مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 29 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

گزیده ای ازمصاحبه با محمد علی (عزیز) جعفری در مورد عملیات خیبر

چاپلینک ثابت
حسین عسگری موفق

عملیات خیبر در سال 1362 اجرا شد، این عملیات دارای ویژگی‌های منحصربه‌فردی بود که باعث غافلگیری دشمن متجاوز شد. همچنین علاوه بر اهدافی که فرماندهان و رزمندگان در این عملیات به آن‌ها رسیدند دستاوردهایی نیز داشت که ازجمله آن می‌توان به مبنایی برای تحول آخر جنگ، اشاره کرد. در حدود سال 72 – 73 مرحوم دکتر حسین اردستانی که خود در زمان هشت سال دفاع مقدس راوی جنگ بوده و در عملیات‌ها حضورداشته است با سرلشگر پاسدار محمدعلی (عزیز) جعفری که در آن برهه از زمان فرمانده نیروی زمینی سپاه بودند، گفتگویی در رابطه با عملیات خیبر و ابعاد مختلف این عملیات انجام داده‌اند، که در ذیل به این گفتگو می‌پردازیم.


در این گفتگو فرمانده وقت نیروی زمینی سپاه در ابتدا ضمن بیان استراتژی جنگ و تاکتیک‌های به کار گرفته‌شده جمهوری اسلامی در مقابله با صدام و کفر جهانی ابعاد مختلف آن را مورد تبیین قرار داده و جنگ هشت‌ساله را به سه مرحله اصلی و عمده به شرح ذیل تقسیم می‌کند: مرحله نخست؛ جنگ اول یعنی حمله عراقی‌‌ها به خاک جمهوری اسلامی ایران و عبور از مرز و ورود به خاک ایران تا بعد از آزادی خرمشهر در سال 1361. مرحله دوم؛ جنگ دوم یعنی بازپس‌گیری حقوق جمهوری اسلامی ایران و معرفی متجاوز به دنیا تا اواسط سال 1367 و پذیرش قطعنامه ۵٩٨ و عقب‌نشینی به مرزهای بین‌المللی توسط ایران و مرحله سوم؛ جنگ سوم حمله مجدد عراق به خاک جمهوری اسلامی ایران در خردادماه سال 1367.


سردار جعفری فرمانده وقت نیروی زمینی سپاه ضمن قرار دادن عملیات خیبر در مقطع جنگ دوم به مسائل و ابعاد و شرایط زمانی آن مرحله پرداخته و به نتایج آن اشاره‌کرده که عملیات‌های بدر، والفجر 8 و کربلای 5 را در پی دارد. جنگ دوم خود دو مرحله تقسیم‌بندی کلی می‌شود که شامل عملیات‌های رمضان، والفجر مقدماتی و والفجر 1 است که یک تیپ عملیات‌های ما بود و عملیات خیبر و بدر است و بعد عملیات والفجر 8 و کربلای 5 باز یک مقطع دیگری بود و بعدازآن کربلای 5 و کربلای 10 و عملیات‌هایی که در غرب انجام دادیم.


در این گفتگو فرمانده وقت نیروی زمینی سپاه در رابطه با وضعیت خودی و دشمن در جنگ دوم می‌گوید: بعدازاینکه خرمشهر آزاد شد، دشمن یک صرفه‌جویی زیادی در قوای خودش انجام داد، و با در دست گرفتن نیروهای احتیاط قوی و توسعه یگان‌های خودش و کسب یک مقدار تجربیاتی که از عملیات‌های مختلف ما به دست آورده بود و واردکردن یکسری مباحثی مثل [سلاح‌هایی] شیمیایی و بعضی سلاح‌های دیگر، آن ضعف توان رزمی خودش را و یا عقب‌ماندگی‌اش را جبران کرد و درواقع می‌شود گفت که در مقطع عملیات خیبر و قبل از آن حتی در والفجر مقدماتی و [والفجر] 1 و این‌ها، یعنی بعد از آزاد شدن خرمشهر و عقب‌نشینی عراق روی مرزها، موازنه قوا بین ما و عراق برقرار شد.


