعیت [تقدم شناسایی متجاوز بر آتش‌بس] بروند و امکان دارد بخواهند از فرصت آتش‌بس علیه منافع ما استفاده کنند ». آقای هاشمی تأکید کرد که اگر اعلام آتش‌بس مقدم بر شناسایی متجاوز و محاکمه وی باشد حالت جنگی به نفع امریکا و عراق از بین خواهد رفت. (6)

 

درباره این سخنان، سردبیر دیپلماتیک تلویزیون بی‌بی‌سی در تفسیری گفت: دیپلماتهای امریکایی و انگلیسی می‌گویند: مقامهای ایرانی در مذاکرات خصوصی مسالمت‌آمیزند. در این حال پی‌بردن به اینکه ایران قصد مصالحه دارد و یا سخنان آقای رفسنجانی بیانگر موضع واقعی ایران است بسیار مشکل میباشد. (7)در 15 اکتبر 1987 ( 23 مهر 1366 ) اعضای شورا که درباره اجرای تحریم و زمان آن اختلاف داشتند یادداشتی را که دربرگیرنده رهنمودهایی به عنوان دبیرکل بود به وی ارائه کردند.

 

در این یادداشت آمده بود که «طرح اجرایی دبیرکل باید در اسرع وقت مورد موافقت قرار گیرد، آتش‌بس در روز (D-Day) برقرار شود و سایر بندهای ضروری قطعنامه اجرا شوند ». دکوئیار جزئیات طرح اجرایی خود را به سفرای ایران و عراق داد و از آنها خواست تا 1 نوامبر پاسخ کتبی خود را ارسال دارند. (8)

 

در این طرح به نقطه نظر ایران درباره همزمانی آتش‌بس و تشکیل هیئت بی‌طرف برای بررسی مسئولیت منازعه جامه عمل پوشانده می شد. به موجب این طرح طرفین می‌بایست در مورد یک تاریخ مشخص برای رعایت آتش‌بس توافق کنند و نیز از تاریخ معینی بعد از روز آتش بس، عقب‌نشینی نیروها را آغاز کنند. روزنامه دیلی تلگراف نوشت: «امید می رود انعطاف‌پذیری این طرح ایران را به پذیرش مفاد آن ترغیب نماید. ایران از پذیرفتن درخواست های سازمان ملل درباره برقراری آتش‌بس امتناع کرده اما برای آغاز مذاکرات صلح تحت فشارهای سیاسی و نظامی شدیدی قرار گرفته است (9)

 

عراق پس از دریافت جزئیات طرح، اقداماتی را جهت مقابله با آنچه "طرفداری دستیاران دبیرکل از ایران" نامید آغاز کرد. مقامات این کشور بارها تکرار کردند که قطعنامه 598 باید در حالت کلی به صورت یک مجموعه و در جزئیات بدون هیچ ابهام، تحفظ یا قیدوشرط مورد پذیرش قرار گیرد. (10)

 

آنها می گفتند اگر ایران می‌خواهد مفاد بند ششم قطعنامه را پیش از اعلام آتش‌بس اجرا کند، این اقدام به منزله رد آشکار قطعنامه خواهد بود. عراق تأکید داشت که تحت هیچ شرایطی حاضر نیست آتش‌بس غیررسمی برقرار کند و عقب نشینی نیروها باید بدون تأخیر و بلافاصله پس از آتش‌بس انجام بگیرد.

 

مقامات عراقی اظهار می‌کردند که مأموریت کمیته تحقیق برای تعیین مسئولیت جنگ خصلتی قضایی دارد زیرا می‌خواهد درباره موضوعی تحقیق کند که حقوقی است. (11) به عقیده الکواری روشن بود که تأکید عراق بر "خصلت قضایی" فعالیت کمیته تحقیق، از این فرضیه ناشی می شد که احتمال دارد مناقشات حقوقی تا بی‌نهایت ادامه داشته باشد. (12)

 

