مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 23 دی

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

منافقین

اشتراک در RSS - منافقین

منافقین تصور می‌کردند که وضعیت نظامی ایران به دلیل تهاجمات پی‌درپی عراق از هم پاشیده و اوضاع داخلی ایران به دلیل پذیرش قطعنامة 598 به شدت آسیب‌پذیر شده است. منافقین فکر می‌کردند در مدتی کوتاه از مرز خواهند گذشت و سپس ملت ایران به آنان لبخند زده و به ارتش آنان ملحق خواهند شد.

مروری بر مواضع و عملکرد سازمان مجاهدین خلق در رابطه با جنگ ایران و عراق

پس از شکست فاحش ارتش عراق در عملیات بیت‌المقدس و عقب‌نشینی بخشی از نیروهای عراقی به پشت خطوط مرزی، ارتش عراق به‌طورکلی روحیه تهاجمی خود را از دست داد. بر این اساس ارتش عراق تصمیم گرفت تا با اتخاذ راهبرد دفاع ایستا، در پشت سنگرهایی که در دژهای مرزی احداث کرده بود، یگان‌های خود را مستقر کرده و در مقابل حملات ایران بایستد. اتخاذ این راهبرد موجب کاهش خسارات و تلفات ارتش عراق می‌گردید و امکان فروپاشی ناگهانی جبهه عراق را کاهش می‌داد.

دکتر حسین علایی

نیروهای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) با حمایت آتش توپ‌خانه و زرهی عراق به خط دفاعی ارتش در منطقه‌ی عمومی فکه حمله کردند.در آغاز حمله، تعدادی از عناصر سازمان به وسیله‌ی بلندگو از نیروهای ارتش می‌خواستند که بدون درگیری خود را تسلیم کنند، ولی نیروها با آنان درگیر می‌شدند. مهاجمان فرماندهان را به اسم صدا می‌زدند. نفوذ اولیه نیروهای مهاجم در کمال غافل‌گیری انجام شد، تا جایی که یکی از فرماندهان گروهان‌های لشکر77 خراسان با کارد به شهادت رسید.

نقش سازمان مجاهدین خلق(منافقین) در جنگ ایران وعراق

نتایج بازجویی از یکی از منافقین اسیر شده در عملیات آفتاب (خورشید تابان) از سوی وزارت اطلاعات به همراه تحلیل این وزارت، به قرارگاه خاتم الانبیاء(ص) ارسال می شود. بر اساس این اطلاعات، منافقین درصدد بودند با اخلال در امر جنگ و ایجاد جو روانی در خطوط مقدم به‌ویژه در سطح ارتش و مطرح کردن تشکیلات خود با یأس و ناامیدی در درون تشکیلات مقابله نمایند و  به نیروهای وابسته و سمپاتیک در داخل و خارج روحیه دهند.

همکاری منافقین با حکومت بعث عراق

بالاخره تمایلات تاریخی و ذاتی سازمان مجاهدین خلق از یک سو و نوع فعالیت‌های آن و لزوم برخورداری از حمایت یک کشور خارجی به بار نشست و این سازمان با انتخاب بدترین گزینه، حکومت عراق را به عنوان کشور پشتیبان و حزب بعث را به عنوان پدرخوانده‌ی خود برگزید. اما دام اصلی را دستگاه اطلاعاتی عراق پهن کرد...

علل و انگیزه های همکاری منافقین با حکومت بعث عراق

استراتژی قیام یک استراتژی چندجانبه بود. بخشی از آن از جنگل‌های شمال شروع می‌شد. بخش دیگر از کردستان و یک بخش هم با نیروهای عراقی. منافقین نام این طرح را "قیام آخر" یا "قیام نهایی" گذاشته بودند که به‌ظاهر هم یک طرح حساب‌شده و دقیق بود. البته برای عملیاتی‌کردن این طرح نیاز به زمان داشتند و می‌بایست تعداد زیادی نیرو را در جنگل‌های شمال آموزش داده و سازماندهی می‌کردند.

