مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 29 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

مطالب مرتبط در سایت

  • وجب به وجب مرزهای جنوب ایران ومناطق مرزی عراق شاهد خلق حماسه های اوست، عاشق خدمت در گمنامی بود، ترس در وجود او معنا نداشت و منبع مهم و مطمئن اطلاعات نظامی برای یگانهای رزم در بعد شناسایی و اطلاعاتی بود.
    نامش حمید و شهرتش رمضانی، در سال 1341 ه ش در شهرستان اهواز در خانواده ای متدیّن و مذهبی و اهل فضل و کمال چشم به جهان گشود. حمید تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و متوسطه را در اهواز گذراند و موفق به اخذ دیپلم ریاضی شد. او سرشار از شور و طراوت بود.
    در اوج فعالیتهای سیاسی علیه رژیم پهلوی به مبارزات خود شکل تازه ای بخشید. او در مسجد طالب زاده برای اقامه نماز حضور پیدا می کرد. مدتی بعد به جوانان مسجد جزایری که فعالترین گروه سیاسی اهواز در قبل از انقلاب بودند، پیوست.
    حمید از استعداد تحصیلی بالایی بر خوردار بود. او چند بار در آزمون سراسری شرکت کرد و در رشته های مختلف از جمله الکترونیک قبول شد. وقتی در این رشته قبول شد روزهای آغازین حمله ارتش عراق به ایران بود؛ خانواده پیشنهاد اعزام به خارج برای تحصیل در کنار دو برادرش را دادند، او گفت: «جبهه های جنگ خود دانشگاه بزرگی است» حمید جهاد در راه خدا را درسی از درسهای بهشت می دانست و آن را بر همه چیز مقدم می دید.
    با شروع جنگ تحمیلی همراه دیگر جوانان غیرتمند اهوازی به جبهه شتافت، ابتدا در کنار سردار شهید درفشان در گردان رزمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سوسنگرد، موسوم به کربلا در جبهه های فارسیّات، خرمشهر و بستان حماسه آفرید. بعد از آن به لحاظ شایستگی و تبحر فوق العاده‌اش در شناسایی, وارد بخش های اطلاعاتی جنگ شد.
    حمید از روزی که وارد جبهه شد تا زمان شهادتش هیچ گاه جبهه را ترک نکرد. با تشکیل قرار گاه نصرت، به فرماندهی گردان شناسایی این قرارگاه منصوب شد. حمید اعجوبه ی شناسایی بود، نفوذ حمید به قلب دشمن و شناسایی های مکرر وی چنان غیر قابل تصور بود که اغلب موجب شگفتی فرماندهان رده بالای جنگ می شد. او روزها از قرارگاه ناپدید می شد و بعد از مدتی با اطلاعات مهم و قیمتی از عمق مواضع دشمن برمی گشت. حمید در شناسایی منطقه هورالهویزه و انجام عملیات خیبر نقش عمده و اساسی داشت. زمانی که منطقه صعب العبور و نیزار هور هیچ گونه معبری برای تردد نداشت او روزها و شبها به شناسایی می پرداخت تا از منطقه اطلاعات جامعی به دست آورد. بعد ها همین اطلاعات و ارائه آن به فرماندهی کل سپاه، شالوده واساس کار طراحی عملیات خیبر شد. او درمأموریتهای شناسایی تا جایی پیش می رفت که به شهرهای زیارتی عراق مثل کربلا می رسید وبه زیارت مولایش امام حسین (ع) و مرادش ابوالفضل (ع) می رفت، شهرهایی در عمق صدها کیلومتری عراق.
    رازداری حمید مثال زدنی است، تا زمان شهادتش حتی خانواده با موقعیت و مسئولیتهایش آگاهی نداشتند.
    قائم مقام فرمانده محور عملیاتی فارسیات و خرمشهر، فرمانده محور اطلاعات شناسایی جبهه های سوسنگرد و بستان، فرمانده گردان عملیاتی کربلا در سپاه سوسنگرد، فرمانده واحد اطلاعات قرار گاه نصرت، فرمانده واحد اطلاعات و عملیات سپاه ششم امام جعفر صادق (ع)، از جمله مسئولیتهای آن قهرمان خستگی ناپذیر سالهای دفاع مقدس است.
    سالهای خوش دفاع مقدس امت برگزیده خدا از اسلام ناب محمدی می رفت تا تمام شود و یا به قول بچه های جنگ، در باغ شهادت بسته شود که خدا حمید را به سوی خود خواند تا پاداش سالها مجاهدت خستگی نا پذیرش را عطا کند. روز چهارم خرداد ماه سال 1367 و تنها 23 روزتا پایان جنگ مانده بود؛ وحمید در این روز درحالیکه تلاش می کرد از حمله ی مجدد ارتش عراق به خاک جمهوری اسلامی ایران جلوگیری کند به شهادت رسید وآسمانی شد.
    منبع: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي