عقلانیت در دفاع مقدس به روایت سرلشکر باقری+فیلم

سرلشکر باقری: من امروز که تجربه‌ام نسبت به آن روز تقریباً سی‌وپنج سال گذشته است، سی‌وپنج سالی که ما مداوم در این کار و این رشته‌ها بودیم، الآن به ضرس قاطع می‌گویم که برگردم و عملیات والفجر ۸ را طراحی کنم یک کلمه نمی‌توانم کم‌وزیاد کنم.

به گزارش تارنمای مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، سردار سرلشکر پاسدار محمد باقری، رئیس ستاد کل نیرو‌های مسلح به مناسبت هفته دفاع مقدس در برنامه «نگاه یک» در روز پنجم مهرماه  از اهم فعالیت‌های این ستاد سخن گفت.

 سرلشکر باقری در بخشی از این گفتگو به عملیات والفجر 8 در سال 1364 و نقش عقلانیت در این عملیات گفت:

در مرحله‌بندی جنگ به اینکه چگونه این دشمن تا بن دندان مسلح را ما متوقف کنیم؟ چگونه این یأس و ناامیدی را تبدیل به امیدواری کنیم؟ این خودش موضوع فوق‌العاده بزرگی است، به اینکه در چهار ماه اول جنگ این دشمن بوده است که تهاجم می‌کرده است و سه چهار عملیات بزرگ در غرب دزفول، هویزه، جاده‌ی آبادان ـ ماهشهر به شکست می‌دهد، یک ناامیدی در جبهه ایجاد شده است، چگونه این تبدیل به امیدی شود که می‌شود جنگید؟ با دست خالی می‌شود دشمن را متوقف کرد و شکست داد، این نیاز به طراحی داشته است. چگونه عملیات‌های کوچک و موفق اتفاق افتاده است؟ چگونه عملیات‌های بزرگ اتفاق افتاده است؟ چگونه تعاقب دشمن صورت گرفته است؟ چگونه آمدیم با پیچیدگی جنگ به عملیات‌های پیچیده‌تر رسیدیم؟

من اجازه می‌خواهم به شکل یک نیمچه خاطره‌وار والفجر 8 را برای شما اندکی توضیح دهیم. ما مواجه بودیم با اینکه دشمن در منطقه‌ی انتهایی عراق به خلیج‌فارس مستقر بود، موشک‌های ساحل به دریا گذاشته بود و ناوگان دریایی ما که باید برای بندر امام (ره) گندم می‌آورد و از خارک باید نفت می‌برد، با کمک آمریکایی‌ها و غربی‌ها که در خلیج‌فارس بودند این‌ها را دائماً می‌زد، کویت مسیر پشتیبانی عراق بود، کشتی‌ها به آنجا می‌آمد با قطار یا تریلی به عراق می‌رفت، هر روز کشتی به کشتی به کویت می‌آمد بار پیاده می‌کرد، خُب یکی از جاهایی که ما باید برای جنگیدن انتخاب می‌کردیم شبه‌جزیره‌ی فاو هست، خود انتخاب این سرزمین چگونه اتفاق افتاده است؟ با عقلانیت. وقتی‌که شما این انتخاب را کردید چگونه این جمع‌آوری اطلاعات، چگونه این طراحی عملیات صورت گرفته است؟ رودخانه اروندرود یک رودخانه ی با عرض حداقل 500 متر با حداکثری 3000 عرض، با جزر و مد 3 متر بلندی، چگونه این غواص می‌خواهد از این رودخانه عبور کند و با غافلگیری به دشمن بزند؟ در چه ماهی از سال باید بجنگیم که بیشترین ابرناکی هوا را داشته باشیم که هواپیما به ما آسیب نزند؟ بیشترین نمناکی زمین و گل‌آلود بودن را داشته باشیم که زرهی دشمن نتواند بیاید، بیشترین زمان را برای طول شب داشته باشیم که بتوانیم با غافلگیری پیش برویم، تاریکی سر شب را داشته باشیم که دشمن غواص ما را نبیند، روشنایی نیمه‌ی دوم شب را داشته باشیم که در پاک‌سازی سنگرها رزمندگان ما که دوربین دید در شب ندارند بتوانند سنگر را پیدا و پاک‌سازی کنند، بین جزر و مد چگونه باشد که نه جزر سرعت داشته باشد که غواص را به سمت آبادان ببرد نه مد بالا باشد رزمنده را بالا ببرد نه جزر تند باشد رزمنده را به خلیج‌فارس ببرد. حدود 9 ماه تا یک سال کار سنگین اطلاعاتی صورت گرفت، هشتصد تیم غواص بدون اینکه یکی از آن‌ها کشف شود تا سنگر عراقی رفت و برگشت، تمام جداول جزر و مد این رودخانه درآمد؛ اتفاقاتی که هیچ سندی علمی برای آن وجود ندارد، همه‌ی این‌ها در آن دوران تولید شد، این در سال 64 توسط یک عده جوان در کشور ایجاد شد.

من در یک سالی در کنگره‌ی جغرافی‌دانان ایران این را ارائه کردم حالا من آن موقع دانشجوی کارشناسی ارشد همین رشته بودم، اساتید من می‌گفتند که چگونه این اتفاق افتاده است؟ اساتیدی که یک عمر بحث جریان رودخانه و جزر و مد و این‌ها را داشتند. ما با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای و خاکستری‌های سی‌گانه‌ای که در عکس ماهواره‌ی آن روز لندست بود درمی‌آوردیم که آن رنگ در این سمت در جزیره‌ی آبادان چقدر نرمی زمین داده است که آن سمت آیا تانک در آن فرو می‌رود یا می‌تواند به ما پاتک بکند؟ بعد این عملیات اتفاق افتاده است با غافلگیری خط شکسته شده است، بعد پاک‌سازی شده است، بعد حفظ شده است، بعد آن پل بعثت توسط عزیزان جهاد زده شده است، بعد پدافند هوایی چگونه آمده است با جداسازی رادار دارای انتشار از سامانه‌ی شلیک‌گر در ارتش جمهوری اسلامی شصت‌وچهار پنج هواپیمای روز دنیا را در بالای سر فاو زده است، اتفاقات بی‌نظیری افتاده است، همه‌اش عقلانیت است.

من امروز که تجربه‌ام نسبت به آن روز ـ 64 تا به الآن ـ تقریباً سی‌وپنج سال گذشته است، سی‌وپنج سالی که ما مداوم در این کار و این رشته‌ها بودیم، الآن به ضرس قاطع می‌گویم که برگردم و عملیات والفجر 8 را طراحی کنم یک کلمه نمی‌توانم کم‌وزیاد کنم، این عقلانیتی است که وجود داشته است. اصلاً جای هیچ تردیدی در این عملیات وجود ندارد و بسیاری از عملیات‌ها این‌گونه است. چگونه شده است که ما برای فرار از زرهی دشمن رفتیم در هوری که همه می‌گفتند باتلاق هورالهویزه، عملیات خیبر اتفاق افتاده است، جزایر نفتی مجنون گرفته شده است که ارزش آن مثلاً معادل کل خسارات جنگ بوده است؛ از این موضوعات اتفاق افتاده است.