مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 29 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

گزارش سفر سناتورهای آمریکایی به خلیج فارس

چاپلینک ثابت
گزارش کمیته روابط خارجی سنای امریکا درباره اوضاع خلیج فارس و جنگ عراق و ایران


 در نیمه سال 1366 و با شدت گرفتن جنگ عراق و ایران، سه تن از سناتورهای آمریکایی طی ماموریتی از سوی کمیته روابط خارجی سنای آمریکا به منظور تهیه گزارشی از اوضاع خلیج فارس و اطلاع از واقعیت های جنگ عراق و ایران، به منطقه خاورمیانه سفر می کنند و از عراق و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس بازدید می کنند.

 

در گزارش تهیه شده توسط سناتورهای آمریکایی، ابتدا به اهمیت خلیج فارس به عنوان محل ذخائر نفت و آبراه مهم پرداخته شده و اهمیت این آبراه برای واردات نفتی غرب و ژاپن بررسی شده است. همچنین با بیان سابقه جنگ، از موقعیت نظامی عراق با دلسردی یاد شده است.

 

این گزارش با اطمینان می‌گوید که عراق در شرف باختن در جنگی است که خود برافروخته است. کمیته روابط خارجی سنای امریکا در این گزارش نمی‌تواند حیرت خود را از عملیات پیروز کربلای5 پنهان کند.

 

در این گزارش از سیاست امریکا و طرح استراتژیک ریگان برای ایران و سناریوهایی که در صورت وخیم‌تر شدن بحران محتمل است، یاد شده است. همچنین ژئوپلیتیک کشورهای منطقه بررسی و بر آسیب‌پذیری آنها تأکید شده است. در این گزارش آمده است که ایران در صورت پیروزی، ابرقدرت منطقه خواهد شد و تأکید گردیده که امریکا برای جلوگیری از شکست عراق کاری نمی‌تواند بکند.

 

با توجه به ذکر بخشی از واقعیتهای سیاسی آن‌زمان در گزارش سناتورهای آمریکایی از جمله "حمایت های آمریکا از عراق" در جنگ با ایران و اشاره به "تجاوزگری عراق" و "وضعیت آن روز عراق در جنگ"، خواندن مشروح گزارش کمیته روابط خارجی برای پژوهشگران حوزه دفاع مقدس، خالی از لطف نخواهد بود:

 


گزارش کمیته روابط خارجی:

 

«ایالات متحده امریکا به‌گونه‌ای جدی با خطر وارد شدن به جنگ خلیج فارس رو‌به روست.»

 

در این گزارش با اشاره به این‌که هم ایران و هم اعراب معتقدند امریکا جانب عراق را گرفته، آمده است: خطر عمده برای عراق جنگ نفتکش‌ها نیست بلکه از اوضاع نا‌هنجار مرزهای زمینی‌اش با ایران به‌خصوص در شمال و مرکز آن کشور ناشی می‌شود و همین به شکست آن در جبهه جنوبی خواهد انجامید.

 

پیروزی ایران برای منافع غرب فاجعه‌بار است و متأسفانه امریکا نیز در این زمینه کار چندانی نمی‌تواند انجام بدهد. … واشنگتن در صورت شکست عراق، برخلاف تمایلش یا باید به ایران اجازه دهد که سلطه خود را بر منافع غرب در خلیج‌ فارس اعمال کند یا اینکه مستقیماً دخالت نظامی کند. 70 درصد حملات علیه کشتی‌ها در خلیج فارس تاکنون کار رژیم عراق بوده و هر چه عراقی‌ها بیش‌تر کشتی‌های ایرانی را مورد حمله قرار دهند، ایرانی‌ها عملیات تلافی‌جویانه را علیه امریکا اعمال خواهند کرد.1

 

در این گزارش درباره اقدامات عراق در شمال این کشور نوشته شده است: صدها دهکده کردنشین عراقی با خاک یکسان و به یک بیابان تبدیل شده است طوری که گویا هرگز موجود زنده‌ای در آنجا زندگی نمی‌کرده است… رژیم عراق سیاست تبعید اکراد به ارودگاه‌ها را یک "پیروزی شهری" لقب داده است و بدین‌وسیله کینه و نفرت خود را در دل 20 درصد از جمعیت عراق نشانده است.2

 

درباره درآمدهای دو کشور عراق و ایران و تأثیر بحران خلیج فارس روی درآمدها، در این گزارش آمده است: درآمد عراق از محل صادرات نفت از طریق خط لولـه و کمک‌های سخاوتمندانه اعراب که صدام را در جایگزینی سلاح‌های منهدم شده کمک می‌کنند، تأمین می‌شود و حتی به این کشور امکان می‌دهد که زرادخانه خود را گسترش دهد.

