مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 29 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

زندگی‌نامه و وصیت‌نامه شهید محمدهادی درودیان

چاپلینک ثابت
عکس شهید: 
سن: 
25

تاریخ شهادت

11
اسفند
1362
قشر اجتماعی: 
پاسدار سپاه
محل شهادت: 
طلاییه
منطقه زندگی: 
تهران
جنس: 
مذکر
برگزیده‌ای از وصیت‌نامه شهید: 

شهید محمدهادی درودیان متولد 1337/01/15 در تهران و در خانواده‌ای متدین و مذهبی به دنیا آمده است بعد از انقلاب و با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و پس از تشکیل دفتر جنگ در دفتر سیاسی سپاه، هادی برای ثبت و ضبط وقایع جنگ به کردستان اعزام شد و عنوان عضو اصلی دفتر سیاسی قرارگاه حمزه سیدالشهدا (ع) در کنار فرماندهانی چون شهید محمد بروجردی مشغول به خدمت شد. او بیش از یک سال و نیم در مناطق کردستان علیه ضدانقلاب فعالیت کرد و در اواخر سال 1360 ازدواج کرد که ثمره این ازدواج فرزند دختری به نام فاطمه است.

 

وی به دلیل علاقه شدید به حضور درصحنه‌های نبرد مستقیم علیه دشمن بعثی با اصرار از کردستان به جبهه‌های جنوب اعزام شد و در عملیات والفجر مقدماتی روایتگر حماسه‌های رزمندگان لشکر 14 امام حسین (ع) بود. او در سال 1362 چندین بار به‌عنوان رزمنده از لشکر 27 عازم صحنه‌های نبرد شد و سرانجام در عملیات خیبر در منطقه طلاییه در یازدهم اسفندماه 1362 دعوت شهد شهادت را نوشید.

 

قابل‌ذکر است که پیکر مطهر این شهید بزرگوار بعد از شهادت مفقود شده بود و در تاریخ 73/7/11 در منطقه طلاییه تفحص و شناسایی شد.

 

شهید محمدهادی درودیان

 

وصیت‌نامه شهید

 

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

الذین امنوا و هاجروا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله اولئک هم الفائزون  آنان که ایمان آوردند و در راه خدا هجرت نمودند با مال و جانشان، درجات بلندی نزد خداوند دارند این گروه رستگارانند.

 

 عشق آمد و شد چو جانم اندر رگ و پوست    تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست

 

اجزای وجودم همگی دوست گرفت     فانی است زمن و باقی همه اوست

 

الهی، معبودا، پروردگارا، عمر خود کردم و بر تن خود بیداد و نفس را، مولی و دوست را از خود آزرده‌ام تا آنجا که نفس لوامه بارها بر سرم فریاد کشید و مرا ملامت کرد تا سرانجام با استقامت توانستم محبت تو را برگزینم پروردگارا سعی کردم با گوشم حرف تو را بشنوم، سعی کردم تا چشمانم، مستکبران را نگاه نکند و به فقیران و مستضعفان و یتیمان و مؤمنان بنگرم و به آنان عشق ورزم پس حال که چنین شدم اولی است که چنان به من عاصی بنگری؟ الهی من تو را سپاس می‌گویم که مرا از تمامی مظاهر شرک اعم از کفر و نفاق و خشک سری و جمودی محفوظ داشتی تا بتوانم با نیروی تو با آن‌ها بجنگم.

 

خدایا تو را شکر می‌کنم که من مانند منافقین دستم به خون دیگران آلوده نیست و خدا لعنت کند آنان که دستشان به خون بهشتی‌ها، مطهری‌ها و... فرورفته است خدایا تو را شکر می‌کنم که مرا کمک کردی و نگذاشتی دل‌بستگی به دنیا به‌صورت زنجیرهای محکم بر پای من بسته شود تا بتوانم حرکت در راه تو را آغاز کنم.