وقتی این موازنه قوا بین ما برقرار شد، طبیعی بود که دیگر عملیات‌های ما که انجام می‌گرفت با مشکل مواجه شود، چون وقتی یک نیرویی در آفندش و هجومش موفق است که به‌هرحال یک توان برتری نسبت به دشمن را داشته باشد. البته این توانی که می‌گوییم، خودش یک بحث مفصلی دارد که ما منظورمان همه‌اش توان مادی و مقایسه سلاح و تعداد نیرو و تانک و توپ نیست، بلکه کل مجموع توان رزمی را می‌گوییم که در این مقایسه توان رزمی، بحث ایمان و قدرت ایمان رزمندگان ما یک جای عمده‌ای دارد که آن جبران نابرابری‌های مادی را در جنگمان می‌کرد، ولی به‌اضافه آن ما داریم موازنه قوا را مطرح می‌کنیم.


قبل از عملیات خیبر، علتی که والفجر مقدماتی، والفجر 1، عملیات رمضان، این‌ها به پیروزی کامل نمی‌رسیدیم و اهدافمان را نمی‌توانستیم تأمین بکنیم، این بود که موازنه قوا بین ما و عراق برقرارشده بود و به همین دلیل آفندهای ما به موفقیت کامل یا حالا به میزان درصدی بگوییم قابل‌قبول انجام نمی‌شد و عملیات‌هایمان عمدتاً ناکام می‌ماند.


در ادامه سردار جعفری به ابتکار خیبر به‌عنوان راهگشای ادامه جنگ اشاره می‌کند و در رابطه با فلسفه انتخاب عملیات خیبر می‌گوید: فرماندهی سپاه به این [نتیجه] رسید که باید یک فکر دیگری بکنیم و درواقع جنگ را که می‌رفت به یک بن‌بستی برسد با این فکر جدید از بن‌بست خارج کرد و باز سیر تهاجمات ما و عملیات‌های آفندی ما ادامه پیدا کرد. با فکر روی عملیات خیبر، این بن‌بست شکسته شد و از آن بن‌بستی که درواقع داشتیم واردش می‌شدیم نجات پیدا کردیم و آن این بود که منطقه عملیاتی خیبر به‌عنوان یک منطقه جدید مطرح شد برای ما که اینجا را انتخاب کنیم برای نبرد و البته توجیهی که برای انجام این عملیات سخت و پیچیده داشتیم، به خاطر اینکه باید از یک باتلاق عظیمی عبور می‌‌کردیم و مشکلات پشتیبانی داشتیم و آتش نمی‌توانست نیروهایمان را پشتیبانی کند و این مشکلات را پذیرفته بودیم به این دلیل که در آن‌طرف هور برای رسیدن به هدف ما که بصره بود مسیری را باز می‌کرد، [در آنجا] یک مسیر جدید و زمینی بود که دشمن نمی‌توانست از این توان بالقوه‌ای که در خودش ایجاد کرده بود و این امکانات و سلاح و تجهیزات و تانک و زرهی‌اش استفاده کند.


ما ناچار بودیم که این مسیر را انتخاب بکنیم و البته عملیات سختی هم بود. به این دلیل که باید از بن‌بستی که داشتیم به سمتش می‌رفتیم، نجات پیدا می‌کردیم و خارج شویم، برای خارج شدن از آن وضعیت و اینکه حالت آفندی و هجومی خودمان را حفظ کنیم و بتوانیم عملیات‌هایمان را تداوم بدهیم و به سمت هدف اصلی بصره [پیش برویم] ناچار بودیم، چون در سایر جاها و مسیرهایی که به بصره ختم می‌شد دشمن موانع و استحکامات زیادی خرج کرده بود و فعلاً آنجا نمی‌شد وارد شویم، این مسیر جدید را مجبور بودیم انتخاب کنیم که در جناح شمالی بصره مسلط بشویم و در عملیات‌های بعدی ان‌شاءالله به بصره برسیم، درواقع این فلسفه انتخاب عملیات خیبر بود.


