مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 29 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

زندگی‌نامه و وصیت‌نامه شهید محمد بروجردی

چاپلینک ثابت
عکس شهید: 
نام شهید: 
شهید محمد بروجردی
سن: 
29

تاریخ شهادت

1
خرداد
1362
قشر اجتماعی: 
پاسدار سپاه
محل شهادت: 
جاده مهاباد ـ نقده
منطقه زندگی: 
تهران
جنس: 
مذکر
برگزیده‌ای از وصیت‌نامه شهید: 

محمد بروجردی در سال ۱۳۳۳ در روستای «دره گرگ» از توابع شهرستان بروجرد به دنیا آمد.

 

وی در 6 سالگی پدرش را از دست داد و مادرش با همه مشکلات و سختی‌هایی که وجود داشت، تمامی هم و غم خود را برای تربیت وی به کار بست. با مرگ پدرمحمد و خانواده به تهران آمدند و در محله قدیمی «مولوی» ساکن شدند.

 

دربند اسارت رژیم پهلوی شهید بروجردی پس از چندی با تشکیلات مکتبی هیات های مؤتلفه اسلامی مرتبط شد و ضمن شرکت در جلسات نیمه مخفی سیاسی- عقیدتی، که به همت شهید بزرگوار حاج مهدی عراقی تشکیل می شد سطح بینش مکتبی و دانش مبارزاتی خود را بالا برد.

 

محمد که علاقه ای به خدمت درارتش شاهنشاهی نداشت اندکی پس ازاین فراخوان به قصد دیداربا امام خمینی (ره) از خدمت فرارکرد اما حین عبور از مرز زمینی ایران - عراق توسط عناصر ساواک شناسایی و بازداشت شد.

 

آیت الله خامنه ای رهبرمعظم انقلاب اسلامی درباره این شهید بزرگوار فرموده اند: معمولا هرگاه سخن از شهدا به میان می آید شهید بروجردی جلوی چشم من است.

 

با اوج گیری روند انقلاب اسلامی، شهید بروجردی به صورت شبانه روزی، درگیر هدایت و اجرای مسایل سیاسی – نظامی نهضت انقلاب اسلامی شد، در دوازدهم بهمن سال 1357، همزمان با ورود پیروزمندانه حضرت امام به ایران، به دستورشهید مظلوم دکتر بهشتی و با نظارت حاج مهدی عراقی مسئولیت تشکیل و سرپرستی گروه حفاظت از رهبرکبیر انقلاب، به وی محول شد.

 

او به همراه دیگر همرزمانش، مسئولیت حراست از امام بزرگوار را در فرودگاه مهرآباد، مسیر بهشت زهرا (س) و مدرسه علوی عهده دار و بلافاصله دست به کار تشکیل و سازماندهی یگان حفاظت محل سکونت حضرت امام در تهران شد.

 

درپی آغاز درگیری های مسلحانه مردم و نیروهای شاه در روزهای 21 و 22 بهمن 1357، محمد نیزهمدوش دیگر رزمندگان انقلاب به صفوف متزلزل قوای رژیم پهلوی حمله ور شد.

 

او نقش چشمگیری در تصرف پادگان جمشیدیه و نیز آزاد سازی مراکز رادیو و تلویزیون از لوث چکمه پوشان گارد جاویدان ایفا کرد، در همین عملیات آزاد سازی، با اصابت گلوله ای از ناحیه پا مجروح شد.

 

به گفته ی سردار سرلشگرمحسن رضایی، محمد از بنیانگذاران اصلی سپاه بود، او یکی از دوازده نفری بود که سپاه را پایه گذاری کردند، البته برخی از این افراد، مثل شهید محمد منتظری و... بعد ها به شهادت رسیدند.

 

تحت نظارت شورای انقلاب، با کوشش فراوان و خستگی ناپذیر بروجردی و یارانش، بازوی مسلح انقلاب اسلامی در بهار 1358 تأسیس شد.

 

درآن مقطع، خود محمد درشورای مرکزی سپاه آغاز به کار کرد و به فاصله کوتاهی پس از آن، مسئولیت معاونت عملیات پادگان ولی عصر(عج) را عهده دار شد. او شدیدا به ضرورت تداوم تربیت عقیدتی- سیاسی در کنار آموزش نظامی عناصر سپاه و نظارت روحانیت انقلابی پیرو خط امام بر عملکرد کلی این نهاد انقلابی تأکید داشت.

 

خود شهید بیان می کرد: امام می فرمایند همه هدف ما، مکتب ماست. آنها که مکتب را قبول ندارند، می گویند نتیجه چنین اعتقادی، می شود انحصار طلبی! ما اگر که شمشیر به دست گرفته ایم، باید «لتکون کلمة الله هِی العُلیا» شمشیر بزنیم، برای اینکه حکم خدا، دین خدا، روی کار بیاید.

 

«اگرهدف ما اجرای حکم خدا و حاکمیت دین او نباشد، دیگر مبارزه چه فایده ای دارد؟ حالا چه شاه باشد، چه کس دیگری، آن وقت چه فرقی خواهد داشت که ما برای چه کسی می جنگیم؟ بحث ما و هدف ما این است که حکم خدا پیاده بشود. اگر عمل به این وظیفه باعث می شود ما را انحصار طلب معرفی کنند، البته به این معنا، ما انحصار طلبیم.»

با گسترش غائله آفرینی تجزیه طلبان تحت الحمایه آمریکا و بعث عراق در کردستان، بروجردی در رأس گروهی از سپاهیان کم ساز و برگ انقلاب، ابتدا به کرمانشاه و از آنجا به سنندج رفت، ازهمان بدو ورود به منطقه، فرماندهی عملیات قلع و قمع قوای تا بن دندان مسلح ضد انقلاب در کردستان را برعهده گرفت، در شرایطی که سنندج و پادگان لشگر 28 ارتش در این شهر، به محاصره کامل قوای ائتلافی ضد انقلاب، از دموکرات وکوموله گرفته تا چریک های فدایی درآمده بود.

 

محمد و تنی چند ازهمرزمانش، توسط یک بالگرد هوانیروز در پادگان سنندج پیاده و در چنین شرایط وخیمی، بروجردی مصمم و قاطع با تنگناها و معضلات موجود، برخوردی حساب شده داشت و با مکرر تلاوت کردن آیات قرآنی و جملات حماسی حضرت امیر(ع) ازنهج البلاغه، جمع کوچک رزم آوران مدافع پادگان را، تهییج و به ادامه پایداری و ایثار، دعوت می کرد.

تیمسار شهید علی صیاد شیرازی، همرزم بروجردی، از آن روزها گفته که موقعی که ضد انقلابیون، محل باشگاه افسران لشگر 28 را در سنندج محاصره کردند، بچه های ما در آنجا، مدت 40 شبانه روز در محاصره مطلق بودند، حتی چیزی برای خوردن هم نداشتند، با این حال استقامت می کردند.

 

شهید بروجردی، برای رهایی اینها، دست به هر کاری می زد، او آنقدر در این راه استقامت کرد که با همکاری و یکدلی رزمندگان سپاه و ارتش، پس ازمدتی کوتاه، محاصره در هم شکست. نمونه چنین صحنه هایی را در آن زمان، زیاد داشتیم که ایشان همیشه با همین پایمردی و استقامت، به مصاف ضد انقلابیون می رفتند.

 

شهید بروجردی درسال 1361، به عنوان فرمانده سپاه درغرب کشور، قرارگاه حمزه سیدالشهداء (ع) را تشکیل داد و عملیات‏های نظامی را از این مکان، هدایت می کرد. سرانجام این پاسدار غیور و فداکار، در یکی از مأموریت‏های خود در اولین روز خرداد 62، وقتی برای پاک سازی مهاباد راهی آن جا شده بود، در ساعت دوازده ظهر بر اثر انفجار مین در جاده مهاباد ـ نقده به شهادت رسید و پس از تشییعی باشکوه با حضور مردم شهید پرور، به خاک سپرده شد.

 

گزیده‌ای از وصیت‌نامه شهید محمد بروجردی

 

در خواستی که از همسرم دارم، این است که فرزندانم را خوب تربیت کند و آنها را نسبت به اسلام دلسوز بار آورد ... از مادرم درخواست بخشش دارم، زیرا از دست من ناراحتیها دیده و هیچوقت این فرصت پیش نیامد که بتوانم به ایشان رسیدگی لازم را بکنم و از کلیه برادران و خواهران که من را می‌شناسند درخواست دارم که برای من از خدا طلب بخشش کنند، شاید به خاطر حرمت دعای مومنین خداوند از تقصیراتم بگذردو احساس می‌کنم بار گناهان و خطاها بر دوشم سنگینی می‌کند. بخصوص دعای آن کسانی که پاسدارند و به جبهه می‌روند و از کسانی که در جزئیات زندگی من بوده و با من برخورد داشته‌اند درخواست دارم برادرانی که از من بد دیده‌اند در گذرند و یا اگر کسی را سراغ دارند که از من بد دیده نزدش بروند و از او رضایت بگیرند.

و دیگر این که مقاومت را فراموش نکنند که خداوند تبارک و تعالی بار سنگین انقلاب اسلامی را بر دوش ملت مسلمان ایران گذاشته است و ما را در آزمایش عظیم قرار داده است. این را شهیدان بسیاری بخصوص در این چند سال اخیر به در و دیوار ایران نوشته‌اند و اگر مقاومتهای آنها نباشد همانطور که امام فرمودند، بیم آن می‌رود که زحمات شهدا به هدر رود و اگر چه آنها به سعادت رسیدند و این ما هستیم که آزمایش می‌شویم و دیگر این که با تجربه‌ای که ما از صدر اسلام داریم، که به خاطر عدم آگاهی مسلمین درس عبرت باشد، با دقت، کلمات این روح خدا را که خط او خط رسول خداست دقت کنند.

وجود امام امروز برای معیار است. راه او راه سعادت و انحراف از راهش خسران دنیا و آخرت است و من با تمام وجود این اعتقاد را دارم که شناخت و مبارزه با جریانهایی که بین مسلمین سعی در به انحراف کشیدن انقلاب از خط اصیل و مکتبی آن را دارند به مراتب حساستر و سخت‌تر از مبارزه با رژیم صدام و آمریکاست. وصیتم به برادران این است که سعی کنند توده مردم که عاشق انقلاب هستند، از نظر اعتقادی و سیاسی آماده کنند که بتوانند کادرهای صادق انقلاب را شناسایی کنند و عناصری که جریانهای انحرافی دارند، بشناسند که شناخت مردم در تداوم انقلاب حیاتی است .

والسلام