 

الهی من تو را سپاس می‌گویم که مرا از دنیا نبردی تا در دین تو استوار بمانم، پروردگارا اگرچه شب فراق تاریک است ولی طویل نیست اکنون خوش دارم صبح وصال نزدیک است و در انتها می‌خواهم فریادی به قدرت همه ذرات عالم بزنم. خدایا ترا سپاس که امید شهادت را نصیبم کردی تا با پرونده‌ای سیاه در مقابل تو نایستم.

 

اکنون‌که با جسم خون‌آلود تو را ملاقات می‌کنم خدایا از تو می‌خواهم اسلام و مسلمین را نصرت عنایت بفرما و بر کفار و منافقین ذلت و خواری و به مخالفین امام و روحانیت زبونی و پستی و به جوانان نجابت و تعهد و مکتب و به زنان ما عفاف و به مخالفین انقلاب عقل و شعور و به امت حزب‌الله اجر جزیل و پشتکار عنایت نمایی آمین یا رب‌العالمین

 

سخنی با پدر خسته‌دل و مادر مهربانم و همسر و مادر همسر و برادران، اقوام و دوستان

 

خطاب به پدر و مادر عزیزم

 

من شما را به خاطر رنج و فشار بی‌حد و به خاطر تغذیه از راه حلال تشکر می‌کنم و مرا آشنا به مجالس ائمه طاهرین نمودید تشکر دارم و از خداوند می‌خواهم که شما را مورد لطف و کرامت قرار دهد و آتش جهنم را بر بدن زجرکشیده شما حرام گرداند و از شما می‌خواهم در مقابل دشمنان شیون و زاری نکنید تا آنان خوشحال و مؤمنین غمگین و افسرده گردند هر که به حزن آمد برای مظلومیت امام حسین و یاران آنان سالار شهیدان و همه معصومین گریه نمایید.

 

چراکه ما هرگز خاک پای شهیدان نخواهیم شد دیگر اینکه با خانواده شهیدان تماس برقرار کنید و در انتها از شما می‌خواهم غفلت‌هایی که درباره شما نموده‌ام از من برای خدا بگذرید ضمناً بدانید من به‌طور داوطلب عازم جبهه شده‌ام و به این زندگی پشت پا زدم و در جبهه اسلام به خاطر حمایت از اسلام و انقلاب اسلامی و امام خمینی حضور یافته‌ام دیگر اینکه از پدر و مادر همسرم که پدر و مادر ثانی من می‌باشند تشکر می‌کنم و از آنان در قبال مزاحمت‌هایم درخواست حلالیت می‌نمایم.

 

خطاب به همسرم

 

همسر عزیزم و غمسازم، من از تو به خاطر فداکاری و ایثار در زندگی باید تشکر کنم و از خداوند می‌خواهم تو را قرین رحمت خود بگرداند و همان‌گونه که من از تو راضی هستم امیدوارم تو هم از من راضی باشی من نمی‌توانم در مقابل آن گذشتها که به من داشته‌ای از تو سپاسگذاری کنم و خدا است که مزد نیکوکاران را چندین برابر می‌دهد.

 

همسرم، من نسبت به خود راضی نیستم در سنین جوانی بمانی یعنی اگر برای من پیش آمدی شد باید ازدواج کنی البته خود نیز صاحب‌اختیاری، منتهی در این مورد با محمد اخوی و خواهران مورد اعتماد مشورت نمایید چراکه همسر خوب و پسندیده در رشد فرزندم فاطمه اثر عمیق خواهد داشت دیگر اینکه تو نیز در وصیت‌نامه‌ات که نگارش کن بر هر مسلمان لازم است، قید نما که سفارش کنند فرزندان خود را حزب‌اللهی تربیت کنند، مقدار موجودی که می‌دانی بدهکاری که دارم پرداخت نمایی و مقداری هم به بیت‌المال و مقداری به صندوق 100 حضرت امام واریز کرده و مبلغی هم‌خرج تبلیغات اسلامی نمایید مراسم ختم به‌عنوان سوم و هفتم خیلی ساده و از مخارج بیهوده جداً جلوگیری نمایی (خصوصاً درزمانی که در حال جنگ هستیم و ارزاق مردم کوپنی است).