فرمانده وقت نیروی زمینی سپاه در خصوص اثرات نظامی عملیات خیبر اظهار می‌دارد: اثرات عمده‌اش این بود که ما با تصرف [منطقه] عملیات خیبر درواقع راه جدیدی را برای تصرف بصره باز می‌‌کردیم و دسترسی به رودخانه‌های دجله و فرات و این‌ها پیدا می‌کردیم، به هورهای در شمال بصره دسترسی پیدا می‌کردیم و درواقع توی عمق خاک عراق مسلط می‌شدیم و دست می‌یافتیم، این برای ما هدف عمده و اساسی‌ای بود.


اثر دیگر، درواقع تمرین مقاومت بود در مقابل فشارها و سختی‌ها و پاتک‌های دشمن که ما در خیبر داشتیم، یعنی درواقع مقاومتی که در خیبر برای حفظ جزایر خیبر صورت گرفت یک تمرین بسیار خوبی بود که با کمترین امکانات، بدون پشتیبانی توپ، تانک و بدون پشتیبانی هوایی، بدون راه لجستیکی، یعنی داشتن یک راه زمینی لجستیکی، ما در مقابل سخت‌ترین فشارهای دشمن و پاتک‌های دشمن مقاومت کردیم و جزیره را حفظ کردیم به دشمن خودمان و عراق و حتی به دنیا ثابت کردیم که ما باقدرت ایمانمان و با دست‌خالی هم می‌توانیم در مقابل فشار شما بایستیم.


اثر بعدی که [عملیات] خیبر داشت، تمرین جنگ ویژه و آبی ـ خاکی بود که نهایتاً این و به‌اضافه عملیات بدر که درواقع مشابه همین عملیات بود، منجر به پیروزی فاو شد یعنی عملیات فاو بدون عملیات خیبر و بدر معنی نمی‌داد.


در ادامه این گفتگو مرحوم حسین اردستانی با طرح این پرسش که می‌خواهم بدانم در زمینه‌های دیگر اثرات نظامی خیبر [ازجمله] وحدت فرماندهی، غافلگیری، چیزهای تاکتیکی، غواص، انتخاب زمین و غیره چه نکاتی را می‌توانیم مطرح کنیم؟


سردار جعفری در مقام پاسخ می‌گوید: انتخاب زمین که از خصوصیات اصلی این عملیات بود یعنی ما باید زمینی را انتخاب می‌کردیم که خب دشمن از توان رزمی خودش نتواند علیه ما استفاده کند ارزشش هم مشخص بود، چون آن زمین‌ها بر بصره تسلط داشت. در مورد سایر به‌اصطلاح ارزش‌ها، عمدتاً همان خارج شدن از بن‌بست و توقفی بود که ما داشتیم داخلش می‌شدیم و یکی دیگر همان تجربیات عملیات آبی ـ خاکی است که به نحوه پل زدن، به نحوه عبور، تمرین غواصی، بحث قایق و قایقرانی و ساخت و توسعه قایقرانی و تجربیات مختلف در این زمینه بحث خط‌شکنی در ساحل دور و نزدیک، این به‌اصطلاح بحث خیلی مهمی بود که انجام شد و تمرین خودکفایی و انجام عملیات‌های مستقل و جدا از ارتش که این خودش یک تمرینی بوده برای ما که اولین عملیاتی بود که سپاه و ارتش عملیات‌هایشان را جداگانه انجام دادند و ما به‌طور مستقل در عملیات خیبر وارد شدیم، درواقع عملیات خیبر مبنای تحول آخر جنگ بود که به نتیجه نهایی و صدور قطعنامه 598 ختم شد.


مسئله عبور از آب و موانع و خروج ما از این بن‌بست‌ها و دو تا عملیات آخری که ما که در آخر جنگ انجام دادیم، یعنی والفجر 8 و کربلای 5 مدیون عملیات خیبر و بدر است، یعنی ضمن اینکه اثرات مقطعی برای خودش داشت و عملیات خیبر که درواقع حالت برتری و آفند خودمان را حفظ می‌کردیم، این تجربیات را داشتیم برای عملیات‌های بعدی به دست می‌آوردیم.


