مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 29 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

7 بهمن‌ماه؛ سالروز شهادت شهید مرتضی جاویدی

چاپلینک ثابت

شهید مرتضی جاویدی در تیرماه ۱۳۳۷ در روستای جلیان از توابع شهرستان فسا به دنیا آمد. پدرش رضا نام داشت. به‌عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. در عملیات کربلای 5  و در تاریخ هفتم بهمن ماه ۱۳۶۵، در شلمچه به شهادت رسید.

 

علت نامیدن شهید جاویدی به اشلو

 

«مرتضی» با زبان عربی با عراقی‌ها حرف می‌زد و تکیه کلامش روی کلمه اشلو بود که مخفف همان «ای شی لونک » رنگ و روت چطوره بود.

 

او هر روز صبح به فاصله هفتاد ، هشتاد متری عراقی‌ها ، روی خاکریز می‌ایستاد و دست‌هایش را دور دهان حلقه می‌کرد و برای عراقی‌ها سخنرانی می‌کرد.

 

اشلونک ... یا اخی ... صباح الخیر! (یعنی رنگ و روت چطوره ... حال و روزت چطوره ...)

 

ظهر دوباره همان آش و همان کاسه! مرتضی دست بردار نبود و روز روشن ، جلو چشم عراقی‌ها روی خاکریز می‌رفت و برای دشمن کلاس عقیدتی می‌گذاشت . گاهی هم از پشت بلندگو سوره واقعه را می‌خواند. اما جواب عراقی‌ها توپ و تفنگ بود.

 

این عمل مرتضی ترس و وحشت در دل نیروهای دشمن انداخت به صورتی که عراقی‌ها برای سرش جایزه گذاشتند و او معرف شد به «اشلو...»

 

شهید مرتضی جاویدی

 

نجات قاسم سلیمانی در عملیات کربلای 5 توسط شهید مرتضی جاویدی

 

در عملیات کربلای ۵، «قاسم سلیمانی» فرمانده لشکر ۴۱ ثارالله در محاصره‌ی دشمن قرار می‌گیرد. با بی‌سیم همراه با داد و فریاد به قرارگاه می‌گوید: «عراقی‌ها ما رو محاصره کردن. تو چند متری‌مون هستن… بعید می‌دونم کسی از ما زنده بمونه… دیدار به قیامت!». سردار اسدی فرمانده لشکر المهدی در محور کناری لشکر ثارالله بی‌سیم را برمی‌دارد و می‌گوید: «قاسم! قاسم! جعفر!» جواب می‌دهد: «جعفر به گوشم!» می‌گوید: «اشلو رو برات می‌فرستم.» جواب می‌دهد:«هر کاری می‌کنی زودتر جعفر جان!»

مرتضی جاویدی فرمانده گردان فجر لشکر المهدی که معروف به اشلو بود به همراه نیروهایش خود را به پشت نهر جاسم در محدوده‌ی پنج ضلعی می‌رساند. با نیروهای عراقی درگیر می‌شود و می‌تواند محاصره‌ی آن‌ها را بشکند و دشمنان را به عقب براند و نیروهای لشکر ثارالله از محاصره‌ی دشمن بیرون بیایند.

 

خاطره‌ای از شهید مرتضی جاویدی

 

نمی‌گذارم اُحُد دیگر تکرار شود

چهار روز از عملیات والفجر گذشته بود و پادگان عظیم حاج عمران و... توسط رزمندگان دلیر اسلام به تصرف درآمده بود و در این راستا گردان فجر از سه طرف در تپه بردزرد در محاصره‌ی شدید نیرو‌های بعثی بود و تنها یک راه عقب‌نشینی وجود داشت که این گردان به مدت چهار روز با ده‌ها شهید و زخمی و اسیر با دشمن زبون در جنگ بود و هراسی به خود راه نمی‌داد.

ساعتی از روز پنجم گذشته است، صدای بی‌سیم فرماندهان منطقه عملیاتی از جمله شهید صیاد شیرازی، سرلشکر محسن رضائی و جمع دیگر از فرماندهان عملیاتی مبنی بر این که: برادر جاویدی، گردان شما در محاصره‌ی شدید دشمن می‌باشد. عقب‌نشینی کنید. این شهید بزرگوار پاسخ به آنان داد که: نمی‌گذارم اُحُد دیگر تکرار شود.

 پس از پیروزی این عملیات اکثریت فرماندهان و رزمندگان نزد حضرت‌ امام(ره) به تهران رفتند و سرلشکر رضایی موضوع را با حضرت امام در میان می‌گذارد. و حضرت امام بر پیشانی این شهید بوسه می‌زند.

شهید صیاد شیرازی می‌گوید: «در تمام دورانی که همراه رزمندگان و فرماندهان دفاع مقدس خدمت حضرت امام(ره) می رسیم، فقط یک بار دیدم که امام(ره) رزمنده‌ای را در آغوش گرفت و پیشانی‌اش را بوسید، و آن کسی نبود جز شهید مرتضی جاویدی یا همان «اشلو» ی معروف.

 

دسته بندی اخبار: 
گزارش

دیدگاه جدیدی بگذارید