طارق عزیز در 28 اکتبر ( 6 آبان) پاسخ کتبی خود را درباره طرح اجرایی ارسال کرد. وی اصرار کرد که مواضع طرفین باید براساس میزان همسویی آنها با نامه دبیرکل، قطعنامه 598 و ترتیب بندها ارزیابی شود. وی گفت: اگر ما به دقت به رفتار دولت ایران از زمان تصویب قطعنامه در 20 ژوئیه 1987 نگاه کنیم، بدون شک خواهیم فهمید که شواهدی قوی مبنی بر قصد ایران برای مخدوش ساختن روند صلح وجود دارد. (13)

 

اما در جوابیه ایران در 30 اکتبر 1987 ( 8 آبان 1366 ) که ولایتی وزیر امور خارجه آن را امضا کرده بود معرفی عراق به عنوان نخستین گام در راه رسیدن به صلحی عادلانه و پایدار مورد تأکید قرار گرفته بود. علاوه‌ براین عراق می‌بایست متحمل عواقب تجاوز خود گردد.

 

این نکته با توجه به اشاره صورت گرفته به اینکه فرایند مذاکرات "به خاطر ماهیت مسئله در مراحل خاصی شکل دادگاه را به خود خواهد گرفت" تلویحاً از درخواست ایران برای محاکمه متجاوز در مراحل بعد حکایت می کرد. ایران تأکید داشت که "سرکوب تجاوز" رکن اساسی تنظیم راه‌حل منازعه است.

 

نکته جدید که در پاسخ اولیه ایران در ماه سپتامبر مطرح نشده بود طرح موضوع غرامت بود، به شکلی که به نظر می رسید ایران آن را نیز به عنوان گام نخست پیش از موافقت درباره آتش‌بس درنظر می گیرد.

 

ایران می‌گفت که توافق درباره روز استقرار آتش بس ( D-Day ) فقط در خلال مذاکره و حصول اطمینان از پیشرفت آن ممکن خواهد بود و درباره عقب‌نشینی نیروها تصریح کرد که مرزهایی که می‌بایست نیروهای خود را از آنجا خارج کند باید مشخص شود و همچنین پس از اطمینان از "تحقق آثار مسئولیت جنگ به‌ویژه پرداخت خسارات وارده بر جمهوری اسامی ایران" مبادرت به عقب‌نشینی نیروها خواهد کرد.

 

ایران همچنین از دبیرکل می‌خواست به تهیه و تدوین مفادی صریح در جهت اجرای بخش دیگر مصوبه شورای امنیت یعنی درخواست خویشتن‌داری از سوی گروه‌های ثالث در جنگ اقدام کند. این درخواست ایران با هدف خروج نیروی دریایی امریکا از خلیج فارس مطرح می شد. (14)

 

چنانکه روشن است عراق بر تفسیری دقیق و خشک از قطعنامه 598 تأکید داشت و ایران سعی داشت مذاکرات را در چارچوب طرح دبیرکل به شکلی دنبال کند که به یک جابه جایی در ترتیب اجرای بندهای قطعنامه منجر شود. دبیرکل در 2 نوامبر اعضای دائمی را در جریان محتوای پاسخ های دو کشور قرار داد و سپس در اتاق مشورتها با همه اعضای شورا به تبادل‌نظر پرداخت. در این دیدارها از دکوئیار خواسته شد تا به تماسهای خود با طرفین ادامه دهد و لذا وی از طرفین خواست تا نمایندگان خود را برای ادامه مذاکرات در اوایل دسامبر به نیویورک اعزام دارند.
 

دکوئیار در 2 و 3 دسامبر 1987 ( 11 و 12 آذر 1366 ) با هیئت ایران به سرپرستی لاریجانی ملاقات و درخواست کرد که گفت‌وگو حول چهار محور: تعیین روز آتش بس، برقراری آتش بس، طرح عقب نشینی و آغاز کار هیئت بی‌طرف که می تواند بخشی از مجموعه مورد توافق باشد، انجام گیرد.

