مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 29 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

زندگینامه شهید جواد فکوری

چاپلینک ثابت
عکس شهید: 
نام شهید: 
شهید جواد فکوری
سن: 
43

تاریخ شهادت

7
مهر
1360
قشر اجتماعی: 
نظامی
محل شهادت: 
سانحه هوایی کهریزک
منطقه زندگی: 
تبریز
جنس: 
مذکر
برگزیده‌ای از وصیت‌نامه شهید: 

سرتیپ شهید جواد فکوری در سال 1317 در تبریز به دنیا آمد و پس از اتمام تحصیلات متوسطه وارد دانشکده خلبانی شد و این دوره را با موفقیت به پایان رساند. او همچنین دوره‌های تکمیلی خلبانی، مقدماتی مدیریت خلبانی اف4، فرماندهی گردان هوایی و فرماندهی ستاد را با موفقیت طی کرد. سرهنگ فکوری در تمامی دوران خدمتش در ارتش به‌عنوان فردی مذهبی و قاطع شناخته می‌شد و به همین سبب پس از پیروزی انقلاب اسلامی مشاغل زیر را به عهده داشت:

 

فرمانده پشتیبانی پایگاه دوم شکاری، فرمانده پایگاه دوم شکاری، فرمانده پایگاه یکم شکاری، معاون عملیاتی نیروی هوایی و فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران.

 

او سپس با حفظ سمت به‌عنوان وزیر دفاع به کابینه شهید محمدعلی رجایی راه یافت.

 

شهید فکوری پس از انتصاب سرهنگ معین پور به‌عنوان فرمانده نیروی هوایی، به خاطر خدماتی که طی مدت فرماندهی خویش انجام داده بود مورد تشویق و قدردانی قرار گرفت و به سمت مشاور رئیس ستاد مشترک ارتش انتخاب شد.

 

شامگاه هفتمین روز مهرماه سال 1360، بعد از شکسته شدن حصر آبادان به فرمان امام (ره) و توسط رزمندگان اسلام، سرداران تصمیم می‌گیرند که گزارش فتح و پیروزی را به اطلاع امام خمینی (ره) برسانند.

 

هواپیمای سی 130 که از تهران برای انتقال مجروحان به اهواز آمده بود به زمین می‌نشیند. پس از انتقال مجروحین، خلبان از تیمسار فلاحی می‌خواهد به دلیل این‌که می‌خواهد در اسرع وقت مجروحان را برساند، او و همراهان با پروازی دیگر به تهران بیایند که فلاحی موافقت می‌کند.

 

بعد از انتقال مجروحان به داخل هواپیما، خلبان متوجه می‌شود که فلاحی، نامجو، فکوری، کلاهدوز و جهان‌آرا نیز سوار بر هواپیما شده‌اند. 

 

خلبان مجدداً نزد فلاحی می‌رود و او به خلبان می‌گوید چون هواپیمای دیگری فعلاً نمی‌تواند پرواز کند، ما با شما می‌آئیم.

 

هواپیما به سمت تهران حرکت می‌کند، همه‌چیز تا 70 مایلی تهران نرمال است. هواپیما با سرعت 200 نات در ارتفاع 24000 پایی در حال پرواز است که ناگهان صدای انفجار مهیبی در قسمت راست هواپیما روی می‌دهد. در پی این انفجار برق هواپیما قطع می‌شود و هواپیما هر چهار موتور خود را از دست می‌دهد.

 

در این لحظه هواپیما در وضعیت بدی قرار دارد و با سرعت در حال کم کردن ارتفاع می‌باشد. خلبان بلافاصله از کادر پرواز می‌خواهد که چرخ‌های هواپیما را باز کنند تا در موقع برخورد باز زمین ضربه کم‌تر باشد. چرخ‌های سمت راست باز می‌شود ولی چرخ‌های سمت چپ ...

 

فکوری با شنیدن صدای انفجار، سراسیمه به داخل کابین هواپیما می‌رود و علت را جویا می‌شود. خلبان با چراغ‌قوه تمامی علائم کابین را که بر روی صفر بود به فکوری نشان می‌دهد. که فکوری می‌گوید:

 

-  همه‌چیز تمام شد، امیدی نیست، به خدا توکل کنید.

 

او کابین را ترک می‌کند و در کنار دیگر سرداران می‌نشیند و قرآن کوچک جیبی خود را باز کرده و شروع به تلاوت قرآن می‌کند.

 

خلبان در آخرین لحظات از طریق باتری هواپیما با برج مراقبت تماس می‌گیرد و تأکید می‌کند:

 

-  هیچی ندارم، هیچی ندارم.

 

لحظاتی بعد از مخابره این پیام، هواپیما به‌سختی با زمین برخورد می‌کند و بر اثر برخورد، چرخ قسمت راست هواپیما کنده می‌شود. خلبان و کمک به‌سختی و از پنجره کوچک کابین خارج می‌شوند، در این هنگام کپسول اکسیژن کابین منفجر می‌شود و کابین خلبان را منهدم می‌کند.

 

قسمت دم و بال چپ هواپیما آتش می‌گیرد و درنتیجه آن تمامی مسافرینی که در این قسمت بودند در دم شهید می‌شوند و حفره‌ای در کنار هواپیما ایجاد می‌شود که خلبان و کمک‌خلبان، موفق می‌شوند تعدادی از مسافرین را نجات بدهند.

 

به دلیل وجود تابوت شهدا در هواپیما و درست بسته نشدن آن‌ها، تعدادی از تابوت‌ها با مسافرین برخورد کرده و آن‌ها را بی‌هوش می‌کنند که این خود باعث سوختن تعدادی در آتش می‌شوند.

 

در این هنگام روح بزرگ شهید فکوری پرواز بی فرود خود را آغاز نموده بود.

 

با شهادت شهید فکوری، ارتش ایران یکی از بزرگ‌ترین تئوریسین‌های خود را از دست داد. شهید فکوری که خدمات ارزنده‌ای به ارتش ایران و بخصوص نیروی هوایی کرده بود، سبک‌بال به‌سوی معبود شتافت.

 

ولی نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران تا پایان جنگ هرگز این سخن شهید فکوری را فراموش نکردند.