سردار عزیز جعفری در خصوص پرسش راوی مبنی بر بررسی نتایج نظامی خیبر، گفت: خود [عملیات] خیبر یک تفاوتی هم با عملیات‌های قبلی‌اش داشت، عملیات‌های والفجر مقدماتی و [والفجر] 1 که دشمن دیگر کاملاً دیگر ما را سد کرد و اصلاً نمی‌گذاشت وارد خاکش شویم، خود این را ما شکستیم، یعنی در آن زمان [عراق] یک شعاری را مطرح می‌کرد که دیگر ایران هرکجا بیاید من جلویش را می‌گیرم و فلان، چرا؟ برای اینکه [عملیات] رمضان را انجام داده بودیم، ما را پس زدند درواقع آمدیم لب مرز. والفجر مقدماتی هم به همین شکل نتوانستیم وارد بشویم والفجر 1 هم به همین طریق، در خود خیبر در آن مقطع خاصش با توجه به عملیات‌های گذشته رمضان ـ حالا غیر از چند عملیات محدود مثل والفجر 3 و 4 و این‌ها که انجام داده بودیم ـ عراق دیگر اطمینان پیداکرده بود و به طبع آن دنیا که دیگر ایرانی‌ها نمی‌توانند عملیاتی را انجام دهند که وارد خاک عراق بشوند و ما با این ورودمان به عمق خیبر و دسترسی‌مان به دجله، توی دنیا صدای زیادی کرد که اِ ! ایرانی‌ها به دجله رسیدند؟ دستشان به دجله رسید! اینکه حفظ هم کردیم و توانستیم توی جزایر مجنون هم بمانیم، این خودش در آن مقطع اثرات بسیار بالایی داشت و یک تحولی را در خارج کردن از آن بن‌بست ایجادشده‌ای که تا یک مقداری هم می‌شود گفت به طُرقی می‌شود خود بن‌بست، شکسته شد.


سردار عزیز جعفری ایجاد اعتمادبه‌نفس در فرماندهان را از دیگر دستاوردهای عملیات خیبر مطرح و بیان می‌کند: [این عملیات] اعتمادبه‌نفس زیادی را به فرماندهان ما و نیروهای ما داد که ما می‌توانیم یک غیرممکنی را ممکن کنیم یعنی از این هور با این عرض و طولش بخواهیم این‌همه استعداد لشکر و تیپ را از هور عبور بدهیم و در آن‌طرف بدون جاده و بدون پشتیبانی، واقعاً برای خیلی اصلاً این عملیات غیرممکن به‌اصطلاح تصور شده بود و اینکه ما نمی‌توانیم چنین کاری را انجام بدهیم. این خودش به‌اصطلاح شکست. واقعاً عملیات انجام دادن و یک لشکر عبور دادن فقط با قایق و با پشتیبانی قایق جنگیدن در آن‌سوی آب، بدون پل و ارتباط و به‌اصطلاح مقاومت کردن در مقابل فشارهای شدید دشمن بدون ‌آتش پشتیبانی، بدون تدارکات و لجستیک مناسب و جاده تدارکاتی و بدون پوشش هوایی، این یک کار خیلی بزرگی بود و اعتمادبه‌نفس بزرگی را در ما ایجاد کرد که درواقع دشمن ما هیچ‌چیز نیست و ما با نیروی ایمان و انگیزه و اعتقادمان متکی به نیروهای بسیجی مؤمنمان می‌توانیم کارهای خیلی بزرگی را انجام دهیم.


در این گفتگو فرمانده وقت نیروی زمینی سپاه بابیان اینکه در روزهای آخر عملیات خیبر، هدف ایستادگی و مقاومت در مقابل دشمن شد، گفت: در عملیات خیبر به خاطر مشکلاتی که از عدم پشتیبانی خود هوانیروز و این‌ها برای ما ایجادشده بود و درواقع خوب نتوانستیم به اهداف کامل برسیم، باز در عملیات خیبر نسبت به عملیات‌های قبل، حداقل هفتاد هشتاد درصد اهداف آن رسیدیم. فقط نتوانستیم به هدف نهایی یعنی مرحله آخر برسیم. ولی وقتی‌که دیگر آن توانی را که داشتیم روزهای آخر درواقع هدف عملیات را تغییر دادیم، یعنی چند روز که از عملیات گذشت هدف عملیات را تغییر دادیم و گفتیم هدف را بکنیم به مقاومت، یعنی تمرین مقاومت با دشمن و فهماندن قدرت نظامی خودمان، قدرت درواقع ایمان خودمان، بدین گونه که ما می‌توانیم با دست‌خالی جلوی‌تان بایستیم و شما چیزی نیستید.