 

خطاب به خواهران و برادران

 

برادران و خواهران خوبم از شما می‌خواهم در همه‌جا و در هر مکان ابتدا خود را بسازید سپس از انقلاب، امام و روحانیت متعهد از صمیم قلب دفاع کنید که خون شهیدان به خاطر دفاع از اسلام و قرآن  ریخته است و از محمد و جواد می‌خواهم هرروز بیش‌ازپیش در سنگرشان فعالیت نمایند هر چه بیشتر به تبلیغ بپردازند.

 

خطاب به فرزند کوچکم فاطمه

 

فاطمه جان فرزندم تو باید بدانی از ابتدای تولدت با رنج و غربت متولد و چشم به جهان گشودی و سپس پدرت را در راه اسلام عزیز داده‌ای ان‌شاءالله. فرزندم من و مادرت قبل از تولدت از خدای منان خواسته بودیم اگر خداوند فرزندی به ما عطا فرمود فرزندی فداکار و فرزندی ایثارگر در راه اسلام مرحمت نماید.

 

پس من از تو می‌خواهم زینب گونه در هرلحظه از زندگی به یاد خدا بوده و مدام در این جهت مبلغ باشی تو را به خدا سپرده تا او حافظ تو باشد چنانچه خود فرموده ولی شما هستم.

 

خطاب به بستگان و اقوام

 

فامیل‌های محترم و عزیزم از شما می‌خواهم که از اسلام و قرآن حمایت کنید و نگذارید با گفتار و اعمالتان دشمن را شاد و خون شهیدان لگدکوب مغرضین شود و بدانید دشمن شما را رها نخواهد کرد و از بانوان محترمه می‌خواهم فاطمه گونه بودن  و مراعات حجاب از نامحرم و نگهداری عفاف و برگشت و توبه به طرف رحمت للعالمین.

 

خطاب به دوستان و همسنگران

 

دوستان، همسنگران عزیز در تمامی سنگرها من دست یک‌یک شما را می‌بوسم و خداوند را سپاس بی‌حد می‌گویم که مرا در زندگی از آشنایی و هم‌نشینی دوستان خوب برخوردار بودم و توانستم از شما دوستان خوب و مسلمانم، خوبی‌ها را بیاموزم از دوستانم می‌خواهم عذر مرا بپذیرند که وقت کم است و وصال دوست نزدیک، وقت نام بردن تک‌تک اسم عزیزان را ندارم.

 

روحانیت متعهد و حزب‌اللهی را هرگز از یاد نبرید و آن‌ها را تنها نگذارید.

 

شهید محمدهادی درودیان

 

اما سخنی با ضدانقلاب:

 

منافقین و کفار و سالوس بازان شما بدانید کوچک‌تر از آنید که بتوانید در مقابل اسلام و مسلمین قد علم نمایید آبروی شما در دنیا و آخرت خواهد ریخت با پیروزی ان‌شاءالله بعد از جنگ نوبت شما هم خواهد رسید و دربه‌در خواهید شد تا وقت باقی است فرصت‌طلبی را کنار بگذارید و خالصانه در جهت انقلاب قدم گذارید بدانید خداوند توبه‌کنندگان را دوست دارد در غیر این صورت به کسانی خواهید پیوست که امروز به زباله‌دان تاریخ افکنده شدند مانند محمدرضا شاه و پدرش لعنت الله علیه.

 

سخنی با ناکثین و مارقین

 

آنان که علی (ع) را خانه‌نشین کردند شما بدانید اگر حضرت امام خمینی را منزوی می‌کردید قدرتمندان زور خود را آزمایش کردند نتوانستند ناکثین و مارقین و قاسطین ان‌شاءالله به دست توانای اسلام‌شناس‌های واقعی از بین خواهند رفت بقول امام پایتان شکست.

 

و کلام آخر پدر و مادرم و همسرم و برادران در کارها با هم شور نمایید.

 

والسلام علیکم و رحمت الله  1362/12/5

 

ساعت 24 نیمه‌شب  مصادف با شب عملیات

 

هادی درودیان