 

از سوی هیئت مذاکره کننده ایران این نکات مطرح شد:

ایران براساس طرح اجرایی (و نه بر اساس قطعنامه 598 ) با دبیرکل همکاری خواهد کرد؛ کار هیئت بی‌طرف و آتش‌بس غیررسمی فوراً آغاز خواهد شد؛ هیئت ابتدا فوراً باید متجاوز را معرفی کند سپس به موضوعات بعدی نظیر غرامت بپردازد.از آنجا که طرف متجاوز کاملاً شناخته شده است دبیرکل می تواند ترکیب هیئت بی‌طرف را مشخص سازد.

درباره عقب‌نشینی ابتدا باید موضوع غرامت حل‌وفصل گردد و سپس مرزها تعیین شوند؛ در نهایت، ایران از دبیرکل می‌خواست که رعایت بند پنج در خصوص خویشتن‌داری طرفهای ثالث تضمین شود. (15)

 

دکوئیار پس از مذاکرات با هیئت های ایران و عراق در 10 دسامبر 1987 ( 19 آذر 1366 ) به اعضای شورای امنیت اطلاع داد که مذاکرات به بن‌بست رسیده است و علل اصلی آن را در دو نکته خلاصه کرد:

1. جمهوری اسلامی ایران به خاطر طرح مسئله غرامت و مرتبط کردن آن با مسئله عقب‌نشینی از چارچوب قطعنامه خارج شده است.

2. عراق به خاطر اعلام لزوم اجرای متوالی و بی‌وقفه آتش بس، عقب‌نشینی و مبادله کامل اسرا یا لااقل انفکاک‌ناپذیر بودن آتش بس و عقب‌نشینی از طرح اجرایی دبیرکل فاصله گرفته است. (16)

 

پس از گزارش دبیرکل فشارهای سیاسی علیه شوروی که در این زمان ریاست دوره‌ای شورای امنیت را برعهده داشت و هنوز از دادن فرصت بیشتر به دیپلماسی ایران حمایت می‌کرد افزایش یافت. یک هفته بعد از اجلاس سران امریکا و شوروی در واشنگتن و به رغم عدم توافق آنان در خصوص اعمال تحریم علیه ایران، الکساندر بلونوگف رئیس شورای امنیت از شورا خواست که بیانیه‌ای را در پاسخ به درخواست دبیرکل برای اتخاذ "اقدامی جدید و قاطع" صادر کند. مسکو اختیاراتی را به بلونوگف داد تا لحاظ کردن تحریم تسلیحاتی در قطعنامه را با دیگر اعضای شورا مورد بحث و گف توگو قرار دهد. (17)

 

شورای امنیت در 25 دسامبر 1987 ( 4 دی 1366 ) به منظور تأکید بر قطعنامه 598 و پیشبرد آن بیانیه جدیدی صادر کرد و طی آن با ابراز نگرانی از "روند کند و فقدان پیشرفت واقعی" در مذاکرات دبیرکل با ایران و عراق بر تعهد طرفین بر قطعنامه به عنوان "کلیتی لایتجزا" تأکید کرد. این قطعنامه از دبیرکل می‌خواست که به تلاشهای خود ادامه دهد. بیانیه شورا مورد استقبال دولت امریکا قرار گرفت زیرا به شکلی ملموس "نیاز به حرکت فوری به طرف تهیه پیش‌نویس و تصویب قطعنامه الزام‌آور" را مورد تصدیق قرار داده بود. (18)

 

گزارش 10 دسامبر دکوئیار به منزله پایان تلاشهای خویش و فشار بیشتر بر اعضای شورا برای شکستن بن‌بست دیپلماتیک بود. وی ضمن حفظ ارتباط‌های نزدیک با سفرای ایران و عراق به آنها گفت که قصد ندارد دور دیگری از مذاکرات را بدون اطمینان از موفقیت نهایی آغاز کند. دبیرکل سپس از طرفین خواست برای فائق آمدن بر مشکلی که 10 دسامبر به اطلاع شورا رسید از خود انعطاف نشان دهند. در 1 فوریه 1988 ( 12 بهمن 1366 ) والترز سفیر امریکا در سازمان ملل رئیس شورای امنیت شد. واشنگتن از وی خواست که با استفاده از موقعیت خود قطعنامه تحریم را پیش ببرد.