 

برخلاف آن، فعالیت‌های جنگی ایران تقریباً به‌طور کامل متکی بر درآمد صادرات نفت از طریق دریا می‌باشد. نفت 90 درصد از کل ارز خارجی ایران را تأمین می‌کند. از آنجا که بهای نفت طی چهار سال گذشته کاهش یافته، ایران کوشیده است تولید و صادرات نفت خود را برای جبران این کاهش درآمد، افزایش دهد. منافع ایران در تداوم کشتی‌رانی در خلیج فارس روشن و آشکار است.

 

تنها در صورت موفقیت کامل عراق در انهدام توانایی‌های ایران در زمینه صادرات نفت، ایران انگیزه‌ای منطقی برای بستن خلیج فارس به روی کلیه کشتی‌ها را پیدا خواهد کرد؛ البته حضور ناوگان‌های نیروی دریایی بین‌المللی که دقیقاً برای جلوگیری از چنین اقدامی در خلیج فارس ازدحام کرده‌اند، توانایی ایران برای بستن خلیج فارس را محدود کرده است. هر چند دست‌یابی به موشک "کرم ابریشم" ایران را به بستن تنگه هرمز دست‌کم برای مدتی کوتاه توانا می‌سازد و غرق کشتی‌ها توسط این موشک‌ها می‌تواند به صورت یک پیروزی برای ایران درآید.3

 

اهداف اصلی عراق از شروع این جنگ توسعه‌طلبانه و برای تغییر مرز بین‌المللی به کرانه شرقی شط‌العرب و سرنگونی رژیم ایران بوده است. اما امروز عراق فقط در پی حفظ تمامیت ارضی و سیاسی خود می‌باشد. عراق خاطرنشان ساخته است که آماده است خط میانی شط‌العرب را به عنوان مرز بین دو کشور بپذیرد. با این حال، اهداف جنگی ایران همان‌هاست که در آغاز جنگ بوده است. ایران خواستار آن است که عراق به عنوان متجاوز شناخته شود و صدام سرنگون و مجازات گردد و غرامت خسارات ناشی از حمله عراق به ایران پرداخته شود.4

 

در بخش دیگری از این گزارش آمده است: صنایع عراق، تأسیسات نفتی بنادر، بشکه‌های حمل و نقل و مراکز جمعیت این کشور تقریباً همگی در بخش شرقی عراق یعنی نزدیک به مرز ایران قرار دارد. فاصله بغداد با خطوط نیروهای ایرانی هشتاد مایل (124 کیلومتر است) و بصره دومین شهر بزرگ عراق، در جبهه جنگ قرار دارد. از همان آغاز نبرد، ایران توانست عراق را از دست‌یابی به خلیج فارس محروم سازد.

 

برخلاف عراق، جمعیت و صنایع ایران به‌طور عمده از مرز بدورند. فاصله مرز دو کشور با تهران 560 کیلومتر، با اصفهان 360 کیلومتر و با قم 416 کیلومتر می‌باشد. در حالی‌که هواپیما و موشک‌های عراقی می‌توانند به شهرها، بنادر و تأسیسات ایران برسد، ایران هیچ‌گونه بیمی از حملات عراق ندارد. تاکنون عراق توانسته است  کمبودهای نیروی انسانی و بنیه استراتژیک اقتصادی خود را با حفظ برتری در زمینه "تجهیزات نظامی" در زمین و هوا حفظ کند.

 

از جنبة لجستیکی محموله‌های نظامی شوروی تکیه‌گاه اصلی بنیة دفاعی عراق بوده است. با این حال سایر کشورها نیز نقش مهمی در حمایت از عراق داشته‌اند که از میان آنان فرانسه از همه مهم‌تر می‌باشد. فرانسه هواپیماهایی که دارای عملکرد بالایی می‌باشند (جنگنده‌های میراژ و بمب‌افکن‌های سوپراتاندارد) و سایر سلاح‌هایی که دارای تکنولوژی پیشرفته‌ای است، به عراق فروخته است.