آن‌ها در مقابل ما همه‌چیز داشتند، راه تدارکاتی داشتند، آتش، هلی‌کوپتر، هواپیما، شیمیایی و همه‌چیز داشتند. ولی در مقابل ما هیچی از این‌ها را نداشتیم. این‌ها می‌گفتند خب با این وضعیت ما قطعاً می‌توانیم این‌ها را پس بزنیم. ما هم هدف را تغییر دادیم و گفتیم نه، می‌ایستیم تا به دشمن ثابت کنیم که ما می‌توانیم که جزایر را بدون همه این‌ها، بدون آتش پشتیبانی، بدون جاده تدارکاتی و لجستیکی، بدون پشتیبانی مناسب و در عین همه مشکلات و چیزهای مادی ما می‌توانیم در مقابل آن‌ها بایستیم. یعنی خواستیم این مقاومت را به آن‌ها بفهمانیم و هدف عملیات در روزهای آخر این شده بود.


در این گفتگو مرحوم اردستانی از سردار جعفری درخواست می‌کند تا به‌اختصار در مورد نفوذ معنوی امام در عملیات با توجه به پیامشان راجع به جزیره چند نکته کلی مطرح کند.


فرمانده وقت نیروی زمینی سپاه اظهار می‌کند: البته در همه عملیات‌ها قدرت معنوی‌ای که نیروهای ما داشتند و این‌همه نابرابری‌ها و کاستی‌ها را جبران می‌کرد درواقع به عشق همین اسلام و امام و به این عشق که چون فرمانده ما در بالا امام نشسته و می‌دانیم دل او خوش می‌شود، بچه‌ها این کارها را می‌کردند و خب طبیعی بود که در شرایط سخت جنگ هم به‌اصطلاح کلام امام و حرف امام قطعاً اثرات بسیار روح‌بخشی به بچه‌ها می‌داد و همین‌جوری بود، همین مواضعی را که در خیبر گرفتیم، در رابطه با بحث جزایر ارائه دادند اثرات خیلی زیاد داشت. بی‌تردید ما و نیروهایی که در جبهه می‌جنگیدند، خب احتیاج به یک واسطه داشتیم، تا آن معنویت و حرف‌های عرفانی و الهی را بتوانیم درک کنیم و آن قدرت الهی ایمان را به نمایش بگذاریم، احتیاج به یک چنین واسطه‌ای بود که امام این نقش واسطه با پیام الهی و یا آن انگیزه اصلی که بچه‌ها برایش می‌جنگیدند، ایجاد می‌کردند. طبیعی است که در خیبر و عملیات‌های سخت، نفوذ حرف امام معمولاً بیشتر بود و کاملاً بچه‌ها بیشتر لمس می‌کردند. چراکه در عملیات خیبر ما هیچی نداشتیم.


فقط یکی از این عوامل کافی است که یک ارتش یک عملیات را نکند و یا به شکست بینجامد، جاده نداشته باشید، یعنی هیچ. یعنی عملیات قطعاً به شکست [منجر می‌شود.] آتش پشتیبانی توپخانه نداشته باشید. که در مقابلش دشمن به‌وفور و به‌اندازه کافی دارد. یکی از این دو عامل اصلی و عمده کافی است برای شکست. ولی ما می‌بینیم این دو عامل را نداریم اما در مقابل این‌همه فشار، وقتی تصمیم می‌گیریم این خط را حفظ کنیم، می‌بینیم حفظ می‌شود، خب این قطعاً همان روحیات و معنویات و ایمان و عشق به امام و نفوذ معنوی امام و این‌ها است که می‌تواند آن خط را حفظ کند و آن اعتقادات را و قطعاً فقط قدرت معنوی بود که بچه‌ها می‌توانستند خاکریز را حفظ کنند، و اِلا چیز دیگری نبود.


عظمت خیبر بیشتر به همین بحث استقامت و مقاومتی بود که هم تمرین کردیم و هم به دنیا فهماندیم عظمتش این بود.

 

دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس
مصاحبه
اخبار- فرماندهان دفاع مقدس

دیدگاه جدیدی بگذارید