 

شولتز وزیر خارجه امریکا از 21 تا 23 فوریه (2 تا 4 اسفند) در مسکو بود و درباره جنگ ایران و عراق با شوارد نادزه و گورباچف مذاکره می‌کرد. در پایان سفر شولتز معلوم شد که شوروی ها در نیویورک با اتخاذ تحریم تسلیحاتی علیه ایران در هفته آخر فوریه همکاری خواهند کرد. در 28 فوریه (9 اسفند) قبل از اینکه نکات عمده مذاکرات مسکو به مفاد اصلی قطعنامه نیویورک تبدیل شود، نامه ولایتی وزیر امور خارجه ایران به دبیرکل ارسال شد.

 

در ماه مارس رایزن‌های اعضای دائم شورا همچنان روی متن تحریم تسلیحاتی ماه فوریه کار می‌کردند و در اصلاحیه ای که به متن افزودند از دبیرکل خواستند که مشورت‌های فوری را با طرفین انجام دهد و نتیجه را تا 30 مارس ( 10 فروردین 1367 ) گزارش کند، اما با توجه به حملات جدید عراق در میدان جنگ و با وجود سپری شدن مهلت تعیین‌شده، تلاش برای استفاده از اختیارات فصل هفتم منشور به منظور برقراری آتش‌بس عملاً ناکام ماند.

 


پانوشت

* خاویر فلیپه ریکاردو پرز دکوئیار دلاگوئرا (به اسپانیایی: Javier Felipe Ricardo Pérez de Cuéllar y de la Guerra) دبیرکل وقت سازمان ملل متحد از یکم ژانویه ۱۹۸۲ تا ۳۱ دسامبر 1991 .

 

منابع

1. بنگرید به:  کامرون ر. هیوم، سازمان ملل متحد، ایران و عراق، ترجمه هوشنگ راسخی عزمی ثابت، تهران: مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت امورخارجه، 1376 ، ص 184 .  دفتر مطالعات سیاسی و بی نالمللی، "ایران و قطعنامه 598 "، بولتن شماره 22 ، 1367/7/15 ، ص 5.

2. جمشیدی و یزدانفام، پیشین، ص 106 . همچنین درباره جنبه های حقوقی آتش بس مورد نظر ایران بنگرید به: بهمن آقایی، "طرق پایان جنگ"، بولتن دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه، شماره 22 ، 15 / 7/ 1367 ، صص 89 - 72 .

3. هیوم، پیشین، ص 185 .

4. همان، ص 180 .

5. خاویر پرز دکوئیار، به سوی صلح، ترجمه حمیدرضا زاهدی، تهران: انتشارات اطلاعات، 1379 ، ، ص 263 .

6. جمشیدی و یزدانفام، پیشین، ص 206 .

7. همان، ص 207 .

8. هیوم، پیشین، ص 181 .

9. جمشیدی و یزدانفام، پیشین، صص 416 - 415 .

10. هیوم، پیشین، صص 184 - 183 ، 186 .

11. حمد عبدالعزیز الکواری، عملکرد شورای امنیت در جنگ عراق و ایران، ترجمه محمدعلی عسگری تهران: پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس، 1387 ، صص 359 - 358 .

12. همان.

13. هیوم، پیشین.

14. درباره پاسخ ایران بنگرید به:  اداره کل آرشیو و پژوهش اسناد وزارت امور خارجه، پیشین.  جمشیدی و یزدانفام، پبشین، صص 701 - 700 .

15. هیوم، پیشین، صص 187،185 .

16. حسین اردستانی، روزشمار جنگ ایران و عراق  کتاب پنجا هودوم: تکاپوی جهانی برای توقف جنگ، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، چاپ دوم، 1387، ص 621 ، به نقل از: بولتن دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه، مورخ 23 / 10 / 1366 .

17. هیوم، پیشین، ص 191 .

18.اردستانی، پیشین، صص 441 - 440 .

عکس‌های مرتبط: 
دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس
گزارش تصویری

دیدگاه جدیدی بگذارید

روزشمار دفاع‌مقدس



30 مرداد

روزشمار اسناد سازمان ملل



30 مرداد

آخرین نشریه:

شماره 56 نگین ایران