 

برخلاف آن، ارتش ایران به‌طور عمده مسلح به تجهیزات ساخت امریکاست که برای آنها به جز برنامه ریگان در مورد اسلحه در قبال گروگان‌ها، دست‌یابی به قطعات یدکی و جایگزینی آن دشوار بوده است. ایران همچنین توانسته است صنایع تسلیحاتی بومی حائز اهمیتی به‌وجود آورد. گلولـه‌هایی که بر استحکامات عراق فرو می‌ریزد ساخت داخل کشور است.5

 

در گزارش کمیته روابط خارجی سنای امریکا درباره عملکرد امریکا در قبال جنگ آمده است:

پس از آنکه ایران نیروهای عراق را از سرزمین خود در سال 1982 بیرون راند، سیاست امریکا رو به تغییر گذاشت، نگرانی دوباره از پیروزی احتمالی ایران، دولت ریگان را بر آن داشت که جانب عراق را بگیرد. با فرا رسیدن سال 1984 این گرایش عبارت بود از:

 

1- توقف عملیات، تلاش فعال دیپلماتیک امریکا برای شناسایی و متوقف ساختن محمولات تسلیحاتی به سوی ایران.

2- ارائه اعتبار جنسی، اعتبار بازرگانی برای کشاورزی و سایر خریدها در امریکا به عراق.

3- محکوم شمردن لفظی ایران در سازمان ملل و در سایر محافل.

4- بر طبق گزارش‌های مطبوعاتی بعدی، ارائه اطلاعات نظامی به عراق در سال 1984، که این گرایش با برقراری روابط کامل دیپلماتیک بین امریکا و عراق پس از یک وقفة هفده ساله، به اوج خود رسید.

 

دولت ریگان کمی بعد از برقراری روابط دیپلماتیک با عراق، شدیداً تغییر جهت داد و طرح استراتژیک را در قبال ایران آغاز کرد. مقامات عراق مکرراً تأکید کردند که این طرح به آنها ضربه بسیاری وارد آورده است. ناظرین دیپلماتیک در بغداد با این نظریه موافقند.6

 

در حال حاضر این نگرانی عمیق وجود دارد که اگر عراق در جنگ شکست بخورد چه اتفاقی رخ می‌دهد. این امر هر دو کشور کویت و عربستان را بر آن داشته که از نظر مالی به عراق کمک کنند و جریان تجهیزات نظامی به عراق را تسهیل نمایند. لیکن همین ترس از انقلاب ایران نیز اکثر کشورهای حوزه خلیج فارس را بر آن داشته که دقیقاً از هرگونه درگیری مستقیم با ایران اجتناب کنند. خطری که انقلاب ایران در برداشت، انگیزه اصلی در تصمیم کشورهای حوزه خلیج فارس در سال 1981 برای ایجاد شورای همکاری خلیج فارس بود.

 

کویت خواهان آن است که تا حد امکان پرچم‌های خارجی بیش‌تری به دست آورد. استدلال کویت این است که وارد شدن دیگران به صحنه بین این دو کشور و ایران سپر محافظی مهم و حساس ایجاد می‌کند و احتمال حملات در دریا را نسبت به حمله علیه خاک کویت افزایش می‌دهد. در میان کشورهای حوزه خلیج فارس بحرین بیش‌تر از سایرین به امریکا و دیگر کشورهای غربی نزدیک است و به نیروهای خاورمیانه‌ای نیروی دریایی امریکا اجازه داده از بندر آن به عنوان پایگاه استفاده کنند. سپر حفاظتی ناشی از این نزدیکی برای بحرین حائز اهمیت است.

 

از نظر امارات عربی متحده، ایران نیز یک خطر خارجی اولیه است. نظریه‌ای که در نوامبر گذشته هنگامی که یک جنگنده به مجتمع تولیدی مرکزی در حوزه نفتی "ابوالبخوش" حمله کرد، مورد تأکید قرار گرفت. در نتیجه دولت امارات هم به فکر بهبود نیروهای دفاعی خود افتاد. میزان کنونی توانایی این کشور در تابستان سال جاری که در منطقه "فجیره" مین‌گذاری شد، آشکار گردید.