اختصاصی: تاریخ شفاهی دکتر محسن رضایی

سازمان منافقین پیچیده‌ترین سازمانی بود که اطلاعات سپاه با آن مواجه می‌شد، زیرا آنها خودشان را با محیط فرهنگی ایران تطبیق داده بودند، مذهبی‌ها را می‌شناختند و خودشان سال‌ها در میان مذهبی‌ها زندگی کرده بودند. از طرف دیگر، قبل از انقلاب تجربه مبارزه داشتند که این تجارب را بعد از انقلاب به کار می‌گرفتند. مثلاً عادی‌سازی فوق‌العاده‌ای انجام می‌دادند، به‌طوری‌که همسایه‌ها اصلاً به آنها شک نمی‌کردند. آن‌قدر خودشان را عادی‌سازی کرده بودند که تشخیص سوژه از مردم برای پرسنل اطلاعاتی کاربسیار سختی بود.

اختصاصی: تاریخ شفاهی دکتر محسن رضایی

به این نتیجه رسیدیم که از پتانسیل فرهنگ در بخش بازجویی استفاده کنیم. برخلاف تصور، کسانی که در سازمان مجاهدین خلق سطح سازمانی‌شان بالاتر بود، خیلی زودتر از رده‌های پایین‌تر می‌بریدند. بعضی وقت‌ها، آدم‌های میانی و پایین‌تر خیلی مقاومت می‌کردند، اما رده‌های بالا خیلی سریع می‌بریدند، چون در بحث ایدئولوژیک کم می‌آوردند و شروع به همکاری می‌کردند.

اختصاصی: تاریخ شفاهی دکتر محسن رضایی

طرح منافقین طرح بسیار دقیقی بود. اگر می‌توانستند آن را عملیاتی کنند باتوجه‌به اینکه ما نسبت به آنها عقب‌ماندگی داشتیم و هنوز اشراف اطلاعاتی پیدا نکرده بودیم، واقعاً آسیب جدی وارد می‌شد. آنها عملیات گسترده‌ای را شروع کردند، ولی قبل از اینکه بتوانند آن را به نقطة مدنظر برسانند، ما ازطریق سرنخی که از دادستانی پیدا کردیم، هفت هشت‌تا خانه تیمی را شناسایی کردیم که یکی از این خانه‌ها برای ما خیلی مهم بود.

اختصاصی: تاریخ شفاهی دکتر محسن رضایی

دوستان ما صبح 19 بهمن‌ماه سال 1360، آماده عملیات شدند، درحالی‌که همه بی‌سیم‌های تیم‌های عمل‌کننده خاموش بود و بچه‌ها با علامت و طرز خاصی باهم ارتباط برقرار می‌کردند، چون دوستان ما می‌دانستند که منافقین شنود بی‌سیم دارند و گفت‌وگوها را کنترل می‌کنند.این کارها صورت گرفت و تیم‌ها عملیات را شروع کردند و با یک حرکت سریع و دقیق گشت بیرون سازمان را گرفتند و عملیات شروع شد. عملیات علیه هر سه خانه تیمی با یک فاصلة کوتاه از هم انجام شد تا خانه‌ها به همدیگر اطلاع ندهند.

اختصاصی: تاریخ شفاهی دکتر محسن رضایی

مسعود رجوی تلاش می‌کرد شورای مرکزی سازمان [مجاهدین خلق] را قانع کند تا وارد درگیری با جمهوری اسلامی شوند.حرف مسعود رجوی این بود؛ باتوجه‌به شرایطی که پیش آمده و می‌توانیم با بنی‌صدر به یک اتحاد استراتژیک برسیم، عملاً قوه مجریه در اختیار ما است. کافی است نهادهای انقلابی و افرادی مثل آیت‌الله بهشتی و آیت‌الله خامنه‌ای و آقای هاشمی و دیگران را از سر راه برداریم و با کمک بنی‌صدر کل کشور را به دست بگیریم. بالاخره رجوی توانست افرادی مثل خیابانی و ابریشم‌چی و دیگران را قانع کند و شورای مرکزی نیز با وی همراهی کرد.

اختصاصی: تاریخ شفاهی دکتر محسن رضایی

رجوی به‌دلیل عمل آپاندیس در بیمارستان بستری بود. شما به‌عنوان کسی که واحد اطلاعات سپاه را راه انداختید، چطور سراغ خود رجوی نرفتید؟ اصلاً به این فکر کردید که حکم بگیرید و وی را دستگیر کنید؟ اصلاً این ایده به ذهنتان آمد که سَر قضیه را بزنید؟

اختصاصی: تاریخ شفاهی دکتر محسن رضایی