 

عمان برخلاف دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس، ایران را به عنوان نیروی تهدید کنندة ویژه نمی‌بیند. در واقع عمان که با ایران مناسبات فرهنگی و بازرگانی نزدیک دارد، خود را همانند یک واسطه بین ایران و سایرین می‌بیند. ظاهراً عمان برخلاف سایر کشورهای حوزه خلیج فارس از فاش شدن ماجرای تلاش امریکا برای برقراری روابط با ایران، نگرانی خاصی ندارد و آن را یک اقدام نامناسب و ناعاقلانه می‌شمرد، نه یک اقدام غیراخلاقی.

 

عمان که استدلال می‌کند عراق جنگ را آغاز کرده و "استارک" را مورد حمله قرار داده است، بیش‌تر مایل است خشم خود را متوجه عراق سازد. واضح است که به کشورهای خلیج فارس برای خرید تسلیحات جدید نظیر هواپیماهای جدید و موشک‌های "استینگر" به‌ویژه برای دفاع هوایی فشار وارد می‌شود.7

 

در این گزارش بهترین راه برای جلوگیری از شکست عراق، پایان دادن به جنگ اعلام شده و آمده است: این امر در صورتی که اصلاً اجرا شدنی باشد، از طریق تلاش‌های هماهنگ جامعه جهانی امکان‌پذیر است. به همین دلیل، مؤثرترین شیوه برای امریکا در جهت دفاع از منافع حیاتی خود، اقدام از طریق سازمان ملل می‌باشد.

 

راه‌کار سازمان ملل به دو دلیل امیدوارکننده است:

نخست آن‌که ایران با وجود بیانیه‌های عمومی، بسیار به آراء بین‌المللی اهمیت می‌دهد. ایران خود را به عنوان طرف آزرده در درگیری می‌بیند و مایل است که این جامعه جهانی نیز آن را به همین صورت در نظر بگیرد. بنابراین بیانیه‌های این جامعه جهانی که در شورای امنیت و مجمع عمومی مطرح می‌شوند، در تهران اثر دارند.

 

دوم آنکه سازمان ملل تنها راه مؤثر و بدون اجرای عملیات نظامی را در اختیار امریکا قرار می‌دهد تا ماشین جنگی ایران را محدود سازد. ایران برای ادامه جنگ به سلاح و حمایت لجستیکی نیاز دارد. تحریم فروش سلاح به ایران و تحریم نفتی یکجانبة ایران از سوی امریکا، فقط آثار جنبی بر ایران دارند.

 

نفت را به راحتی می‌توان به دیگر مصرف‌کنندگان فروخت و سلاح‌ها را نیز می‌توان از بازار سیاه و کشورهایی که در تحریم شرکت ندارند، تهیه کرد. یک تحریم تسلیحاتی که به وکالت سازمان ملل انجام شود، نیز احتمالاً کامل نخواهد بود، لیکن وسیع‌تر و معتبرتر از اجرای برنامه امریکا موسوم به "توقف عملیات" خواهد بود.8

 

گزارش کمیسیون سنای خارجی امریکا با اینکه احتمال تشدید جنگ به وسیله بغداد برای متوقف کردن صادرات نفت ایران را عنوان کرده، ولی بر این باور است که عراق دیگر نمی‌تواند در جنگ برنده شود، بلکه می‌تواند بازنده باشد. این گزارش در پایان نتیجه گرفته است که نیروی دریایی امریکا اکنون گروگان بالقوه سیاست جنگی عراق است.9

 


منابع

1- روزنامه اطلاعات،1366/8/2 ، ص16.

2- همان، ص16.

3- روزنامه اطلاعات، 1366/8/4، ص16.

4 - همان.

5 - همان.

6 - روزنامه اطلاعات، 1366/8/6، ص16.

7 - روزنامه اطلاعات، 1366/8/10، ص16.

8 - روزنامه اطلاعات، 1366/8/7، ص16.

9 - روزنامه رسالت، 1366/7/27، ص12، به نقل از خبرگزاری یونایندپرس.

دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس
گزارش

دیدگاه جدیدی بگذارید